کلوپ پایتخت دوستان - مطالب پایتخت 5

بیشعور ها منتقد میشوند!

یکشنبه 29 مهر 1397 04:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?

فصل پنجم سریال پایتخت با انتقادهای جدید روبرو شد!

سریال پایتخت ، فصل پنجم سریال پایتخت
پخش فصل پنجم سریال پایتخت و مطرح شدن ماجراهای جدیدی در آن باعث شد تا این فصل از سریال نوروزی شبکه یک سیما با انتقادهای جدیدی مواجه شود.

انتقادهایی که به سریال پایتخت وارد شد

در حالی که فصل پنجم سریال پایتخت با استقبال زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبرو شد اما منتقدان ایراداتی به این فصل پایتخت مطرح کردند و این انتقادها را اینگونه شرح دادند.سریال پایتخت

سریال پایتخت

انتقادهایی که درباره داستان سریال پایتخت مطرح شد

یک منتقد تلویزیون با اشاره به مساله طرح ازدواج دو دختربچه سریال «پایتخت» بیان کرد که این برداشت اشتباه است که عوامل در پی ترویج ازدواج در سن پایین بوده اند.

رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون درباره سریال «پایتخت 5» ساخته سیروس مقدم که این شب ها از شبکه یک سیما روی آنتن می رود گفت:تجربه سریال های چند فصلی نشان داده است که وقتی مخاطبان کاری را دوست داشته اند و بعد فصل های بعدی آن در تلویزیون و یا حتی شبکه نمایش خانگی ساخته شده به میزان فصل اول موفق نبوده است اما فصل پنجم پایتخت اثر باکیفیتی شده است.

وی ادامه داد:«پایتخت 5» حتی نسبت به فصل چهارم خیلی موفق تر است و شاید یک دلیل این است که وقتی سریالی فرصت کافی برای نگارش، ساخت و پرداخت داشته باشد اشکالات کمتری دارد. این موفقیت درحالیست که کار عوامل سریال در این فصل بسیار سخت تر است چون توقع مردم بالا رفته و شخصیت ها شناخته شده هستند.

این روزنامه نگار همچنین با اشاره به سرمایه گذار فصل پنجم این سریال عنوان کرد:خیلی ها به دلیل اینکه موسسه اوج پشت این سریال است کمی دچار بدبینی شدند و حتی با اینکه سریال را دوست دارند اما ناراحتند که چرا با موسسه اوج همکاری شده است ولی مساله این است که ما نمی توانیم کیفیت و یا بی کیفیتی یک اثر را متاثر از سرمایه گذار و موسسه ای که پشت آن است بدانیم.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و احمد مهران فر در فصل پنجم سریال پایتخت

این منتقد با اشاره به ویژگی های سریال «پایتخت» عنوان کرد:من تضادی را در سریال احساس می کنم که البته نگاه قطعی نسبت به آن ندارم. «پایتخت 5» در عین اینکه طنز است و موقعیت های فانتزی و اغراق آمیز دارد از فضایی رئال هم برخوردار است و روابط آدم ها در خانواده و اجتماع برای مخاطب باورپذیر است.

«پایتخت» از معدود سریال هایی است که در عین اینکه بومی و محلی است اما محبوبیت ملی داردوی با اشاره به پرداخت سریال به فرهنگ بومی اظهار کرد:شاید «پایتخت» از معدود سریال های تلویزیونی باشد که در عین اینکه بومی و محلی است و بافت جغرافیایی آن خارج از تهران است اما محبوبیت ملی دارد و شاید اگر جای دیگری بود اینقدر محبوبیت نداشت و بخشی از دلیل این محبوبیت آشنایی با خرده فرهنگ شمال است.

صائمی در واکنش به مطرح شدن ازدواج سارا و نیکا دو دختربچه دوقلوی این سریال بیان کرد:اکنون سن ازدواج در شمال کشور هم انقدر پایین نیست و به نظر من نقی و هما در این سریال قصد شوهر دادن بچه هایشان را ندارند. حتی آنها قبل از اینکه به ترکیه بروند فکر می کنند مدیری که برای خواستگاری فهیمه آمده برای دخترانشان آمده و نقی به همین دلیل یک درگیری ایجاد می کند.

اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شدوی اضافه کرد:اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شد. با نگاهی دیگر ممکن است نگاه رحمت باشد که در رویاهای خودش فکر می کند این دوقلوها برای برادرانش مناسب هستند و سریال قصد نداشته که ازدواج در سن پایین را ترویج کند. به صرف اینکه مساله ای طرح می شود به معنای ترویج و تایید آن نیست و چون طنز است باید از این زاویه هم به موقعیت نگاه کنیم.

این منتقد همچنین به ازدواج فهیمه که همسرش فوت کرده است اشاره و بیان کرد:چرا ازدواج فهیمه در سریال مورد توجه قرار نمی گیرد؟ او زن جوانی است که همسرش فوت کرده است و خواستگار هم دارد و اتفاقا هنوز این مساله در جامعه ما قبح دارد که در سریال این قبح شکسته می شود. همه ما چنین زنانی را در اطراف خود می بینیم و چرا باید اینها یک عمر تنها باشند. این نکته مثبتی است که سریال به آن توجه کرده است و حتی ما می بینیم که فهیمه به رحمت علاقه دارد.

وی از برخی از دیالوگ های سریال یاد کرد و گفت:بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال است و نباید کل کل کردن را با تو سر هم زدن اشتباه بگیریم.

بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال استاین منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به صحنه ای از سریال توضیح داد:در یکی از قسمت ها برخورد نقی را در حضور جمع با بهتاش دیدیم که روی دستش خالکوبی کرده بود و بعد درباره این حرکت صحبت می شود که چرا نقی در جمع اینگونه برخورد کرد؟ این یک ویژگی خوب سریال است که ما با نقد اجتماعی خیلی خوبی نسبت به رفتارها و کنش ها مواجه هستیم که البته از چنین صحنه هایی بیشتر جنبه طنز آن مورد توجه قرار می گیرد.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و هومن حاجی عبداللهی در فصل پنجم سریال پایتخت

صائمی درباره شخصیت پردازی در سریال نیز بیان کرد:مردم شخصیت های «پایتخت» را می شناسند و حتی می توانند پیش بینی کنند که هما و یا نقی چه واکنش هایی نسبت به یک رفتار می توانند داشته باشند. من کمتر سریالی دیدم که مخاطب اینقدر از شخصیت ها توقع داشته باشد و نشان می دهد که چقدر این شخصیت ها تاثیرگذارند که مخاطب آنها را واقعی می پندارد و از حالت دراماتیک خارج می شود.

این روزنامه نگار عنوان کرد:«پایتخت» پیچیدگی روابط فردی و اجتماعی را هم نشان می دهد و گاهی فکر می کنیم شخصیت ها دچار تناقض هستند اما مساله این است که ما در این سریال با قهرمان ها مواجه نیستیم بلکه همه خاکستری هستند و نقاط قوت و ضعف دارند. نقی در عین حسادت به پسرخاله اش باز هم حامی اوست و یا در عین کل کل با هما، روابط زناشویی خوبی با هم دارند.

وی اضافه کرد:بهترین اتفاق در این سریال برای بهرام افشاری رخ داده است او با اینکه اخیرا در چند فیلم سینمایی بازی های خوبی داشته است اینجا بسیار خوب دیده می شود و قابلیت های خود را به اثبات می رساند.

مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرداین منتقد به طولانی شدن بعضی از صحنه ها اشاره و عنوان کرد:مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرد حتی بعضی سکانس ها مثل حضور در فضای بسته ماشین به درازا می کشید. البته با نگاهی دیگر می توان گفت که در «پایتخت5» توجه بیشتری به جزییات شکل گرفته است و گاهی هم داستانک هایی اضافه می شود که به دلیل موقعیت های طنزی است که در آنها وجود دارد.

