کلوپ پایتخت دوستان - مطالب فهیم

بیشعور ها منتقد میشوند!

یکشنبه 29 مهر 1397 04:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?

فصل پنجم سریال پایتخت با انتقادهای جدید روبرو شد!

سریال پایتخت ، فصل پنجم سریال پایتخت
پخش فصل پنجم سریال پایتخت و مطرح شدن ماجراهای جدیدی در آن باعث شد تا این فصل از سریال نوروزی شبکه یک سیما با انتقادهای جدیدی مواجه شود.

انتقادهایی که به سریال پایتخت وارد شد

در حالی که فصل پنجم سریال پایتخت با استقبال زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبرو شد اما منتقدان ایراداتی به این فصل پایتخت مطرح کردند و این انتقادها را اینگونه شرح دادند.سریال پایتخت

سریال پایتخت

انتقادهایی که درباره داستان سریال پایتخت مطرح شد

یک منتقد تلویزیون با اشاره به مساله طرح ازدواج دو دختربچه سریال «پایتخت» بیان کرد که این برداشت اشتباه است که عوامل در پی ترویج ازدواج در سن پایین بوده اند.

رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون درباره سریال «پایتخت 5» ساخته سیروس مقدم که این شب ها از شبکه یک سیما روی آنتن می رود گفت:تجربه سریال های چند فصلی نشان داده است که وقتی مخاطبان کاری را دوست داشته اند و بعد فصل های بعدی آن در تلویزیون و یا حتی شبکه نمایش خانگی ساخته شده به میزان فصل اول موفق نبوده است اما فصل پنجم پایتخت اثر باکیفیتی شده است.

وی ادامه داد:«پایتخت 5» حتی نسبت به فصل چهارم خیلی موفق تر است و شاید یک دلیل این است که وقتی سریالی فرصت کافی برای نگارش، ساخت و پرداخت داشته باشد اشکالات کمتری دارد. این موفقیت درحالیست که کار عوامل سریال در این فصل بسیار سخت تر است چون توقع مردم بالا رفته و شخصیت ها شناخته شده هستند.

این روزنامه نگار همچنین با اشاره به سرمایه گذار فصل پنجم این سریال عنوان کرد:خیلی ها به دلیل اینکه موسسه اوج پشت این سریال است کمی دچار بدبینی شدند و حتی با اینکه سریال را دوست دارند اما ناراحتند که چرا با موسسه اوج همکاری شده است ولی مساله این است که ما نمی توانیم کیفیت و یا بی کیفیتی یک اثر را متاثر از سرمایه گذار و موسسه ای که پشت آن است بدانیم.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و احمد مهران فر در فصل پنجم سریال پایتخت

این منتقد با اشاره به ویژگی های سریال «پایتخت» عنوان کرد:من تضادی را در سریال احساس می کنم که البته نگاه قطعی نسبت به آن ندارم. «پایتخت 5» در عین اینکه طنز است و موقعیت های فانتزی و اغراق آمیز دارد از فضایی رئال هم برخوردار است و روابط آدم ها در خانواده و اجتماع برای مخاطب باورپذیر است.

«پایتخت» از معدود سریال هایی است که در عین اینکه بومی و محلی است اما محبوبیت ملی داردوی با اشاره به پرداخت سریال به فرهنگ بومی اظهار کرد:شاید «پایتخت» از معدود سریال های تلویزیونی باشد که در عین اینکه بومی و محلی است و بافت جغرافیایی آن خارج از تهران است اما محبوبیت ملی دارد و شاید اگر جای دیگری بود اینقدر محبوبیت نداشت و بخشی از دلیل این محبوبیت آشنایی با خرده فرهنگ شمال است.

صائمی در واکنش به مطرح شدن ازدواج سارا و نیکا دو دختربچه دوقلوی این سریال بیان کرد:اکنون سن ازدواج در شمال کشور هم انقدر پایین نیست و به نظر من نقی و هما در این سریال قصد شوهر دادن بچه هایشان را ندارند. حتی آنها قبل از اینکه به ترکیه بروند فکر می کنند مدیری که برای خواستگاری فهیمه آمده برای دخترانشان آمده و نقی به همین دلیل یک درگیری ایجاد می کند.

اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شدوی اضافه کرد:اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شد. با نگاهی دیگر ممکن است نگاه رحمت باشد که در رویاهای خودش فکر می کند این دوقلوها برای برادرانش مناسب هستند و سریال قصد نداشته که ازدواج در سن پایین را ترویج کند. به صرف اینکه مساله ای طرح می شود به معنای ترویج و تایید آن نیست و چون طنز است باید از این زاویه هم به موقعیت نگاه کنیم.

این منتقد همچنین به ازدواج فهیمه که همسرش فوت کرده است اشاره و بیان کرد:چرا ازدواج فهیمه در سریال مورد توجه قرار نمی گیرد؟ او زن جوانی است که همسرش فوت کرده است و خواستگار هم دارد و اتفاقا هنوز این مساله در جامعه ما قبح دارد که در سریال این قبح شکسته می شود. همه ما چنین زنانی را در اطراف خود می بینیم و چرا باید اینها یک عمر تنها باشند. این نکته مثبتی است که سریال به آن توجه کرده است و حتی ما می بینیم که فهیمه به رحمت علاقه دارد.

وی از برخی از دیالوگ های سریال یاد کرد و گفت:بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال است و نباید کل کل کردن را با تو سر هم زدن اشتباه بگیریم.

بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال استاین منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به صحنه ای از سریال توضیح داد:در یکی از قسمت ها برخورد نقی را در حضور جمع با بهتاش دیدیم که روی دستش خالکوبی کرده بود و بعد درباره این حرکت صحبت می شود که چرا نقی در جمع اینگونه برخورد کرد؟ این یک ویژگی خوب سریال است که ما با نقد اجتماعی خیلی خوبی نسبت به رفتارها و کنش ها مواجه هستیم که البته از چنین صحنه هایی بیشتر جنبه طنز آن مورد توجه قرار می گیرد.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و هومن حاجی عبداللهی در فصل پنجم سریال پایتخت

صائمی درباره شخصیت پردازی در سریال نیز بیان کرد:مردم شخصیت های «پایتخت» را می شناسند و حتی می توانند پیش بینی کنند که هما و یا نقی چه واکنش هایی نسبت به یک رفتار می توانند داشته باشند. من کمتر سریالی دیدم که مخاطب اینقدر از شخصیت ها توقع داشته باشد و نشان می دهد که چقدر این شخصیت ها تاثیرگذارند که مخاطب آنها را واقعی می پندارد و از حالت دراماتیک خارج می شود.

این روزنامه نگار عنوان کرد:«پایتخت» پیچیدگی روابط فردی و اجتماعی را هم نشان می دهد و گاهی فکر می کنیم شخصیت ها دچار تناقض هستند اما مساله این است که ما در این سریال با قهرمان ها مواجه نیستیم بلکه همه خاکستری هستند و نقاط قوت و ضعف دارند. نقی در عین حسادت به پسرخاله اش باز هم حامی اوست و یا در عین کل کل با هما، روابط زناشویی خوبی با هم دارند.

وی اضافه کرد:بهترین اتفاق در این سریال برای بهرام افشاری رخ داده است او با اینکه اخیرا در چند فیلم سینمایی بازی های خوبی داشته است اینجا بسیار خوب دیده می شود و قابلیت های خود را به اثبات می رساند.

مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرداین منتقد به طولانی شدن بعضی از صحنه ها اشاره و عنوان کرد:مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرد حتی بعضی سکانس ها مثل حضور در فضای بسته ماشین به درازا می کشید. البته با نگاهی دیگر می توان گفت که در «پایتخت5» توجه بیشتری به جزییات شکل گرفته است و گاهی هم داستانک هایی اضافه می شود که به دلیل موقعیت های طنزی است که در آنها وجود دارد.

