تبلیغات
              کلوپ پایتخت دوستان - مطالب الیزابت

بیشعور ها منتقد میشوند!

یکشنبه 29 مهر 1397 04:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?

فصل پنجم سریال پایتخت با انتقادهای جدید روبرو شد!

سریال پایتخت ، فصل پنجم سریال پایتخت
پخش فصل پنجم سریال پایتخت و مطرح شدن ماجراهای جدیدی در آن باعث شد تا این فصل از سریال نوروزی شبکه یک سیما با انتقادهای جدیدی مواجه شود.

انتقادهایی که به سریال پایتخت وارد شد

در حالی که فصل پنجم سریال پایتخت با استقبال زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبرو شد اما منتقدان ایراداتی به این فصل پایتخت مطرح کردند و این انتقادها را اینگونه شرح دادند.سریال پایتخت

سریال پایتخت

انتقادهایی که درباره داستان سریال پایتخت مطرح شد

یک منتقد تلویزیون با اشاره به مساله طرح ازدواج دو دختربچه سریال «پایتخت» بیان کرد که این برداشت اشتباه است که عوامل در پی ترویج ازدواج در سن پایین بوده اند.

رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون درباره سریال «پایتخت 5» ساخته سیروس مقدم که این شب ها از شبکه یک سیما روی آنتن می رود گفت:تجربه سریال های چند فصلی نشان داده است که وقتی مخاطبان کاری را دوست داشته اند و بعد فصل های بعدی آن در تلویزیون و یا حتی شبکه نمایش خانگی ساخته شده به میزان فصل اول موفق نبوده است اما فصل پنجم پایتخت اثر باکیفیتی شده است.

وی ادامه داد:«پایتخت 5» حتی نسبت به فصل چهارم خیلی موفق تر است و شاید یک دلیل این است که وقتی سریالی فرصت کافی برای نگارش، ساخت و پرداخت داشته باشد اشکالات کمتری دارد. این موفقیت درحالیست که کار عوامل سریال در این فصل بسیار سخت تر است چون توقع مردم بالا رفته و شخصیت ها شناخته شده هستند.

این روزنامه نگار همچنین با اشاره به سرمایه گذار فصل پنجم این سریال عنوان کرد:خیلی ها به دلیل اینکه موسسه اوج پشت این سریال است کمی دچار بدبینی شدند و حتی با اینکه سریال را دوست دارند اما ناراحتند که چرا با موسسه اوج همکاری شده است ولی مساله این است که ما نمی توانیم کیفیت و یا بی کیفیتی یک اثر را متاثر از سرمایه گذار و موسسه ای که پشت آن است بدانیم.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و احمد مهران فر در فصل پنجم سریال پایتخت

این منتقد با اشاره به ویژگی های سریال «پایتخت» عنوان کرد:من تضادی را در سریال احساس می کنم که البته نگاه قطعی نسبت به آن ندارم. «پایتخت 5» در عین اینکه طنز است و موقعیت های فانتزی و اغراق آمیز دارد از فضایی رئال هم برخوردار است و روابط آدم ها در خانواده و اجتماع برای مخاطب باورپذیر است.

«پایتخت» از معدود سریال هایی است که در عین اینکه بومی و محلی است اما محبوبیت ملی داردوی با اشاره به پرداخت سریال به فرهنگ بومی اظهار کرد:شاید «پایتخت» از معدود سریال های تلویزیونی باشد که در عین اینکه بومی و محلی است و بافت جغرافیایی آن خارج از تهران است اما محبوبیت ملی دارد و شاید اگر جای دیگری بود اینقدر محبوبیت نداشت و بخشی از دلیل این محبوبیت آشنایی با خرده فرهنگ شمال است.

صائمی در واکنش به مطرح شدن ازدواج سارا و نیکا دو دختربچه دوقلوی این سریال بیان کرد:اکنون سن ازدواج در شمال کشور هم انقدر پایین نیست و به نظر من نقی و هما در این سریال قصد شوهر دادن بچه هایشان را ندارند. حتی آنها قبل از اینکه به ترکیه بروند فکر می کنند مدیری که برای خواستگاری فهیمه آمده برای دخترانشان آمده و نقی به همین دلیل یک درگیری ایجاد می کند.

اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شدوی اضافه کرد:اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شد. با نگاهی دیگر ممکن است نگاه رحمت باشد که در رویاهای خودش فکر می کند این دوقلوها برای برادرانش مناسب هستند و سریال قصد نداشته که ازدواج در سن پایین را ترویج کند. به صرف اینکه مساله ای طرح می شود به معنای ترویج و تایید آن نیست و چون طنز است باید از این زاویه هم به موقعیت نگاه کنیم.

این منتقد همچنین به ازدواج فهیمه که همسرش فوت کرده است اشاره و بیان کرد:چرا ازدواج فهیمه در سریال مورد توجه قرار نمی گیرد؟ او زن جوانی است که همسرش فوت کرده است و خواستگار هم دارد و اتفاقا هنوز این مساله در جامعه ما قبح دارد که در سریال این قبح شکسته می شود. همه ما چنین زنانی را در اطراف خود می بینیم و چرا باید اینها یک عمر تنها باشند. این نکته مثبتی است که سریال به آن توجه کرده است و حتی ما می بینیم که فهیمه به رحمت علاقه دارد.

وی از برخی از دیالوگ های سریال یاد کرد و گفت:بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال است و نباید کل کل کردن را با تو سر هم زدن اشتباه بگیریم.

بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال استاین منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به صحنه ای از سریال توضیح داد:در یکی از قسمت ها برخورد نقی را در حضور جمع با بهتاش دیدیم که روی دستش خالکوبی کرده بود و بعد درباره این حرکت صحبت می شود که چرا نقی در جمع اینگونه برخورد کرد؟ این یک ویژگی خوب سریال است که ما با نقد اجتماعی خیلی خوبی نسبت به رفتارها و کنش ها مواجه هستیم که البته از چنین صحنه هایی بیشتر جنبه طنز آن مورد توجه قرار می گیرد.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و هومن حاجی عبداللهی در فصل پنجم سریال پایتخت

صائمی درباره شخصیت پردازی در سریال نیز بیان کرد:مردم شخصیت های «پایتخت» را می شناسند و حتی می توانند پیش بینی کنند که هما و یا نقی چه واکنش هایی نسبت به یک رفتار می توانند داشته باشند. من کمتر سریالی دیدم که مخاطب اینقدر از شخصیت ها توقع داشته باشد و نشان می دهد که چقدر این شخصیت ها تاثیرگذارند که مخاطب آنها را واقعی می پندارد و از حالت دراماتیک خارج می شود.

این روزنامه نگار عنوان کرد:«پایتخت» پیچیدگی روابط فردی و اجتماعی را هم نشان می دهد و گاهی فکر می کنیم شخصیت ها دچار تناقض هستند اما مساله این است که ما در این سریال با قهرمان ها مواجه نیستیم بلکه همه خاکستری هستند و نقاط قوت و ضعف دارند. نقی در عین حسادت به پسرخاله اش باز هم حامی اوست و یا در عین کل کل با هما، روابط زناشویی خوبی با هم دارند.

وی اضافه کرد:بهترین اتفاق در این سریال برای بهرام افشاری رخ داده است او با اینکه اخیرا در چند فیلم سینمایی بازی های خوبی داشته است اینجا بسیار خوب دیده می شود و قابلیت های خود را به اثبات می رساند.

مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرداین منتقد به طولانی شدن بعضی از صحنه ها اشاره و عنوان کرد:مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرد حتی بعضی سکانس ها مثل حضور در فضای بسته ماشین به درازا می کشید. البته با نگاهی دیگر می توان گفت که در «پایتخت5» توجه بیشتری به جزییات شکل گرفته است و گاهی هم داستانک هایی اضافه می شود که به دلیل موقعیت های طنزی است که در آنها وجود دارد.

وی در پایان بیان کرد:تنها نکته ای که باید نگران آن بود ورود قصه به داعش است و امیدوارم ورود به چنین فضایی، قصه را دچار سانتی مانتالیسم سیاسی نکند و در ذوق مخاطب نخورد.

فصل پنجم سریال پایتخت

درگیری با داعش در فصل پنجم سریال پایتخت

یکی از ویژگی های مهم پایتخت در تمام فصل هایی که تا به حال ساخته شده، این است که هیچ وقت مستقیم گویی نکرده و سراغ مسائل سیاسی هم نرفته است. اینبار هم چنین اتفاقی نیفتاده. خودتان اگر سریال را تماشا کنید متوجه اصل ماجرا می شوید.بستر قصه پایتخت 5 به گونه ای پیش رفته که توانسته این اجازه را به خود بدهد که با این مسائل هم شوخی کند؛ اما داستان اصلی پایتخت 5، هیچ ارتباطی به جنگ سوریه، داعش، ترکیه و ... ندارد. قصه چیز دیگری است اما در حین روایت آن، این حوادث هم پیش می آید.