وی در پایان بیان کرد:تنها نکته ای که باید نگران آن بود ورود قصه به داعش است و امیدوارم ورود به چنین فضایی، قصه را دچار سانتی مانتالیسم سیاسی نکند و در ذوق مخاطب نخورد.

فصل پنجم سریال پایتخت

درگیری با داعش در فصل پنجم سریال پایتخت

یکی از ویژگی های مهم پایتخت در تمام فصل هایی که تا به حال ساخته شده، این است که هیچ وقت مستقیم گویی نکرده و سراغ مسائل سیاسی هم نرفته است. اینبار هم چنین اتفاقی نیفتاده. خودتان اگر سریال را تماشا کنید متوجه اصل ماجرا می شوید.بستر قصه پایتخت 5 به گونه ای پیش رفته که توانسته این اجازه را به خود بدهد که با این مسائل هم شوخی کند؛ اما داستان اصلی پایتخت 5، هیچ ارتباطی به جنگ سوریه، داعش، ترکیه و ... ندارد. قصه چیز دیگری است اما در حین روایت آن، این حوادث هم پیش می آید.

تمام پایتخت ها تا به حال یک ویژگی مشترک داشتند آن هم محوریت خانواده است. درواقع برگ برنده ما همین مسئله است.آدم های این خانواده هیچ کدام شبیه به هم نیستد. هر کدام ساز خودشان را می زنند؛ اما وقتی کنار هم قرار می گیرند به یک تن واحد تبدیل می شوند.به محض آنکه به مشکل می خورند اختلاف ها را کنار می گذارند و همه تلاش می کنند از آن مشکل و بحران رد شوند. احترام هم را نگه می دارند. دعوا می کنند؛ اما توهین نمی کنند. همیشه برای بزرگتر ارزش قائل اند.

در این مجموعه زن و شوهر دعوا می کنند اما هیچوقت به قهر، طلاق و جدایی نمی رسند. چون در این خانواده امیدموج می زند. همچنان هم محور سریال پایتخت 5 خانواده است؛ منتها این بار در موقعیت ها، شرایط و شکل جدیدی مورد محک قرار می گیرند. اگر تا امروز این خانواده را درگیر مسائل داخلی می دیدیم، این بار خانوده پایتخت به دلایلی عازم خارج از وطن می شوند. آنها در کانون بحران هایی قرار می گیرند و تماشاچی را با خود درگیر می کند.تا جایی که همه منتظرند ببینند بالاخره آنها چطور می توانند از این بحران ها که خارج از کشورشان به آنها دچار شده اند رها شوند؟




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:11 ب.ظ

مبین

یکشنبه 29 مهر 1397 04:12 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ?

تیپ بازیگر نقش مبینا در سریال پایتخت 5 + تصاویر

پناه باقریان ، بازیگر سریال پایتخت
عکسهای جدید پناه باقریان بازیگر نقش مبینا در سریال پایتخت 5 را در این مطلب از چهره های نمناک ببینید.

پناه باقریان بازیگر سریال پایتخت 5 کیست

پناه باقریان بازیگر جوانی که است در سریال پایتخت 5 در نقش مبینا دوست بهتاش جلوی دوربین رفت . این بازیگر جوان در این فیلم در بوتیک لباس فروشی ارسطو کار میکند و رابطه دوستی با بهتاش پسر فهیمه و بهبود دارد.پناه باقریان

پناه باقریان

پناه باقریان در اولین کار حرفه ای خود مقابل دوربین سیروس مقدم رفت و توانست در کنار هنرمندانی چون علیرضا خمسه ، محسن تنابنده ، ریما رامین فر و احمد مهران فر تجربیات جدیدی کسب کند.

در پایتخت 5 بهتاش با بازی بهرام افشاری نقش مقابل مبینا با بازی پناه باقریان را جلوی دوربین میبرد. در ادامه میتوانید عکس های پناه باقریان را مشاهده نمایید.

عکس های جدید پناه باقریان بازیگر پایتخت

پناه باقریان

پناه باقریان بازیگر نقش مبینا در پایتخت 5

پناه باقریان

پناه باقریان بازیگر نقش مبینا در پایتخت 5

پناه باقریان

پناه باقریان بازیگر نقش مبینا در پایتخت 5

پناه باقریان

پناه باقریان بازیگر نقش مبینا در پایتخت 5

پناه باقریان

پناه باقریان بازیگر نقش مبینا در پایتخت 5

پناه باقریان

پناه باقریان بازیگر نقش مبینا در پایتخت 5

سریال پایتخت 5 بازیگرن جدیدی دارد که از جمله آنها میتوان به مجتبی و مصطفی بلال حبشی بازیگر نقش رحمان و رحیم اشاره کرد . بهرام افشاری دیگر بازیگر جوانی است که در این سریال نقش بهتاش را بازی میکند.

رحمان و رحیم سریال پایتخت

مصطفی و مجتبی بلال حبشی بازیگر نقش رحمان و رحیم پایتخت 5

بهرام افشاری




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:09 ب.ظ

رحمان رحیم

یکشنبه 29 مهر 1397 04:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? پایتخت 4 ? پایتخت 3 ? رحمان رحیم ?

با “رحمان و رحیم سریال پایتخت” بیشتر آشنا شوید + تصاویر

رحمان و رحیم سریال پایتخت ، عکس های جدید رحمان و رحیم سریال پایتخت
مصطفی و مجتبی بلال حبشی بازیگران نقش “رحمان و رحیم سریال پایتخت” در یک گفتگو از نحوه ورود به دنیای بازیگری گفتند .

اسم واقعی رحمان و رحیم سریال پایتخت چیست

یکی از جذابیت های سریال پایتخت اضافه شدن بازیگران جدید به این سریال است که نقش مهمی در موفقیت این سریال داشتند. یکی از شخصیت های جدیدی که به این سریال اضافه شد رحمان و رحیم برادران دوقلویی است که برادر رحمت هستند.رحمان و رحیم سریال پایتخت

رحمان و رحیم سریال پایتخت

مصطفی و مجتبی بلال حبشی بازیگران نقش رحمان و رحیم در سریال پایتخت هستند. مجتبی و مصطفی بلال حبشی دو قولوهایی که در مجموعه «پایتخت 4» کاراکترهای رحمان و رحیم را بازی می کنند در پشت صحنه این مجموعه می بینم.

در گفت و گو معمولا سوال ها را مجتبی جواب می دهد و مصطفی با سر حرف او را تایید می کند. این دو برادر تنکابنی قرار است با برنامه ای که برای آینده شان در نظر گرفته شده زوج هنری در دنیای موسیقی شوند.

برادران بلال حبشی موفقیتشان را مدیون محسن تنابنده می دانند و او را آقا محسن صدا می کنند.

گفتگویی متفاوت با رحمان و رحیم سریال پایتخت

ترانه های مازندرانی که گاه به گاه در مجموعه خوانده می شود پیشنهاد شما بوده؟ مجتبی:همه ترانه ها انتخاب آقا محسن است. اکثر ترانه ها را گوش می دهند، از هر کدام که خوششان بیاید انتخاب می کنند و لابه لای کار ما آن را می خوانیم.

چطور شد که به «پایتخت» معرفی شدید؟ همه چیز از سریال «شاهگوش» شروع شد. زمان تصویربرداری می رفتیم سر صحنه کار را از نزدیک ببینیم، آقای تنابنده ما را دید و برای سریال «پایتخت» معرفی مان کرد. نقشمان را دوست داریم چون همه اتفاقات خوب بعد از این کار رقم خورد.

 رحمان و رحیم سریال پایتخت

عکس های جدید رحمان و رحیم سریال پایتخت 

چه اتفاقی؟ ما در «پایتخت 3» هم چند سکانس کوتاه بازی داشتیم . بعد از اینکه کار پخش شد صدای ما مورد توجه قرار گرفت و برایمان اسپانسر پیدا شد. مسعود دهقان اسپانسر محسن چاوشی از صدای ما خوشش آمد و پیشنهاد خوانندگی داد و با ما قرارداد بست.