وی در پایان بیان کرد:تنها نکته ای که باید نگران آن بود ورود قصه به داعش است و امیدوارم ورود به چنین فضایی، قصه را دچار سانتی مانتالیسم سیاسی نکند و در ذوق مخاطب نخورد.

فصل پنجم سریال پایتخت

درگیری با داعش در فصل پنجم سریال پایتخت

یکی از ویژگی های مهم پایتخت در تمام فصل هایی که تا به حال ساخته شده، این است که هیچ وقت مستقیم گویی نکرده و سراغ مسائل سیاسی هم نرفته است. اینبار هم چنین اتفاقی نیفتاده. خودتان اگر سریال را تماشا کنید متوجه اصل ماجرا می شوید.بستر قصه پایتخت 5 به گونه ای پیش رفته که توانسته این اجازه را به خود بدهد که با این مسائل هم شوخی کند؛ اما داستان اصلی پایتخت 5، هیچ ارتباطی به جنگ سوریه، داعش، ترکیه و ... ندارد. قصه چیز دیگری است اما در حین روایت آن، این حوادث هم پیش می آید.

تمام پایتخت ها تا به حال یک ویژگی مشترک داشتند آن هم محوریت خانواده است. درواقع برگ برنده ما همین مسئله است.آدم های این خانواده هیچ کدام شبیه به هم نیستد. هر کدام ساز خودشان را می زنند؛ اما وقتی کنار هم قرار می گیرند به یک تن واحد تبدیل می شوند.به محض آنکه به مشکل می خورند اختلاف ها را کنار می گذارند و همه تلاش می کنند از آن مشکل و بحران رد شوند. احترام هم را نگه می دارند. دعوا می کنند؛ اما توهین نمی کنند. همیشه برای بزرگتر ارزش قائل اند.

در این مجموعه زن و شوهر دعوا می کنند اما هیچوقت به قهر، طلاق و جدایی نمی رسند. چون در این خانواده امیدموج می زند. همچنان هم محور سریال پایتخت 5 خانواده است؛ منتها این بار در موقعیت ها، شرایط و شکل جدیدی مورد محک قرار می گیرند. اگر تا امروز این خانواده را درگیر مسائل داخلی می دیدیم، این بار خانوده پایتخت به دلایلی عازم خارج از وطن می شوند. آنها در کانون بحران هایی قرار می گیرند و تماشاچی را با خود درگیر می کند.تا جایی که همه منتظرند ببینند بالاخره آنها چطور می توانند از این بحران ها که خارج از کشورشان به آنها دچار شده اند رها شوند؟




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:11 ب.ظ

عروسی فهیمه خانوم و اقا رحمت

یکشنبه 29 مهر 1397 04:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: فهیم ? رحمت ? نقی ? هما ? ارسطو ? بهتاش ? بهبود ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ? بابا پنج علی ?
[https://www.aparat.com/v/DlNaG/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA_6]
خیلی باحاله نبینی خیلی بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عکس بازیگران پایتخت کنار همسراشون

یکشنبه 29 مهر 1397 03:51 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ?
بازیگران پایتخت ، فضای مجازی
در این مطلب میخواهیم شما را با عکس هایی جذاب از “بازیگران پایتخت” و همسرانشان از احمد مهرانفر تازه داماد سریال پایتخت تا محسن تنابنده و همسرش غافلگیر کنیم.

بازیگران پایتخت را در کنار همسرانشان ببینید

دو روز پیش بود که خبری به سرعت در فضای مجازی منتشر شد و حکایت از ازدواج احمد مهرانفر ارسطوی سریال پایتخت داشت. احمد مهرانفر با انتشار عکسی خبر از ازدواجش داد و بالاخره ارسطوی ازدواجی سریال پایتخت داماد شد. این خبر به سرعت در فضای مجازی انتشار یافت و عکس مونا فائض پور همسر احمد مهرانفر در فضای مجازی بسیار مورد بازدید قرار گرفت.بازیگران پایتخت

بازیگران پایتخت

انتشار این خبر بهانه ای شد تا در قالب یک گزارش بازیگران پایتخت را در کنار همسرانشان بنشانیم و عکس هایی از آنها را منتشر کنیم. در ادامه شما را با تصاویری از بازیگران پایتخت و همسرانشان آشنا خواهیم کرد.