تمام پایتخت ها تا به حال یک ویژگی مشترک داشتند آن هم محوریت خانواده است. درواقع برگ برنده ما همین مسئله است.آدم های این خانواده هیچ کدام شبیه به هم نیستد. هر کدام ساز خودشان را می زنند؛ اما وقتی کنار هم قرار می گیرند به یک تن واحد تبدیل می شوند.به محض آنکه به مشکل می خورند اختلاف ها را کنار می گذارند و همه تلاش می کنند از آن مشکل و بحران رد شوند. احترام هم را نگه می دارند. دعوا می کنند؛ اما توهین نمی کنند. همیشه برای بزرگتر ارزش قائل اند.

در این مجموعه زن و شوهر دعوا می کنند اما هیچوقت به قهر، طلاق و جدایی نمی رسند. چون در این خانواده امیدموج می زند. همچنان هم محور سریال پایتخت 5 خانواده است؛ منتها این بار در موقعیت ها، شرایط و شکل جدیدی مورد محک قرار می گیرند. اگر تا امروز این خانواده را درگیر مسائل داخلی می دیدیم، این بار خانوده پایتخت به دلایلی عازم خارج از وطن می شوند. آنها در کانون بحران هایی قرار می گیرند و تماشاچی را با خود درگیر می کند.تا جایی که همه منتظرند ببینند بالاخره آنها چطور می توانند از این بحران ها که خارج از کشورشان به آنها دچار شده اند رها شوند؟




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:11 ب.ظ

دلتون بسوزه

شنبه 28 مهر 1397 05:12 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? پایتخت 5 ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
یوهو.........
دلتون بسوزه
چیه
رفتم والپیپرم رو پایتختی کردم
بیچاره بهتاش معلوم نیست ای کاش به جا
بهتاش اون ارسطوی احمق روانی دهن کج معلوم نمیشد
 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

زلزه 9 ریشتری در علی اباد:| = کامینگ سون

پنجشنبه 22 شهریور 1397 09:13 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? الیزابت ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
این داستان درباره اینه که بهروز دوست دختر پیدا میکنه و دوست دخترش با اون زلزه 9 و 9 دهم ریشتر میشن
+ بهنام بانی کنسرت میزاره و غوغا به پا میشه
- ارسطو اعتراف میکنه چوچانگ رو کشته
سوع پیشینه میگره
+اوس موسی برمیگرده
- گلرخ با بهتاش ازدواج میکنه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 01:45 ب.ظ

الی یا نیلوفر رجایی فر

سه شنبه 13 شهریور 1397 09:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? الیزابت ?

ناگفته های نیلوفر رجایی فر از دختر داعشی سریال پایتخت

نیلوفر رجایی فر ، نیلوفر رجایی فر بازیگر
نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش دختر داعشی در سریال پایتخت در اولین گفتگوی مفصل درباره بازی در این سریال از نحوه پیوستن به پایتختی ها و همکاری با سیروس مقدم گفت.

از سیر تا پیاز پایتخت 5 از زبان نیلوفر رجایی فر

پایتخت 5 بازیگران جدیدی همچون نیلوفر رجایی فر ، بهرام افشاری ، مصطفی و مجتبی بلال حبشی را به دنیای هنر معرفی کرد و با بکارگیری جوانان این حرفه دنیای جدیدی را به سوی آنها گشود.نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر جوانی که در اولین تجربه تلویزیونی اش جلوی دوربین سیروس مقدم رفت و در یک گفتگو از دنیای بازیگری و بازی در پایتخت 5 گفت.

خانواده نقی معمولی حالا دیگر آنقدر برای مردم جا افتاده اند که پیگیری سری پنجم آن مانند فصل های قبلی همچنان برایشان جذاب باشد و بخواهند بدانند چه بر سر تک تک شخصیت های این سریال می آید؛ حتی «الیزابت» که تازه به قصه پیوسته و نقی و خانواده اش با اعتماد به او در حال عبور از یک مخمصه بزرگ هستند. نقش «الیزابت» یا به قول ارسطو «الی» را «نیلوفر رجایی فر» بازی می کند. او فارغ التحصیل رشته فیزیک و اختر فیزیک از دانشگاه رویال لندن انگلستان است و 25 سال سن دارد.