 رحمان و رحیم سریال پایتخت

عکس های جدید رحمان و رحیم سریال پایتخت

بعد از قرارداد تا کجا پیش رفتید؟ بعد از آن در کلاس های موسیقی ثبت نام کردیم. علاوه بر آن باید از محمدرضا علیمردانی تشکر ویژه داشته باشیم که در زمینه صدا خیلی به ما کمک کرد.

پس یک شبه مشهور شدید؟ به جز بازی در «پایتخت» این روزها را چگونه می گذرانید؟ شهرت ما اول به خاطر خواست خدا بعد هم لطف آقا محسن. الان هم سرباز وزارت دفاع هستیم سازمان جغرافیای تهران. اگر یادتان باشد در سری سوم موهای بلند فر داشتیم از وقتی سرباز شدیم چهره مان تغییر کرد. الان هم نامه آوردیم تا مدتی را که درحال بازی هستیم جزو خدمت حساب شود. خانواده تنکابن زندگی می کنند اما من و برادرم با حمایت اسپانسرمان تهران هستیم.

 رحمان و رحیم سریال پایتخت

عکس های جدید رحمان و رحیم سریال پایتخت

متولد چه سالی هستید؟ و برای آینده تحصیلی چه برنامه ای دارید؟ متولد 74 هستیم و می خواهیم درسمان را هم در رشته موسیقی ادامه دهیم. از قبل علاقمند بودیم الان هم با هزینه مسعود دهقان کلاس گیتار و سولفژ می رویم. قصد داریم در آینده هم آلبوم بدهیم و خوانندگی را جدی دنبال کنیم.

رحمان و رحیم سریال پایتخت

عکس های جدید رحمان و رحیم سریال پایتخت

دنبال اسم هنری هم بوده اید؟ قرار است برایمان اسم هنری انتخاب کنند.

از وقتی مشهور شدید واکنش اطرافیان چطور است؟ از شما نخواستند بازیگرشان کنید؟ برای ما که خیلی خوشحالند، ولی خودشان اصلا به این چیزها علاقه ندارند. ما در منطقه ای هستیم که خیلی اهل این کارها نیستند. به دیدن فیلم و سریال علاقه دارند اما چون خانواده های مذهبی در محله ما ساکن هستند خودشان این کارهارا دوست ندارند.

رحمان و رحیم سریال پایتخت

عکس های جدید رحمان و رحیم سریال پایتخت

اولین بار که قرار شد خودتان بازی کنید پدر و مادرتان چه واکنشی داشتند؟ پدر و مادرمان اول موافق نبودند، شاید به این دلیل که اطلاع کافی از کار ما نداشتند، وقتی از بزرگان فامیل مشورت گرفتند و برخی از اقوام ما گفتند که برایشان آینده خوبی دارد راضی شدند. الان خانواده ما مشوقمان هم هستند به خصوص از وقتی که اسپانسر برایمان پیدا شده است.

رحمان و رحیم سریال پایتخت

عکس های جدید رحمان و رحیم سریال پایتخت

حرف آخر؟ تشکر ویژه از بازیگرانی که هوای ما را داشتند، به خصوص محسن تنابنده که در سری سوم از ما خواست ترانه بخوانیم. همان ایده باعث شد یکباره دیده شویم و صدایمان مورد توجه قرار بگیرد.

 رحمان و رحیم سریال پایتخت




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ماجرای سانسور شدن

شنبه 28 مهر 1397 05:17 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? ارسطو ? بهتاش ? رحمت ?

ماجرای سانسور رقص ارسطو در پایتخت لو رفت + تصاویر

رقص ارسطو ، ماجرای سانسور رقص ارسطو پایتخت
بعد از سانسور رقص ارسطو در سریال پایتخت 5 و واکنش ها به این مسئله ، الهام غفوری تهیه کننده این سریال دلیل حذف بخش مورد نظر را توضیح داد.

رقص ارسطو چرا سانسور شد؟

روز گذشته و در قسمت تکرار سریال پایتخت بخش رقص ارسطو سانسور شده بود و این حذف موجب واکنش هایی شد که البته براساس صحبت های تهیه کننده این سریال دلیل سانسور چیز دیگری بود و از قرار معلوم تلویزیون همکاری کامل برای پخش این سریال را داشته است.رقص ارسطو

رقص ارسطو

رقص ارسطو

تصویر صحنه ی رقص ارسطو که در بازپخس سانسور شد

توضیح و پاسخ الهام غفوری به سانسور رقص ارسطو

الهام غفوری تهیه کننده سریال «پایتخت 5» درباره افزایش تعداد قسمت های این سریال که این شب ها از شبکه یک روی آنتن می رود، بیان کرد:تعداد قسمت های سریال «پایتخت 5» بیشتر شده و از 15 قسمت به 18 قسمت افزایش یافته است.

وی ادامه داد:ما سعی کردیم هر قسمت را در 45 دقیقه بسازیم تا پخش آن با دیگر سریال ها همزمانی نداشته باشد و کمتر از 60 دقیقه شود.

غفوری در واکنش به اینکه بخشی از صحنه های سریال «پایتخت 5» در بازپخش دچار ممیزی شده بود و اینکه آیا امکان دارد این سریال در قسمت های بعد دچار ممیزی شود؟ عنوان کرد:تا این لحظه هیچ سانسور و ممیزی در کار نبوده است و من اطمینان دارم اتفاقی که رخ داد، تقصیر مسئولان پخش و حتی مدیریت سطح بالای تلویزیون نبوده است، بلکه تنها یک اشتباه بود که اتفاق افتاد.

وی اضافه کرد:من می بینم که تلویزیون و مسئولان همکاری بسیار خوبی با ما دارند. مؤسسه اوج و تلویزیون تاکنون سختگیری ای روی سریال نداشته اند و همه سکانس ها همان گونه که بوده، پخش شده است.

پایتخت 5

عکسی از هومن حاج عبداللهی و بازیگران نقش رحمان ، رحیم در سریال پایتخت 5

این تهیه کننده در پایان با اشاره به بازخورد مخاطبان نسبت به سریال نیز گفت:اتفاقات و قصه اصلی سریال «پایتخت 5» از این به بعد رخ می دهد و تازه ماجراهای داستان آغاز شده و خوشبختانه بازخوردهای مردم هم بسیار عالی بوده است.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دلتون بسوزه

شنبه 28 مهر 1397 05:12 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? پایتخت 5 ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
یوهو.........
دلتون بسوزه
چیه
رفتم والپیپرم رو پایتختی کردم
بیچاره بهتاش معلوم نیست ای کاش به جا
بهتاش اون ارسطوی احمق روانی دهن کج معلوم نمیشد
 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سلام

شنبه 28 مهر 1397 05:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? رحمان رحیم ?
بعد سال ها اومدم و با تعدادی عکس های ناب

منبع: فیلیمو
دیگه عکسای اون روانی بودن



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 مهر 1397 05:07 ب.ظ

#سانسور_شده_پایتخت_5 |:

پنجشنبه 15 شهریور 1397 10:05 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ?
[https://www.aparat.com/v/yn9h6]



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

الی یا نیلوفر رجایی فر

سه شنبه 13 شهریور 1397 09:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? الیزابت ?

ناگفته های نیلوفر رجایی فر از دختر داعشی سریال پایتخت

نیلوفر رجایی فر ، نیلوفر رجایی فر بازیگر
نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش دختر داعشی در سریال پایتخت در اولین گفتگوی مفصل درباره بازی در این سریال از نحوه پیوستن به پایتختی ها و همکاری با سیروس مقدم گفت.

از سیر تا پیاز پایتخت 5 از زبان نیلوفر رجایی فر

پایتخت 5 بازیگران جدیدی همچون نیلوفر رجایی فر ، بهرام افشاری ، مصطفی و مجتبی بلال حبشی را به دنیای هنر معرفی کرد و با بکارگیری جوانان این حرفه دنیای جدیدی را به سوی آنها گشود.نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر جوانی که در اولین تجربه تلویزیونی اش جلوی دوربین سیروس مقدم رفت و در یک گفتگو از دنیای بازیگری و بازی در پایتخت 5 گفت.