بازیگران پایتخت و همسرانشان در یک قاب

علیرضا خمسه و همسرش

علیرضا خمسه از پیشکسوتان سریال پایتخت است که از اولین فصل این سریال در نقش بابا پنجعلی تیم پایتخت را همراهی میکند. علیرضا خمسه یکبار در سال 62 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسری به نام احمدرضا بود که این ازدواج به جدایی انجامید .

علیرضا خمسه و همسرش

علیرضا خمسه باباپنجعلی پایتخت و همسرش

این بازیگر پیشکسوت یکبار دیگر در سال 72 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج موفق دو دختر به نام درسا و گلسا است.


محسن تنابنده و همسرش

محسن تنابنده بازیگر نقش نقی معمولی در سریال پایتخت یکی از ارکان اصلی پایتخت است و در واقع پایتخت بدون او معنایی ندارد.

محسن تنابنده و همسرش

محسن تنابنده و همسرش روشنک گلپا

روشنک گلپا همسر محسن تنابنده است که این هنرمند در بهمن ماه سال 94 با انتشار تصاویری از مراسم عقدش خبر ازدواج ش را به صورت رسمی اعلام کرد و اولین عکس از محسن تنابنده و همسرش روشنک گلپا توسط محسن تنابنده در تاریخ 23 بهمن ماه سال 94 در صفحه شخصی اش منتشر شد . محسن تنابنده بهمن ماه سال 96 صاحب پسری به نام نامی شد.


احمد مهرانفر و همسرش

احمد مهرانفر ارسوط ازدواجی سریال پایتخت بالاخره در دنیای واقعی و خارج از سریال پایتخت داماد شد.

احمد مهرانفر و همسرش

احمد مهرانفر و همسرش مونا فائض پور

25 فروردین 1397 بود که صفحه اینستاگرام احمد مهرانفر با انتشار خبر ازدواجش به روز شد و مونا فائض پور هنرجوی بازیگری به عنوان همسر احمد مهرانفر معرفی شد.


هومن حاجی عبداللهی و همسرش

هومن حاجی عبداللهی بازیگر نقش رحمت در سریال پایتخت بعد از سابقه خوبی که در اجرا داشت به سمت بازیگری سوق پیدا کرد و با بازی در سریال پایتخت بیشتر به محبوبیت رسید.

هومن حاجی عبداللهی و همسرش

هومن حاجی عبداللهی و همسرش سلیمه قطبی

سلیمه قطبی بازیگر و گوینده رادیو همسر هومن حاجی عبداللهی است و این زوج هنرمند سال 81 با هم عقد کردند و سال 82 با یک مراسم چند نفره زندگی مشترکشان را آغاز کردند و حاصل این ازدواج یک پسر به نام جانان است.


ریما رامین فر و همسرش

ریما رامین فر همای سعادت سریال پایتخت ، سرشناس ترین همسر بازیگر را دارد. امیر جعفری همسر ریما رامین فر بازیگر سریال پایتخت است .

ریما رامین فر و همسرش

ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

زندگی عاشقانه ریما رامین فر و امیر جعفری بیش از یک دهه است که ادامه دارد و حاصل این عشق پسری به نام آئین است.


نسرین نصرتی و همسرش

نسرین نصرتی و همسرش

نسرین نصرتی فهیمه پایتخت و همسرش




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 03:49 ب.ظ

دلتون بسوزه

شنبه 28 مهر 1397 05:12 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? پایتخت 5 ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
یوهو.........
دلتون بسوزه
چیه
رفتم والپیپرم رو پایتختی کردم
بیچاره بهتاش معلوم نیست ای کاش به جا
بهتاش اون ارسطوی احمق روانی دهن کج معلوم نمیشد
 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سلام

شنبه 28 مهر 1397 05:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? رحمان رحیم ?
بعد سال ها اومدم و با تعدادی عکس های ناب