گفتگویی متفاوت با نیلوفر رجایی فر بازیگر پایتخت

با او درباره حضورش در مجموعه «پایتخت 5» و ایفای نقش یک خانم که مدتی را با داعشی ها زندگی کرده گفت وگو کردیم که در ادامه می خوانید:

**خانم رجایی فر! با گروه آقای مقدم چطور آشنا شدید و به سریال پایتخت پیوستید؟

ـ رشته تحصیلی من، فیزیک و اختر فیزیک است و در دانشگاه رویال لندن تحصیل کرده ام. در لندن تئاتر دانشجویی کار می کردم و همیشه پیگیر بازیگری بودم و در دانشگاه محل تحصیلم هم چند نقش کوتاه بازی کرده بودم. در ایران هم چندبار تست بازیگری داده بودم، ولی به خاطر مدت کوتاه اقامتم در ایران نمی توانستم در آنها حضور داشته باشم که در نهایت از طریق دوستان که در جریان فعالیت های من بود، به کار معرفی شدم و دیداری با آقای محسن تنابنده داشتم. ایشان درباره نقش با من صحبت هایی کرد و در نهایت در حالی که سریال کلید خورده بود، من به کار پیوستم.

 نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش الیزابت در سریال پایتخت 5

**پیش از پیوستن به پایتخت، فصل های قبلی سریال را دیده بودید و اصلا می دانستید چنین مجموعه پرمخاطبی تولید شده است؟

ـ واقعیتش این است که بخش هایی از سریال را دیده بودم، ولی چون آن زمان در ایران نبودم، نتوانسته بودم که مدام پیگیر باشم و بدانم که قصه سریال چیست. اما بلافاصله و بعد از اینکه قرار شد در سریال حضور داشته باشم، تمام قسمت ها را طی 2 شب دیدم و بعد به کار پیوستم.

** پس وقتی به بازیگران سریال پایتخت اضافه شدید، دیگر با خانواده نقی معمولی آشنا بودید و می دانستید که ماجرا از چه قرار است.

ـ بله همه را می شناختم جز بهتاش که او هم در فصل پنج به کار اضافه شد.

** قبل از اینکه جلوی دوربین بروید، می دانستید که قرار است نقش یک زن داعشی را بازی کنید؟

ـ کسی که مرا به کار معرفی کرد، گفت که یک نقش بسیار خوب و جذاب است که حتما با ایفای آن دیده می شوی و مهم تر از همه اینکه ارسطو قرار است عاشقت بشود! (با خنده) و البته من آن زمان نمی دانستم یعنی چه که ارسطو قرار است عاشقم بشود! بعد هم در طول کار متوجه شدم و حتی با آقای مصطفی تنابنده هم که صحبت کردم او هم همین را گفت ولی بعدا متوجه شدم که موضوع اصلا عاشقی ارسطو نیست. الیزابت حداقل برای من به قدری لایه های شخصیتی جالب و متفاوتی داشت که واقعا خیلی خوشحالم این نقش را ایفا کردم.

** شما قبل از حضور در مجموعه پایتخت نسبت به داعش و جنایاتش آگاهی داشتید و می دانستید که چه می کند؟

ـ بله، کاملا. چون زندگی کردن در اروپا داعش را برای شما ملموس تر و آشناتر می کند.

** به خاطر حملات انتحاری و انفجارهایی که روی می دهد؟

ـ بله. من در یکی از روزهایی که سر کار می رفتم، با خط سیاه قطار، خودم را به محل کار رساندم. وقتی رسیدم متوجه شدم 10 دقیقه بعد در همان جا یک بمب خنثی کرده اند و خطر از بیخ گوشم رد شده بود.

** پس شما به واسطه زندگی در ایران و اروپا شاید بیشتر از ایرانی ها متوجه امنیتی که در کشورمان وجود دارد، باشید و آن را درک کنید.

ـ بله. کاملا همینطور است. من به واسطه اتفاقاتی که در آنجا می افتد، بیشتر متوجه امنیت موجود در ایران هستم.

 نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش الیزابت در سریال پایتخت 5

** در این مدت با افراد داعشی هم مواجهه داشته اید؟

ـ نه به هیچ وجه. فقط در اخبار متوجه شدم و اینکه مثلا در محله کناری یک دختر به داعش پیوست و یا از فلان محله دیگر 4 پسر به این گروه ملحق شده اند. مثلا چندی پیش شنیدم که برادر یکی از دوستان نزدیکم بی خبر برای کمک به سوریه رفته بود. او متخصص کامپیوتر بود و البته برای مبارزه با داعش به سوریه رفته بود، ولی کسی نمی دانست و او خبری در این زمینه نداده بود.

** پس شما با این یکباره رها شدن ها آشنایی داشتید. اتفاقی که در سریال برای الیزابت می افتد و او از طرف همسرش رها می شود.

ـ بله. کاملا همینطور است. این موضوع برای من کاملا ملموس است و الیزابت را کاملا حس کردم. الیزابت همیشه یک قسمتی از من خواهد بود. چون با او رنج کشیدم و حتی برایش گریه کردم. من حتی نمی دانستم که خط داستانی که الیزابت را پیش می برد، چیست و در طول کار و فیلمنامه ای که به دست من می رسید، متوجه رنج هایی می شدم که این زن متحمل می شد و این دردها باعث شد که من الیزابت را یک شخصیت جدا و مستقل از خودم بدانم.

** ضمن اینکه شما در طول کار هم به عنوان اولین تجربه جدی شرایط سختی را در مرحله تولید گذرانید.

ـ ما گرمای طاقت فرسایی را تحمل کردیم هرچند که از من نقل قول های دروغی درباره سختی کشیدن در کار منتشر شده که هیچکدام صحت ندارد. من بیشتر در سرما زندگی کرده ام و خیلی گرما را تجربه نکرده بودم، ولی در زمان فیلمبرداری سریال این ماجرا را کاملا درک کردم. مخصوصاً که روز اول که سر صحنه سریال رفتم و گروه مشغول ضبط صحنه های مربوط به عبور از دشت بودند. آنجا من هنوز جلوی دوربین نرفته بودم و در سایه مدام آب خنک می نوشیدم ولی آنچنان گرمازده شده بودم که نمی توانستم حتی حرف بزنم که بعد محسن تنابنده از من پرسید حالت خوب است؟ من هم گفتم بله. صبر کنید تا خودم را با این گرما هماهنگ کرده و به آن عادت کنم.

 نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش الیزابت در سریال پایتخت 5

** تجربه کار با آقای مقدم که یک کارگردان کاربلد و مشهور هستند، چطور بود؟

ـ خیلی شیرین و عالی بود و توانستم چیزهای بسیاری از ایشان یاد بگیرم. او به قدری باتجربه است که کار روان پیش می رود.

**درباره موضوع داعش که به آن اشاره کردید، مردم اروپا و حداقل کسانی که شما آنها را می شناسید، نسبت به داعش آگاهی حقیقی داشتند؟

ـ به نکته مهمی اشاره کردید. من تابستان سالی که به ایران برگشتم، یکی از دوستان نزدیکم که اسپانیایی است و ما در لندن باهم آشنا شده بودیم، تصمیم داشت که به ایران سفر کند و من را ببیند. اما اولین نگرانی پدر و مادر او حضور داعش در ایران و نگرانی آنها از این موضوع بود. دوست من هم مدام اخبار و مقالاتی برای آنها می فرستاد که متوجه بشوند یکی از جاهایی که داعش هنوز پایش را آنجا نگذاشته، ایران است. آنها به سختی باور کردند که ایران امن است و خطری دخترشان را تهدید نمی کند.

واقعیت این است که چون ایران در این منطقه حضور دارد، آنها فکر می کنند که در ایران هم داعش حضور دارد و کشور ناامنی است. البته این متعلق به نسل قدیم است و جوان ترها بهتر می دانند که ایران جای امنی است.

** شما در ایران می مانید و کار هنریتان را ادامه می دهید یا قصد دارید برای ادامه زندگی به اروپا برگردید؟

ـ فعلا در ایران هستم. به واسطه کارم مسافرت زیاد می کنم، ولی قصد مهاجرت و ماندن در کشور دیگری را ندارم.