خانواده نقی معمولی حالا دیگر آنقدر برای مردم جا افتاده اند که پیگیری سری پنجم آن مانند فصل های قبلی همچنان برایشان جذاب باشد و بخواهند بدانند چه بر سر تک تک شخصیت های این سریال می آید؛ حتی «الیزابت» که تازه به قصه پیوسته و نقی و خانواده اش با اعتماد به او در حال عبور از یک مخمصه بزرگ هستند. نقش «الیزابت» یا به قول ارسطو «الی» را «نیلوفر رجایی فر» بازی می کند. او فارغ التحصیل رشته فیزیک و اختر فیزیک از دانشگاه رویال لندن انگلستان است و 25 سال سن دارد.

گفتگویی متفاوت با نیلوفر رجایی فر بازیگر پایتخت

با او درباره حضورش در مجموعه «پایتخت 5» و ایفای نقش یک خانم که مدتی را با داعشی ها زندگی کرده گفت وگو کردیم که در ادامه می خوانید:

**خانم رجایی فر! با گروه آقای مقدم چطور آشنا شدید و به سریال پایتخت پیوستید؟

ـ رشته تحصیلی من، فیزیک و اختر فیزیک است و در دانشگاه رویال لندن تحصیل کرده ام. در لندن تئاتر دانشجویی کار می کردم و همیشه پیگیر بازیگری بودم و در دانشگاه محل تحصیلم هم چند نقش کوتاه بازی کرده بودم. در ایران هم چندبار تست بازیگری داده بودم، ولی به خاطر مدت کوتاه اقامتم در ایران نمی توانستم در آنها حضور داشته باشم که در نهایت از طریق دوستان که در جریان فعالیت های من بود، به کار معرفی شدم و دیداری با آقای محسن تنابنده داشتم. ایشان درباره نقش با من صحبت هایی کرد و در نهایت در حالی که سریال کلید خورده بود، من به کار پیوستم.

 نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش الیزابت در سریال پایتخت 5

**پیش از پیوستن به پایتخت، فصل های قبلی سریال را دیده بودید و اصلا می دانستید چنین مجموعه پرمخاطبی تولید شده است؟

ـ واقعیتش این است که بخش هایی از سریال را دیده بودم، ولی چون آن زمان در ایران نبودم، نتوانسته بودم که مدام پیگیر باشم و بدانم که قصه سریال چیست. اما بلافاصله و بعد از اینکه قرار شد در سریال حضور داشته باشم، تمام قسمت ها را طی 2 شب دیدم و بعد به کار پیوستم.

** پس وقتی به بازیگران سریال پایتخت اضافه شدید، دیگر با خانواده نقی معمولی آشنا بودید و می دانستید که ماجرا از چه قرار است.

ـ بله همه را می شناختم جز بهتاش که او هم در فصل پنج به کار اضافه شد.

** قبل از اینکه جلوی دوربین بروید، می دانستید که قرار است نقش یک زن داعشی را بازی کنید؟

ـ کسی که مرا به کار معرفی کرد، گفت که یک نقش بسیار خوب و جذاب است که حتما با ایفای آن دیده می شوی و مهم تر از همه اینکه ارسطو قرار است عاشقت بشود! (با خنده) و البته من آن زمان نمی دانستم یعنی چه که ارسطو قرار است عاشقم بشود! بعد هم در طول کار متوجه شدم و حتی با آقای مصطفی تنابنده هم که صحبت کردم او هم همین را گفت ولی بعدا متوجه شدم که موضوع اصلا عاشقی ارسطو نیست. الیزابت حداقل برای من به قدری لایه های شخصیتی جالب و متفاوتی داشت که واقعا خیلی خوشحالم این نقش را ایفا کردم.

** شما قبل از حضور در مجموعه پایتخت نسبت به داعش و جنایاتش آگاهی داشتید و می دانستید که چه می کند؟

ـ بله، کاملا. چون زندگی کردن در اروپا داعش را برای شما ملموس تر و آشناتر می کند.

** به خاطر حملات انتحاری و انفجارهایی که روی می دهد؟

ـ بله. من در یکی از روزهایی که سر کار می رفتم، با خط سیاه قطار، خودم را به محل کار رساندم. وقتی رسیدم متوجه شدم 10 دقیقه بعد در همان جا یک بمب خنثی کرده اند و خطر از بیخ گوشم رد شده بود.

** پس شما به واسطه زندگی در ایران و اروپا شاید بیشتر از ایرانی ها متوجه امنیتی که در کشورمان وجود دارد، باشید و آن را درک کنید.

ـ بله. کاملا همینطور است. من به واسطه اتفاقاتی که در آنجا می افتد، بیشتر متوجه امنیت موجود در ایران هستم.

 نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش الیزابت در سریال پایتخت 5

** در این مدت با افراد داعشی هم مواجهه داشته اید؟

ـ نه به هیچ وجه. فقط در اخبار متوجه شدم و اینکه مثلا در محله کناری یک دختر به داعش پیوست و یا از فلان محله دیگر 4 پسر به این گروه ملحق شده اند. مثلا چندی پیش شنیدم که برادر یکی از دوستان نزدیکم بی خبر برای کمک به سوریه رفته بود. او متخصص کامپیوتر بود و البته برای مبارزه با داعش به سوریه رفته بود، ولی کسی نمی دانست و او خبری در این زمینه نداده بود.

** پس شما با این یکباره رها شدن ها آشنایی داشتید. اتفاقی که در سریال برای الیزابت می افتد و او از طرف همسرش رها می شود.

ـ بله. کاملا همینطور است. این موضوع برای من کاملا ملموس است و الیزابت را کاملا حس کردم. الیزابت همیشه یک قسمتی از من خواهد بود. چون با او رنج کشیدم و حتی برایش گریه کردم. من حتی نمی دانستم که خط داستانی که الیزابت را پیش می برد، چیست و در طول کار و فیلمنامه ای که به دست من می رسید، متوجه رنج هایی می شدم که این زن متحمل می شد و این دردها باعث شد که من الیزابت را یک شخصیت جدا و مستقل از خودم بدانم.

** ضمن اینکه شما در طول کار هم به عنوان اولین تجربه جدی شرایط سختی را در مرحله تولید گذرانید.

ـ ما گرمای طاقت فرسایی را تحمل کردیم هرچند که از من نقل قول های دروغی درباره سختی کشیدن در کار منتشر شده که هیچکدام صحت ندارد. من بیشتر در سرما زندگی کرده ام و خیلی گرما را تجربه نکرده بودم، ولی در زمان فیلمبرداری سریال این ماجرا را کاملا درک کردم. مخصوصاً که روز اول که سر صحنه سریال رفتم و گروه مشغول ضبط صحنه های مربوط به عبور از دشت بودند. آنجا من هنوز جلوی دوربین نرفته بودم و در سایه مدام آب خنک می نوشیدم ولی آنچنان گرمازده شده بودم که نمی توانستم حتی حرف بزنم که بعد محسن تنابنده از من پرسید حالت خوب است؟ من هم گفتم بله. صبر کنید تا خودم را با این گرما هماهنگ کرده و به آن عادت کنم.

 نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر نقش الیزابت در سریال پایتخت 5

** تجربه کار با آقای مقدم که یک کارگردان کاربلد و مشهور هستند، چطور بود؟

ـ خیلی شیرین و عالی بود و توانستم چیزهای بسیاری از ایشان یاد بگیرم. او به قدری باتجربه است که کار روان پیش می رود.