منبع: فیلیمو
دیگه عکسای اون روانی بودن



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 مهر 1397 05:07 ب.ظ

زلزه 9 ریشتری در علی اباد:| = کامینگ سون

پنجشنبه 22 شهریور 1397 09:13 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? الیزابت ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
این داستان درباره اینه که بهروز دوست دختر پیدا میکنه و دوست دخترش با اون زلزه 9 و 9 دهم ریشتر میشن
+ بهنام بانی کنسرت میزاره و غوغا به پا میشه
- ارسطو اعتراف میکنه چوچانگ رو کشته
سوع پیشینه میگره
+اوس موسی برمیگرده
- گلرخ با بهتاش ازدواج میکنه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 01:45 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اخر (پایان داستان فصل 2)

سه شنبه 9 مرداد 1397 07:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: رحمان رحیم ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? خانوم فدوی ? الیزابت ? چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
 این اخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونههههههههه
این اخرین قسمته که میبینیم عاقل شو دیوووووونههههههههههه
در این قسمت

عروسی ارسطو و الیزابته دیگه



 نقی نگاهی به عکس خودشو ارسطو میندازه و میگه : هیییییی اه پسر خاله تو هم متاهل شدی
یادمه مخ خانوم فدوی .... چو چانگ بالا خره به این زن انگلیسی رسیدی
این زندگیمون یه فلسفه ی اجتماعیه
میدونستی
اوفففف الهی خوشبخت شی



بکن ولی دست از کله کچل ما ور دار
----------------------------------------------------------------------------------
---- اجی تو داری ازدواج میکنی هیچ خبری بهتر از این نیست
---- مرسی
 
 --- دایی میگم منم برم خواستگاری مبینا
--- چی میگی بهتاش
--- داییی
---- باشه
---- نقی زن ارسطو داداش پرستوعه
----- بله پدر جان

---- و بعد همه میرقصن ( رقص ارسطو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ)
چو چانگ مخفیانه میاد تو و بنزین میریزه دور تالار
و فندک روشن میکنه
و


 گرومپ بومب کل اونجا میره هوا و همه میمیرن
:( :( 
خدا رحمتشون کنه
پیش شیر راحت باشین الهی




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت دوم ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 04:07 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ? الیزابت ? سارا نیکا ?
انچه در این قسمت خواهید دید
[

ارسطو و فهیمه و الی میرن علی اباد

نقی هی سوال نیکا رو میکنه

]


--- خب الی جان فارسی از کجا یاد گرفتی
---- یکی از دوستام یادم داد
---- الی ما پاسپورت نداریم
--- خب بریم باید بگیریم
---- همه پولدارن دیگه
----- نهههههههه
----- عب نداره
یک هفته بعد
خب بدویید بریم
داره هواپیما دیر میشه
---------------------------------------------
---- هنوز باورم نمیشه از مرگ برگشتین
--- الی جون حالا که فارسی بلدی میخوام بهت یه چیزی بگم
---- بفرما ارسطو
---- من .... من.... من................... دوست دارم
---- چی..... خب ..... خب .... منم دوست دارم
----- اههههه چی


5 ساعت بعد
بیاین بریم
و بعد رحمت اونا رو میبینه
---- فهیمه... ارسطو .... الیزابت
--- بله رحمت جان
--- اوم ببببههههههههه علیییییییی اباددددددددد شیررررر گاهههه خوش امدید
-----مرسی
---- خب نمیخوای مارو ببری خونه نقی
---- چچچچچرا
----رحمت چی شده نکلت زبون گرفتی ر
ارسطو فهیم الیزابت
---- دارم خواب میبینم
نیکا نیکا تو کجاییی
--- داداش نیکا  با ما نیومد
---------- چیییییییییییییی
---- ولی اگه بخوای به شیر میگم بیارتش اینجا
----- فهیم بگو
و بعد ابر میان و نیکا رو میارن


بابا بابا بابا
نیکا خوبی
--- اره بابا سارا کوش
---- تو خونه
---- بیاین تو دم در بده


---- ارسطو چی میگی میخوای بریم خواستگاری الیزابت
--- بله هما خانوم


انچه در قسمت بعد میبینید

میرن خواستگاری الیزابت





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 04:24 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اول ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 03:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: ارسطو ? فهیم ? الیزابت ?