** بازخوردهایی که از کار گرفتید چطور بود؟

ـ عالی. سعی می کنم تمام نظرات مخاطبان را دنبال کنم. علی رغم اینکه خیلی ارتباط خوبی با فضای مجازی ندارم ولی تمام نظرات را دنبال می کنم و می خوانم و اتفاقا پیگیر نقدهای سازنده هم هستم. مردم ما خیلی مهربان هستند و لطف بسیاری به من داشتند.

** کدام یک از نقش های پایتخت را بیشتر دوست داشتید؟

ـ تک تک این شخصیت ها را دوست داشتم و حتی بازیگران این سریال در زندگی شخصیشان را هم خیلی دوست دارم. هرکدام از آنها به نوعی کمک حال من بودند. یکی از لحاظ تکنیکی، یکی از لحاظ آرامش، یکی اینکه من در سریال خوشحال باشم. همه را مساوی و به یک اندازه دوست داشتم. شیرینی صحبت کردن فهیمه، درستکاری و مهربانی هما، دل مهربان نقی و اینکه در عین حال می خواهد بگوید من از همه بهترم. بهتاش و غدبازیِ های جوانی اش، باباپنجعلی، رحمت و ... نمی دانم کسی را از قلم انداخته ام یا نه.

** ارسطو چطور؟ او را نگفتید.

ـ ارسطو دیگر گفتن ندارد.(می خندد) همه می دانند عالی است.

**اگر فصل ششم پایتخت ساخته شود در آن حضور دارید؟

ـ آن را باید ببینیم.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 شهریور 1397 09:34 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اخر (پایان داستان فصل 2)

سه شنبه 9 مرداد 1397 07:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: رحمان رحیم ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? خانوم فدوی ? الیزابت ? چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
 این اخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونههههههههه
این اخرین قسمته که میبینیم عاقل شو دیوووووونههههههههههه
در این قسمت

عروسی ارسطو و الیزابته دیگه



 نقی نگاهی به عکس خودشو ارسطو میندازه و میگه : هیییییی اه پسر خاله تو هم متاهل شدی
یادمه مخ خانوم فدوی .... چو چانگ بالا خره به این زن انگلیسی رسیدی
این زندگیمون یه فلسفه ی اجتماعیه
میدونستی
اوفففف الهی خوشبخت شی



بکن ولی دست از کله کچل ما ور دار
----------------------------------------------------------------------------------
---- اجی تو داری ازدواج میکنی هیچ خبری بهتر از این نیست
---- مرسی
 
 --- دایی میگم منم برم خواستگاری مبینا
--- چی میگی بهتاش
--- داییی
---- باشه
---- نقی زن ارسطو داداش پرستوعه
----- بله پدر جان

---- و بعد همه میرقصن ( رقص ارسطو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ)
چو چانگ مخفیانه میاد تو و بنزین میریزه دور تالار
و فندک روشن میکنه
و


 گرومپ بومب کل اونجا میره هوا و همه میمیرن
:( :( 
خدا رحمتشون کنه
پیش شیر راحت باشین الهی




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت سوم ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 06:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? الیزابت ?
انچه در این قسمت خواهید دید .....

ارسطو میره خواستگاری و ازدواج میکنه وبعد باهمون رقص مسخره اش میرقصه




ارسطو : نقی زود باش بریم
نقی : خاله با پرستو رو میاری
---- نه نقی میارم
----- همه گی حاضر شین
---- هما این چیه
---- نقی این گل سره
--- برای چی میزنی
---- نقی یه روز بزار بزنم
---- عب نداره
----- ولکن اقا ولکن خوشحال بریم


---- خاله اروم باش دیگه
--- الی جون نمیتونم
--- النور حاضری
---- بله خاله
--- خب همه چی درسته
----  بله
و چند دقیقه بعد نقی اینا میان
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
بعد از چند ساعت خوش  و بش
بالاخره ....
النور ( خواهر الی) : خب اصن شما برای خواستگاری نیامدین
خب ماهم میگیم بله

 در قسمت بعدی
[

عروسی میکنن

]







دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 06:59 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت دوم ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 04:07 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ? الیزابت ? سارا نیکا ?
انچه در این قسمت خواهید دید
[

ارسطو و فهیمه و الی میرن علی اباد

نقی هی سوال نیکا رو میکنه

]