**درباره موضوع داعش که به آن اشاره کردید، مردم اروپا و حداقل کسانی که شما آنها را می شناسید، نسبت به داعش آگاهی حقیقی داشتند؟

ـ به نکته مهمی اشاره کردید. من تابستان سالی که به ایران برگشتم، یکی از دوستان نزدیکم که اسپانیایی است و ما در لندن باهم آشنا شده بودیم، تصمیم داشت که به ایران سفر کند و من را ببیند. اما اولین نگرانی پدر و مادر او حضور داعش در ایران و نگرانی آنها از این موضوع بود. دوست من هم مدام اخبار و مقالاتی برای آنها می فرستاد که متوجه بشوند یکی از جاهایی که داعش هنوز پایش را آنجا نگذاشته، ایران است. آنها به سختی باور کردند که ایران امن است و خطری دخترشان را تهدید نمی کند.

واقعیت این است که چون ایران در این منطقه حضور دارد، آنها فکر می کنند که در ایران هم داعش حضور دارد و کشور ناامنی است. البته این متعلق به نسل قدیم است و جوان ترها بهتر می دانند که ایران جای امنی است.

** شما در ایران می مانید و کار هنریتان را ادامه می دهید یا قصد دارید برای ادامه زندگی به اروپا برگردید؟

ـ فعلا در ایران هستم. به واسطه کارم مسافرت زیاد می کنم، ولی قصد مهاجرت و ماندن در کشور دیگری را ندارم.

** بازخوردهایی که از کار گرفتید چطور بود؟

ـ عالی. سعی می کنم تمام نظرات مخاطبان را دنبال کنم. علی رغم اینکه خیلی ارتباط خوبی با فضای مجازی ندارم ولی تمام نظرات را دنبال می کنم و می خوانم و اتفاقا پیگیر نقدهای سازنده هم هستم. مردم ما خیلی مهربان هستند و لطف بسیاری به من داشتند.

** کدام یک از نقش های پایتخت را بیشتر دوست داشتید؟

ـ تک تک این شخصیت ها را دوست داشتم و حتی بازیگران این سریال در زندگی شخصیشان را هم خیلی دوست دارم. هرکدام از آنها به نوعی کمک حال من بودند. یکی از لحاظ تکنیکی، یکی از لحاظ آرامش، یکی اینکه من در سریال خوشحال باشم. همه را مساوی و به یک اندازه دوست داشتم. شیرینی صحبت کردن فهیمه، درستکاری و مهربانی هما، دل مهربان نقی و اینکه در عین حال می خواهد بگوید من از همه بهترم. بهتاش و غدبازیِ های جوانی اش، باباپنجعلی، رحمت و ... نمی دانم کسی را از قلم انداخته ام یا نه.

** ارسطو چطور؟ او را نگفتید.

ـ ارسطو دیگر گفتن ندارد.(می خندد) همه می دانند عالی است.

**اگر فصل ششم پایتخت ساخته شود در آن حضور دارید؟

ـ آن را باید ببینیم.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 شهریور 1397 09:34 ب.ظ

ریما رامین فر

سه شنبه 13 شهریور 1397 09:33 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: هما ? پایتخت 1 ? پایتخت 2 ? پایتخت 3 ? پایتخت 4 ? پایتخت 5 ?

تفاوت ها و شباهت های ریما رامین فر با همای پایتخت

ریما رامین فر ، همای سریال پایتخت
ریما رامین فر بازیگر نقش هما سعادت در سریال پایتخت در یک گفتگو از شخصیت هما در پایتخت 5 گفت و درباره داستان این سریال در پنجمین فصلش توضیح داد.

توصیف شخصیت همای پایتخت از زبان ریما رامین فر

ریما رامین فر همای سریال پایتخت یکی از شخصیت های دوست داشتنی این سریال است که در جشنواره مردمی تلویزیون به عنوان بهترین بازیگر زن سریال های تلویزیونی در ایام نوروز انتخاب شد.ریما رامین فر

ریما رامین فر

بازیگر و شخصیت محبوب سریال پایتخت در یک گفتگو از شخصیت هما در سریال پایتخت گفت و جزئیاتی در باره این سریال بیان کرد که در ادامه خواهید خواند.

هما نمونه کاملی از یک شخصیت مثبت است؛ عقل کلی که در شرایط دشوار و بحرانی، نقی همه را به او ارجاع می دهد. این حجم از خصوصیت های مثبت و راهنمایی های راه و بیراه خانواده اش می توانست میان او و مخاطب فاصله بیندازد و نقشش را به دوست نداشتنی ترین شخصیت سریال بدل کند.

گفتگویی متفاوت با ریما رامین فر همای سریال پایتخت

تصویر هما از من صبور تر است!

در حقیقت اما چنین نشده است؛ تضاد حضور هما در برخی سکانس های کمدی اتفاقا نمک کار را بیشتر می کند و نبودش قطعا توازن خانواده معمولی را بر هم می زند. ریما رامین فر یا همای سعادت پایتخت را در مراسم تقدیر از عوامل این مجموعه در سازمان هنری، رسانه ای اوج دیدیم و با او در مورد تجربه حضورش در پنج سری از پایتخت و آشناترین نقشش میان مردم، گفت وگو کردیم.

در جایی گفته اید که نسبت به بازی در سری های بعدی «پایتخت» احساس تعهد می کنید. این حس تعهد تا کجاست؟

من از فردای آخرین قسمت دارم به این سوال جواب می دهم که سری ششم ساخته می شود یا نه؟ پس وقتی یک کار تا این اندازه موفق است، مخاطب تا این میزان منتظر تماشای ادامه اش است و دلش می خواهد باز آن را ببیند و انتظار دارد که تو دوباره در یک نقش و در یک مجموعه ظاهر شوی، این دیگر خودخواهی من است که بگویم نه دیگر این نقش تکراری را دوست ندارم.

ریما رامین فر

سارا و نیکا فرقانی و ریما رامین فر در سریال پایتخت

همزمانی ضبط این سریال با پیشنهادهای خوب دیگر برایتان مهم نیست؟

این اتفاق افتاد. من فیلمنامه ای خواندم که بسیار عالی بود و مطمئنم هیچ کس آن کار را رد نمی کند، ولی چون با «پایتخت» همزمان بود آن را نپذیرفتم. از اینگونه اتفاقات پیش می آید.

اگر فیلمنامه سری بعد را دوست نداشته باشید چه؟

امکان ندارد. برای این که آنچه از توانایی و ایده های گروه پدید آوردنده این سریال سراغ دارم این است که پایتخت، هرگز عقبگرد نمی کند. این گروه پیوسته سعی می کنند رو به جلو پیش بروند. من هم بخشی از این تیم هستم و باید بایستم، حمایت کنم و همراه باشم تا کار پیش برود.

بازیگرانی هستند که بعد از مدتی به سینما می روند و می گویند ما تلویزیون کار نمی کنیم. نگاه شما چگونه است؟

ممکن است اگر کار جدیدی در تلویزیون به من پیشنهاد شود ترجیح بدهم که کار تئاتر انجام بدهم. به هر حال نمی شود خرده گرفت، سلیقه ها فرق می کند و هر کس حق انتخاب دارد، اما پایتخت برای من به طور کلی مقوله متفاوتی است. این را بارها در مصاحبه هایم گفته ام که این تیم به اندازه خانواده واقعی ام برای من عزیز است. آنقدر این تیم را دوست دارم که اگر بخواهند در ادامه این مسیر حرکت کنند و من بتوانم بار کوچکی از روی دوش آنها بردارم، حتما کمک خواهم کرد.

چه می شود که گروه و عوامل یک سریال برای بازیگر حکم خانواده را پیدا می کند؟

فکر می کنم به خاطر این است که پله پله با یکدیگر جلو آمدیم. همه می گویند و می دانند که هیچ سریالی تا به حال در ایران به فصل پنجم نرسیده است و ما با این وجود سری پنجم را هم ساختیم. در طول مسیری که با هم طی کرده ایم این همدلی ایجاد شده است؛ همدلی که از راس هرم شروع می شود و به همه اعضا تسری پیدا می کند. این حس مثبت باعث می شود بگویم که هرگز در مقابل خانواده پایتخت کوتاهی نمی کنم.