انچه در این قسمت خواهید دید

[

ارسطو تا خواهد ازدواج کنه میره به دنیا ی انسان ها

فهیمه هم زنده میشه

]


شعله : ا... ارسطو نمیریم

ارسطو : بریم شعله جان

عاقد میگه : اوهوم  هوم .....

خانم شعله فدوی ایا بنده وکیلم شما رو به عقد اقای ارسطو عامل دربیاورم

---- بله

----- و شما چی

---- اوم من

و ارسطو تا بخواد بگه بله میره تو دروازه

---- بلهههههه

--- ا شیر من چرا اینجام

----ارسطو تو و زن داداش دارین میرین

دنیای مردگان

---- چرا بچه مچه حرف میزنی تو؟

--- نه بخدا دستوره

--- از دروازه بیرون برو و منتظر یه ابر باش اون تورو میبره به دنیا


ارسطو میره و توی کوش اداسی میوفته

--- اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

اینجا کجاست

---- دختر خاله تو کجایی

----پسر خاله من اینجام اینجا کوش اداسیه

-- چرا.....

--- بچه مچه چیه اینجا تابلو داره

--- بریم تاکسی بگیریم

---- دختر خاله فهیمه جان من اینو میدونم ولی ترکی بلدم نیستم

---- پسر خاله حالا بریم پیدا میشه

---- شما تاکسی میخواین

---- بله اقا

----- بیاید تو

----- خب کجا میرین

---- کجا بریم پسر خاله

---- بریم مرکز شهر


--- من ازتون پول نمیگیرم چون میدونم از مرگ برگشتین

--- از کجا میدونین

---- خوب اقا شیر خودش بهم گفت

--- مرسی پس


پسر خاله کجا بریم

---- اقاهه کل نقشه این جارو داد

و بعد الیزابت میاد


و فهیمه به الی میخوره

---- اااااا........... خانوم کورید حواستون کجاست

به ترکی میگه خدا شفاتون بده

--- چی چی میگین

--ا الیزابت نیست

---- پسر خاله  چرا

---- ای ای ای الیزابت خانوم ماییم

اوناییی که تو سوریه دیدین .... نمیدونم فارسی بلده یا نا

----- فهیمه خانوم اقا ارسطو....


انچه در قسمت بعد خواهید دید


میرن ایران و زندگی میکنن







دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 04:02 ب.ظ

خوندید

دوشنبه 8 مرداد 1397 04:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ?
این داستان فلسفه ی پایتخته
فصل دومش فردا میاد اگه لذت بردین در نظرات بگین




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 04:29 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اخر (پایان فصل یک)

دوشنبه 8 مرداد 1397 04:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ? چو چانگ ? سارا نیکا ?
در این قسمت خواهید دید....

نقی از کما در میاد

ارسطو با خانوم فدوی ازدواج میکنه

فهیمه زنده میشه



11 و نیم ماه بلاخره نقی از کما درمیاد
---- ای ارسطو پسر خاله ی کله شقه من
چرا مردی با چه حقی
چو چانگ اومد و سارا رو دزدید
ای کاش میدیدی
حیف که مردی
--- نقی داداش بیا بریم
-- بریم رحمت جان


--- ارسطو... ببین من دلم برای زمین تنگ شده ببین میتونی
تو هم از خر شیطان بیا پایین و با خانوم فدوی ازدواج کن
--- باشه
-- من میرم با خانوم فدوی حرف بزنم


شعله خانوم  بیا از خر شیطان بیا پایین
با ارسطو ازدواج کن
--- وا فهیمه خانوم مگه تو دنیای مرده ها هم میشه ازدواج کرد
--- بله که میشه
--- اوم.... پس... باشه


و زمینی شدن فهیمه
و ازدواج شعله و ارسطو


ادامه دارد

فصل دو بزودی

ارسطو تا بخواد ازدواج کنه میره دنیای انسان ها...