--- خب الی جان فارسی از کجا یاد گرفتی
---- یکی از دوستام یادم داد
---- الی ما پاسپورت نداریم
--- خب بریم باید بگیریم
---- همه پولدارن دیگه
----- نهههههههه
----- عب نداره
یک هفته بعد
خب بدویید بریم
داره هواپیما دیر میشه
---------------------------------------------
---- هنوز باورم نمیشه از مرگ برگشتین
--- الی جون حالا که فارسی بلدی میخوام بهت یه چیزی بگم
---- بفرما ارسطو
---- من .... من.... من................... دوست دارم
---- چی..... خب ..... خب .... منم دوست دارم
----- اههههه چی


5 ساعت بعد
بیاین بریم
و بعد رحمت اونا رو میبینه
---- فهیمه... ارسطو .... الیزابت
--- بله رحمت جان
--- اوم ببببههههههههه علیییییییی اباددددددددد شیررررر گاهههه خوش امدید
-----مرسی
---- خب نمیخوای مارو ببری خونه نقی
---- چچچچچرا
----رحمت چی شده نکلت زبون گرفتی ر
ارسطو فهیم الیزابت
---- دارم خواب میبینم
نیکا نیکا تو کجاییی
--- داداش نیکا  با ما نیومد
---------- چیییییییییییییی
---- ولی اگه بخوای به شیر میگم بیارتش اینجا
----- فهیم بگو
و بعد ابر میان و نیکا رو میارن


بابا بابا بابا
نیکا خوبی
--- اره بابا سارا کوش
---- تو خونه
---- بیاین تو دم در بده


---- ارسطو چی میگی میخوای بریم خواستگاری الیزابت
--- بله هما خانوم


انچه در قسمت بعد میبینید

میرن خواستگاری الیزابت





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 04:24 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اول ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 03:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: ارسطو ? فهیم ? الیزابت ?

انچه در این قسمت خواهید دید

[

ارسطو تا خواهد ازدواج کنه میره به دنیا ی انسان ها

فهیمه هم زنده میشه

]


شعله : ا... ارسطو نمیریم

ارسطو : بریم شعله جان

عاقد میگه : اوهوم  هوم .....

خانم شعله فدوی ایا بنده وکیلم شما رو به عقد اقای ارسطو عامل دربیاورم

---- بله

----- و شما چی

---- اوم من

و ارسطو تا بخواد بگه بله میره تو دروازه

---- بلهههههه

--- ا شیر من چرا اینجام

----ارسطو تو و زن داداش دارین میرین

دنیای مردگان

---- چرا بچه مچه حرف میزنی تو؟

--- نه بخدا دستوره

--- از دروازه بیرون برو و منتظر یه ابر باش اون تورو میبره به دنیا


ارسطو میره و توی کوش اداسی میوفته

--- اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

اینجا کجاست

---- دختر خاله تو کجایی

----پسر خاله من اینجام اینجا کوش اداسیه

-- چرا.....

--- بچه مچه چیه اینجا تابلو داره

--- بریم تاکسی بگیریم

---- دختر خاله فهیمه جان من اینو میدونم ولی ترکی بلدم نیستم

---- پسر خاله حالا بریم پیدا میشه

---- شما تاکسی میخواین

---- بله اقا

----- بیاید تو

----- خب کجا میرین

---- کجا بریم پسر خاله

---- بریم مرکز شهر


--- من ازتون پول نمیگیرم چون میدونم از مرگ برگشتین

--- از کجا میدونین

---- خوب اقا شیر خودش بهم گفت

--- مرسی پس


پسر خاله کجا بریم

---- اقاهه کل نقشه این جارو داد

و بعد الیزابت میاد


و فهیمه به الی میخوره

---- اااااا........... خانوم کورید حواستون کجاست

به ترکی میگه خدا شفاتون بده

--- چی چی میگین

--ا الیزابت نیست

---- پسر خاله  چرا

---- ای ای ای الیزابت خانوم ماییم

اوناییی که تو سوریه دیدین .... نمیدونم فارسی بلده یا نا

----- فهیمه خانوم اقا ارسطو....


انچه در قسمت بعد خواهید دید


میرن ایران و زندگی میکنن







دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 04:02 ب.ظ

الیزابت و نیلوفر رجایی فر

شنبه 6 مرداد 1397 04:36 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? الیزابت ?
See the source image

See the source image
See the source image
See the source image
 از اون لباس سیاه یک شخصیت دیگر





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 6 مرداد 1397 04:40 ب.ظ