شما کارهای موفقی مثل «ابد و یک روز» را در سینما داشته اید و در تئاتر نیز سابقه خوبی دارید. در کارنامه کاری تان نقش «هما» چه جایگاهی دارد؟

من شخصیت هما را خیلی دوست دارم و از این که در کارنامه کاری ام این نقش را دارم احساس خوبی می کنم. البته در جایی گفته ام که این نقش می تواند دوست نداشتنی ترین شخصیت سریال باشد.

ریما رامین فر

ریما رامین فر در نمایی از سریال پایتخت

چرا؟

پرداخت این شخصیت به گونه ای است که می تواند دوست نداشتنی باشد.

برای این که از دیگر شخصیت ها مثبت تر است؟

دقیقا. هما مدام در حال تذکر دادن و اصلاح کردن این و آن است. حتی غلط املایی و انشایی اطرافیانش را هم درست می کند! همیشه حواسش هست که خانواده اش اشتباه نکنند. به خاطر این همه مثبت بودن، می تواند دوست داشتنی نباشد و مخاطب او را پس بزند، ولی واقعیت این است که من با ویژگی های این شخصیت کنار آمده ام.

البته در «پایتخت 5» به خاطر مشکلاتی که بعد از تصادف برای او پیش آمد، کمی از ویژگی کامل و ایده آل بودنش کم شد.

من هم همین گونه فکر می کنم. در این سری نقطه ضعف هایی به هما اضافه شد و فکر می کنم شخصیت او را بانمک تر کرد.

چقدر این ویژگی هایی که از هما در سریال می بینیم در فیلمنامه وجود داشته است و چقدر را خودتان به این نقش اضافه کرده اید؟

فکر می کنم شخصیت من و هما به نوعی با یکدیگر به تعامل رسیده اند. الان دیگر نمی توانم در آن چیزی که خشایار الوند و محسن تنابنده پس از پنج فصل می نویسند، شخصیت خودم و هما را تفکیک کنم. امروز به یک وحدت با این نقش رسیده ام.

 ریما رامین فر

ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

خودتان هم مثل هما همین قدر مثبت هستید؟

من نسبت به هما کمی عصبی تر و زودرنج تر هستم و بیشتر از او قهر می کنم.

این سری از پایتخت به لحاظ شرایط تولید و جلوه های ویژه سخت تر از فصل های پیشین آن بود.

درست است. متفاوت تر و خیلی سخت تر.

ضبط کدامیک از سکانس ها برایتان دشوار تر بود؟

از قسمتی که وارد بالن شدیم بسیار سخت بود تا انتها.

آن صحنه ها که بیشتر با جلوه های ویژه رایانه ای درست شده بود؟

قسمتی از آن رایانه ای بود، نه همه اش. آنجا که با بالن بالا رفتیم، با جرثقیل ما را بالا بردند. قسمتی هم که در دریا پرت شدیم، خودمان افتادیم و بخش های مربوط به افتادن در ساحل هم واقعی بود. همه این سکانس ها برایمان دشوار بود اما سکانس هایی که در شهرک دفاع مقدس در گرمای تابستان ضبط کردیم، سخت تر بود.

بعضی از مخاطبان «نقی» و خانواده اش را به خاطر همان قصه های ساده شان و زندگی در شهری کوچک دوست دارند. قصه «پایتخت 5» با جلوه های ویژه ا ی که گفتیم، وارد فضای تازه ای شد. به عنوان بازیگر از این که مخاطب شخصیت های شما را در موقعیت های جدید پس بزند، نترسیدید؟

نه، چون می دانستم لحن شیرین کار حفظ شده است. این خانواده در موقعیت جدید نیز مثل گذشته هستند. یعنی شخصیت های این خانواده شیرینی یشان را در تمام لحظات دارند؛ وقتی بعضی از اعضای این خانواده در شرایط بحرانی در نفربر می رقصند، نشان می دهد اینها هنوز همان خانواده بانمک و شاد و خجسته هستند! تا آخرین لحظات هم شوخی می کنند و حسودی ها، درگیری ها و عشق و عاشقی های خود را دارند.

انتقادهایی را که در مورد قسمت های پایانی سریال و اضافه کردن ماجرای داعش به قصه مطرح شد، شنیده اید؟

در فصل های قبل که داعش هم در کار نبود، ما با انتقاداتی روبه رو بودیم. به انتقادات گوش می دهیم تا بفهمیم چه چیزی منتقدان را اذیت کرده است اما زیاد نمی توان بر این اساس کار را قضاوت کرد.

برخی می گفتند لزومی نداشت این قصه به آن فضا و ماجرای داعش وصل شود و حتی می گفتند اساسا چنین ظرفیتی نداشت.

موافق نیستم. پرداخت ماجرا در قسمت های وصل شدن به ماجرای سوریه و داعش خیلی ظریف است. این که یک خانواده برای کار به ترکیه می روند، سوار بالن می شوند و اتفاقی سر از سوریه درمی آورند به نظرم خیلی خوب از آب درآمده و از کار بیرون نمی زند. قصه پله پله چیده شده تا به آنجا برسد.

حرف و حدیث های بسیاری در این باره در شبکه های اجتماعی مجازی مطرح شد.

اصلا در فضای مجازی نیستم و از بازخوردها در این فضا خبر ندارم.

به طور کلی بازخوردهایی که دریافت می کنید، چگونه است؟

عالی است. مردم در کوچه و خیابان خیلی لطف دارند.

در کدام سکانس خودتان بیشتر خندیده اید؟

تقریبا همه سکانس ها. اول چندین بار تمرین می کنیم و خنده هایمان که تمام می شود، فیلمبرداری می کنیم.

ریما رامین فر

ریما رامین فر بازیگر نقش هما سعادت در سریال پایتخت

سکانسی هست که بیشتر در خاطره تان مانده باشد و بیشتر دوستش داشته باشید؟

چند سکانس است که خیلی دوستشان دارم. اصولا سکانس های عاطفی هما و نقی را دوست دارم.

معمولا این سکانس ها طبیعی و خوب از کار می آید.

دقیقا. به جایی رسیده ایم که این شخصیت ها را خوب می شناسیم و بلدیم احساساتشان را بدرستی نشان دهیم. غیر از این، صحنه هایی را که با فهیمه داشتم خیلی دوست دارم. بخصوص صحنه ای که درباره خواستگارهای زیادش با هما صحبت می کند. سکانسی که جلو رفتم و با الیزابت حرف زدم را هم دوست دارم.

با وجود برخی حاشیه های مطرح شده درباره این سری از پایتخت، اغلب معتقدند پایتخت5 بهتر از دو فصل گذشته است. موافقید؟

ما در گذشته همواره با این مشکل مواجه بودیم که موقع ضبط به پخش می‎ رسیدیم و تیم در حالی که خیلی خسته بود، باید پایان کار را فیلمبرداری می کرد اما این دفعه با فراغ بال تصویربرداری کردیم. از اردیبهشت شروع و تا مهر تمام کردیم و تا عید فرصت کارهای دیگر را داشتیم. همچنین این سری با هزینه بیشتری ساخته شد و این عوامل قطعا در بهتر شدن کار موثرند. شخصا «پایتخت 3» را خیلی دوست دارم؛ همان پایتختی که به ماجرای مسابقات کشتی می پرداخت.

اتفاقا می خواستم بپرسم خودتان کدام فصل ها را بیشتر دوست دارید؟

من سری یک، سه و پنج را بیشتر دوست دارم.

و دلیل این انتخاب؟

احساس می کنم فیلمنامه هایشان قوام بهتری دارد و در مجموع کار بهتری شد. اگر حساب کنید، سری های فرد را بیشتر دوست دارم. البته نه به این معنی که دو و چهار را دوست ندارم.