در فصل بعد






دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 04:23 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت چهارم

دوشنبه 8 مرداد 1397 03:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: سارا نیکا ? خانوم فدوی ? چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
انچه در این قمست اشکارا ست .....


به دنیای مردگان میرویم

ارسطو خانوم فدوی رو میبینه

و فهیمه بهروز و نیکا

نقی به کما میره


یک ادم درازی به نام ( شیر) داداش بهبود : ا... ارسطو تو هم باش بیا به اینجا

زن داداش و بهروز و نیکا هم اونجان

ارسطو میاد ....

--- ا پسر خاله تو هم رفتنی شدی

بهروز: عمو ارسطو خوش اومدی

--- نیکا : عمو ارسطو واسه چی اومدین اینجا

--- اوف انقد سوال پیچم نکنید ا یه دیقه بزارین استراحت کنم

راستی راحل کو ؟؟؟

--- پسر خاله راحل زنده است

------ چی؟

-- اره ما کل اینجا رو گشتیم ولی راحل نبود در عزاش خانوم شعله رو دیدیم

اونجاست

---- ا... اقا ارسطو ... ا... شما اینجا چه میکنید

---- خانوم فدوی من از شما سوال دارم

شما اینجا چه میکنید

--- والا اقا ارسطو دیالیز تو خانواده ی ما مسریه

-- منم خودکشی کردم

---- واس چی

--- از همه چی راحت شدم

--- شنیدم زنتون زنده است

--- میدونم ولی اون همه رو دست انداخته



نقی : اقای اقای دکتر اقای دکتر حال پسر خاله ام چطوره

---- متاستفم ...

رحمت نقی و بهبود : شما چی میگین اقای دکتر پسرخاله امون هم رفتنی شد

ای وای ای وای

( و نقی عین اون موقع مثه دریل میشه)

و غش

--- نقی نقی نقی نقی.... داییی.................. بابا بابا.....

---- ینی چی نقی تو کما ی طولانی مدت رفته این حرفه

---- هما خانوم ولی کار خداست

------------ کار خداست پس ای خدا ( بهتاش)



انچه  در قمست بعد میبینید


فهیمه با ارسطو صحبت میکنه

ارسطو مجبوره با خانوم فدوی ازدواج کنه

پس از 11 ماه و نیم نقی از کما در میاد








دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 03:50 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت سوم

دوشنبه 8 مرداد 1397 12:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? سارا نیکا ?
در این قسمت خواهید دید.... که ...

فهیمه سکته میکنه

بهتاش افسرده میشه

ارسطو خودکشی میکنه

و نقی همه رو دلداری میده

رحمت و بهبودم باهم میجنگن


بهبود: فهیم جان خوبی
رحمت : اره عالیه بعد ظاهر وحشتناک تو مگه میشه خوب باشه
ینی محشره
بهبود خوب حالا : تا کار از کار نگذشته بریم هاسپیتال بیاریم


 در بیمارستان
خانوم دکتر : ببخشید متاستافه فهیمه خانوم سکته قلبی رو زده و دیر اومدید و... فهیمه خانوم مرده

بهبود و رحمت : چیییییییییی چیییی چیییی
رحمت : نقی داداش خواهرت به رحمت خدا رفته
--- رحمت چی میگی چی شده
حالا بهبود میاد وسط و میگه ---- نقی فهیمه سکته کرده
نقی تیک میگیره حالا هما میاد : بله رحمت چی شده
--- هما فهیمه سکته کرده
--- چیییییییییییییی


 1 سال بعد از مرگ فهیم
بهتاش : ای مادر جان در ان دنیا خوب باشی
و شروع به گریه میکنه
نقی و تقی میگن : دایی جان گریه نکن نمک رو زخممون نپاش

ارسطو به نقی میگه : نقی ... قرصا کوش
--- رو اپنه ر
وقتی نقی میره ارسطو توی برگه مینویسه

نقی عزیز

ببخشید که خودکشی کردم

ولی دیگه نمیتونم منم یه حدی دارم

نمیتونم دووم بیارم

اول راحل بعد بهروز و بعد هم نیکا

 الانم فهیمه

دیگه بسه من خودکشی میکنم

امیدوارم در زندگی موفق باشی

پسر خاله ی عزیزم

از طرف : ارسطو عامل

و بعد میره کل قرصا رو میخوره و....
انچه در قسمت بعد میبینید

نقی از گریه صداش میگیره و میره تو کما .