ممکن است نقش هما هم یک روزی مانند نقش «بهبود» حذف شود؟

چرا که نه! البته گروه تا به حال هرگز نقشی را حذف نکرده است. این تصمیم خود مهران احمدی بود که می خواست نباشد. من هم اگر روزی بگویم تحت هیچ شرایطی نمی آیم گروه مجبور است چاره ای بیندیشد و نقش را حذف کند. زیرا نمی گویند چون هما نمی آید، ما هم ادامه را نمی سازیم.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

#حال_ندارم_عنوان_بنویسم # وقتی_ارسطو_کیا_اپتیما_سوار_میشود #با_منبع وقتی اسمشو نبر لاکچری میشود

سه شنبه 6 شهریور 1397 02:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? ارسطو ? رحمت ? بابا پنج علی ?
وقتی که «ارسطو عامل» کیا اپتیما GT سوار می‌شود!!!

رحمت: نقی داداش میگم بیا آقایی کن از سر تقصیر این ارسطو بگذر. این بنده خدا منظوری نداشت که فقط می‌خواست تو رِه وعده بگیره واسه خونه جدیدش که جناب عالی زدی تو پرش…
نقی: رحمت جان، برادر من، میری به اون کسی که شما رِه واسطه کرده میگی که من، یعنی نقی معمولی، قهرمان جهان و المپیک، داور درجه یک بین المللی کشتی، دیگه یک چنین شخصیتی به نام ارسطو عامل رِه نمی‌شناسم… تمام…
رحمت: به جان رحمان رحیم من خودم اومدم، کسی منه نفرستاده داداش! والا به عنوان هد فامیل زشته که با کسی قهر باشی. از تو انتظارات زیاده داداش!
[رحمت نیم خیز شده و دهانش را به گوش نقی نزدیک می‌کند و می‌گوید]: داداش بیا مردی کن از تقصیر این بشر بگذر؛ راه دوری نمیره، منم شما رِه وعده می‌گیرم چلو کبابی اصغربرّه. بیارم ناپلئونی ره؟
نقی: البته که من میدونم اون شخصیت شما ره فرستاده و میخواد منت کشی کنه. شما میری بهش میگی که منت کشی هم آدابی داره، رسومی داره، سنتی داره، رسمی داره، روشی داره، راهی…[رحمت با نگاه کلافه]: داداش تا صبح میخوای واسه من چی داره چی نداره بگی!
نقی: نه رحمت جان! خلاصه کلام من اینه که طرف خودش پاشه بیاد اینجا، منزل نقی معمولی، قهرمان جهان، داور بین المللی کشتی، رو در رو از من معذرت بخواد، اونوقت شاید من به عنوان هد فامیل گذشت کردم.
باباپنجعلی: هد فامیلِ… بخوابونم دهنش؟
نقی: نه باباجان، رحمته، فامیل ماست. بچه خوبیه.
رحمت: پس داداش من میرم اونور رِه ردیف کنم. ایشالا امشب وعده به خرج ارسطو میریم رستوران کیاسری اینا. رحمان رحیمم میسپارم برن پیش حسن قصاب یک گوسفند زنده بهش بگن ورداره بیاره بزنیم زمین ایشالا به خوبی و خوشی.
نقی:آخ گفتی رحمت جان فقط این دل و جگرشه واسه باباپنجعلی نیگه دار؛ این سر مَعدش سوز میزنه دکتر گفته که دل و جیگر گوسفندی واسش خوبه. اینه رِه زحمتش رِه بکش واسه بابا.
[رحمت چپ چپ به سمت نقی نگاه می‌کند]: واسه بابا! که سر مَعدش سوز میزنه… اونم به چشم، یک دست دل و جیگر ویژه عموپنجعلی. امر دیگه نیس ما مرخص بشیم؟
نقی: نه، قربون دستت رحمت جان، فقط رحمان رحیم ره از طرف من ببوس.
رحمت: خدافظ داداش، خدافظ…
رحمت از منزل نقی که خارج می‌شود، به سرعت گوشی موبایل خود را از جیبش بیرون آورده و شماره ارسطو عامل را می‌گیرد.
رحمت: ارسطو دایی کجایی؟ با نقی صحبت کردم، یه خرده نرم شده، امشب بریم ایشالا واسه آشتی‌کنون.
ارسطو: اوه… یس! من الان دم درِ نمایندگی شرکت کیاموتورز هستم و یک دستگاه خودروی اپتیما 2018 نسخه GT همین الان به من تحویل دادن،اونوقت شما میگی من با این دَبدبه ککبکه و این خودروی لاکچری، پاشم بیام منت کشی از جناب «فخرالدوله نقی معمولی»؟!
رحمت: کبکبه داداش. مبارک باشه دایی، خب پس شیرینی ماشین رِه با آشتی‌کنون یکی می‌کنیم، یه وعده شام اینا ره می‌گیریم، تموم میشه میره پی کارش.
ارسطو: آقا…آقا… چی رو واسه خودت میبُرّی میدوزی؟ من میگم اصلا نقی معمولی در حد من نیس، شما میگی بیا منت کشی؟!
رحمت: زشته ارسطو، این حرف رِه نزنی جایی. شما پسرخاله هم هستین مثل برادر هم میمونین. به خاطر هما خانوم و سارا نیکا، از خر شیطون بیا پایین. اصلا بیا دنبال من با هم صحبت کنیم. من که میدونم ته دلت میخوای آشتی کنی. پاشو بیا درِ آرایشگاه، اونجا می‌بینمت.
ارسطو: باشه آقا، یه ربع دیگه میام. اول باید ماشین ره ترخیص کنم. بای.


نیم ساعت بعد ارسطو با کیا اپتیما 2018 از راه میرسه و دم درِ آرایشگاه رحمت ماشین رو پارک می‌کنه. ارسطو از ماشین پیاده شده و به سمت مغازه
رحمت می‌آید.
ارسطو: درود بر افسانه سه برادر: رحمت، رحمان و رحیم. فقط سائوسائو رو کم دارین. هِه…هه…هه
رحمت: پسر نگفته بودی همچین ماشینی ثبت نام کردی!!! عجب رنگی! عجب در و پیکری!!
ارسطو: کیا…
رحمت: دم شما گرم! فک کردی ما از پشت کوه اومدیم؟! میدونم کیاست، ناسلامتی خودم شاسی سوار بودم یه دوره‌ای.
ارسطو: فهوای کلام من رو نگرفتی شما. میگم کیا رو وعده گرفتی واسه آشتی‌کنون؟ همه فک و فامیل ره نگی بیان!
رحمت: آها از اون نظر. نه داداش مجلس خودمونیه. فعلا نقی و مجلس و اینا ره وِله که داداش، ماشین چجوریاس؟ خوبه؟ بده؟ چند اسبه؟
ارسطو: آقای رحمت خان! این ماشین که می‌بینی اپتیما GT 2018 هستش. سه برادر، رحمت وردیِِ عزیز ره عرض کنم که ندومبه موتور این ماشین از نوع چهار سیلندر توربوشارژ به حجم 2 لیتر هست و قدرتش هم برابر 241 اسب بخار و گشتاورش هم سیصد و پِنجا نیوتن متره. گشتاور که میدونین چیه؟
رحمت: آره دایی تو سایت پدال از این چیزا زیاده، یه چیزایی اونجا خوندم. میگم داداش امکانات، آپشنجات چی چی داره؟
ارسطو: به سوال خوبی اشاره کردی رحمت جان. این خودرو که نیروی موتورش به وسیله یک گیربکس شش سرعته اتوماتیک به چرخ‌های جلو منتقل میشه، دارای امکانات و تجهیزات مختلفی هست، از جمله: رینگ‌های 18 اینچی آلیاژی، سقف بزرگ شیشه‌ای، چراغ‌های LED، اگزوز کرومی، صندلی‌های جلو مجهز به گرمکن و خنک‌کننده، غربیلک فرمان کف-تخت مجهز به گرمکن، شارژر بیسیم تلفن همراه، تهویه مطبوع با تنظیمات دوگانه، صفحه نمایشگر لمسی هشت اینچی، سیستم صوتی harman/kardon با ده اسپیکر و یک نمایشگر TFT در داشبورد، مجموعه‌ای از تجهیزات کیا اپتیما GT محسوب می‌شن.
همچنین از نظر ایمنی، تجهیزاتی مثل: دوربین پارک به همراه حسگرهای جلو و عقب، هشدار انحراف از مسیر، ترمز خودکار اضطراری، مانیتورینگ نقاط کور، هشدار ترافیک پشت سر، شش عدد کیسه هوا، نوربالای خودکار و تغییر زاویه چراغ‌های جلو در سر پیچ، روی این ماشین عرضه شده.
رحمت:ای‌ولله داداش، فول امکاناته! پس داداش امشب ساعت هفت دسته گل و ناپلئونی بگیر بریم خونه نقی شون.
رحمت: چشم. میریم خونه نقی‌شون.
[ساعت 8 شب، منزل نقی معمولی]
نقی: هما، بابا زنگ میزنن. اون درِ رِه یکی باز کُنه. ای بابا خوبه آیفون تصویری داریم هیچکی نمیره در ره باز کنه، اگه نداشتیم چی می‌شد؟ پاشم برم ببینم کیه. این که رحمت خودمونه، بعله جناب منت‌کش هم تشریف آوردن. صبر کن ببینم ماشین چی میگه؟ ماشین به این خوشگلی دست ارسطو چه میکنه؟
رحمت: نقی جان داداش باز کن، ماییم.
نقی: بفرما تو داداش.
رحمت به همراه ارسطو وارد خانه می‌شوند.
رحمت: نقی جان داداش دیگه بحث محث نکن، پاشین بیاین قال قضیه ره بکَنین آشتی کنین بره پیِ کارش.
نقی: رحمت جان مگه ما بچه‌ایم که قهر باشیم، فقط سرِ اون مَسْله بنده احساس میکنم که به شعور من توهین شده.
ارسطو: آقا! من جلوی جمع از شما آقای نقی معمولی، قهرمان جهان، معذرت میخواهم. ایشالا میخوام شما و خانواده محترم ره ببرم مسافرت، اونم با یک ماشین لاکچری که دم خونه همین الان پارک شده.
نقی: ماشین مال کیه؟ از کجا آوردی؟
ارسطو: آقا نقی قابل شما رو نداره. مال بندس، الانم شما میتونی با من بیای بریم یه چن پُرس چلوکباب بگیریم واسه آشتی کنون، هم یه دوری با ماشین بزنیم. میدونم که خیلی دوس داری پشت فرمونش بشینی.
نقی: البته که بنده ماشین ندیده نیستم، ولی اصرار میکنی بریم آقا. رحمت تو هم میای؟
رحمت: بله داداش بریم که تست درایو بعد آشتی کنون خیلی میچسبه.
نقی، ارسطو و رحمت وارد ماشین می‌شوند.
ارسطو: داداش این صندلی‌های چرمی عجب خوش ساخت و با کیفیته! اکثر متریال کابینم از جنس مرغوبه!
رحمت: البته از اونجا که بنده یک دوره طولانی شاسی سوار بودم، کیفیت اون درب داشبورد و یکی دو جای دیگه، یه خرده چیپ به نظر میرسه. در ضمن به خاطر سقف شیبدار، فضای سر صندلی‌های عقب تاحدی محدود هستش. البته فضای پای سرنشینان عقب عالیه داداش.
نقی با حالت تمسخر: مرسی که هستین جناب رحمت تست درایو…هه،هه،هه…
ارسطو: آقا نقی این ماشین 510 لیتر فضا داره توی صندوق عقب که یعنی می‌تونیم وسایل سفر رو به راحتی در صندوق جا بدیم. به هما خانوم بگو وسایل رو آماده کنه که همین فردا میریم مشهد.
نقی: آخ گفتی، چشم پسرخاله جان گلم، حالا راه بیُفت به سمت رستوران حسن کبابی، ما یه شام واسه خاطر ماشین از تو بگیریم.
به سمت رستوران به راه افتادند.
ارسطو: آقا نقی سکوت کابین رو چی گفتی؟ دست انداز جاده رو اصلا حس میکنی تو؟ فقط یه خرده گاز که میدی صدای موتور میاد تو کابین که اصلا مهم نیس. موتور گیربکس ماشین هم خیلی خوب با هم هماهنگ شدن.
نقی: البته یک مقدار تاخیر توربو تو این ماشین احساس میشه، اما در کل وظیفش ره توربوشارژ درست انجام میده.
رحمت: مرسی از جناب معمولی موتورترِند…هه،هه،هه
نقی: نه رحمت جان، بنده هر ازگاهی همین وبسایت پدال خودمون رِه پیگیری می‌کنم، همینه که یه چیزایی حالیم میشه.
ارسطو:آقایون در کل به نظر من این ماشین دارای نکات مثبت زیادی مانند: صندلی‌ها نرم و راحت، سواری آرامش بخش، کابین ساکت و قوای محرکه کافی هست. اما در طرف دیگه ماجرا، فقدان اپل کارپلی، سیستم صوتی کم کیفیت و عدم تناسب کافی بین کارکرد سیستم فرمان و قوای محرکه، جزو نقاط ضعف محسوب میشن. اما در کل من راضیم از ماشین.
نقی: پس ایشالا فردا پیش به سوی مشهد.
رحمت: به قول عموپنجعلی، بوریم مَ…شَ…د .هه،هه
نقی: مرگ، بی تربیت! خودته مسخره کن
رحمت: ببخشید نقی جان، شرمنده قصد جسارت نداشتم.ببخشید
نقی: هه،هه،هه شوخی کردم دایی. اینم حسن کبابی، بریم یه شامی بگیریم که خیلی گشنمه
ارسطو: ندومبه پیش به سوی حسن کبابی…رستوران کیاسری و اصغربره هم فعلا وِلَکنْ…

منبع :https://www.pedal.ir/%da%a9%db%8c%d8%a7/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%b7%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%be%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%a7-gt-2018/




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 شهریور 1397 02:57 ب.ظ

ایا تقلب کار خوبیست؟؟؟؟؟؟

جمعه 2 شهریور 1397 12:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? سارا نیکا ? هما ? نقی ?
روزی بود و روزگاری
دو دختر دوقلو به نام های سارا و نیکا بودند
they were lazy
و درس نخوانده بودند
انها مادری به نام هما داشتند
و پدر انها انان به را تشویق میکرد تلقب
وقتی مادرشون ناهار میپخت سارا و نیکا شروع کردند به نوشتن
و برگه به زمین افتاد
فهیمه عمه اشان
دید برگه ای روی زمین افتاده ان را برداشت و به هما نشان داد
هما اتیشی میشود
ای و وای که قرار بود کله اشان از سرشان جدا شود
هما سر ان ها داد
زد و نقی گفت : عه
--- فقط عه نقی
-------- هما بابا من هنوز خوابم ولکن اقا ولکن
خیلی نگران هستم که بچه هام  یه تقلب ساده هم نتونستند بکنند



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 2 شهریور 1397 12:52 ب.ظ

الیزابت و نیلوفر رجایی فر

شنبه 6 مرداد 1397 04:36 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? الیزابت ?
See the source image

See the source image
See the source image
See the source image
 از اون لباس سیاه یک شخصیت دیگر





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 6 مرداد 1397 04:40 ب.ظ

حالا انگار چیه

شنبه 6 مرداد 1397 04:31 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ?
See the source image
مشکل چیه
یعنی کسی که تو جم کار میکنه نباید
بره تو سینما های ایران ؟!
شاید بعد مرگ سعید کریمیان بخواد استعفا بده
بره فیلم بازی کنه ( ولی به گمونم بره خارج چون حجاب دوست نداره)



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 6 مرداد 1397 04:32 ب.ظ