وعض بده و ارسطو عامل میمیره








دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 12:26 ب.ظ

در این قست خواهید دید

یکشنبه 7 مرداد 1397 04:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? فهیم ? ارسطو ? نقی ?
در این قسمت خواهید دید که......

ارسطو یاد چو چانگ میوفته
بهبود زنده میشه و..... فهیم رو با رحمت داداش میبینن
همه چیر قمر در عقربه
سارا نیکا بحث میکنند و....
این قسمت
دینگ دینگ
اقای نقی معمولی به بخش دهن کج
نقی بدو بدو میاد پیش سارا نیکا
سارا نیکا یکی بیاد این عمه ی توهم زده اتون رو ببره پیش عمو رحمت
بحث کنه مخم رفت
سارا : من یا نیکا
( از قرار معلوم نیکا)
نیکا خانوم شما بیایید
عمه بدو بیا پیش عمو رحمت
- ای سارا گفیتا
---- عمه جان من نیکام
---- اهان نیکا بریم
------ رحمت اون چه لباسیه میخوای بری تئاتر نمیخوای بری اهنگ بخونی که
------- فهیمه نه جانم تو نمایش نقش خواننده دارم
بهبود یهو میاد از کمد بیرون و میگه : فهیم سلام
فهیمه واسه چند دقیقه بی حس و یهو سکته میکنه
رحمت میگه : ا...ا...ام بهبود...داداش... این حلقه پیش کش اقا... ام ... ام


ارسطو به نقی : ای راحل بی بی من کجاست ای کاش عین روانیا میومد و میگفت : سوریپرایز
یاد اون روزا ی مسخره با چو چانگ بخیر
نقی: کلافه ام کرده ای برویم به سرتی فیکی
خب پسر خاله تنبل خر من
بریم

در قسمت بعد خواهید...

سر قبر فهیمه

و جنگ بین بهبود ورحمت....





































































ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 مرداد 1397 05:18 ب.ظ

:|

سه شنبه 2 مرداد 1397 04:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: بابا پنج علی ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
See the source image
نقی : ارسطو . پسر خاله بدو بیا شماره ی مبین رو بده
ارسطو : بله پسر خاله . شما خجالت نمیکشین ایا؟
نقی : نه چرا فردا میخوام از هما طلاق بگیرم
(حالا هما یهو میاد) هما : ااااااااااا...... نقی .... خجالت نمیکشی تو از من طلاق میگیری
حالا بهتاش نمیدونه
پسرم چیو نمیدونه........ چرا حرف میپرونین ( فهیمه با لحن تلخ)
بهتاش : فهیم چی میگی تو
هما میگه: نقی جان میخوان با مبینا ازدواج کنند
همون مبینه ؟
نه بهتاش مبینا ی دیگه باهوش باش دیگه
بابا پنج علی : همه حرف نزنن
هما من همین فردا از نقی خان طلاق میگیرم جناب با هرکه بخوان ازدواج کنن ولی عمرا نمیزارم سارا نیکا مال تو بشن
نقی میگه هما بابا من غلط کردم من فقط میخواستم به بهتاش کمک کنم
هما خر میشه
ارسطو از نقی میپرسه : پسر خاله. بنظرت مو های فر به من میاد ؟
نقی با طعنه: ارسطو جان فیلسوف جان بزرگ به نظر خودت نمیاد
_ نقی جان من دارم از تو میپرسم
_ خب منم میگم باهوش دهن کج شما خودتون موهای فر دارین واس چی مو فر کنی نکنه میخوای موهات وز بشه
ارسطو و نقی دعوا میکنند




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 6 مرداد 1397 04:24 ب.ظ