تبلیغات
              کلوپ پایتخت دوستان - مطالب سارا نیکا

بیشعور ها منتقد میشوند!

یکشنبه 29 مهر 1397 04:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?

فصل پنجم سریال پایتخت با انتقادهای جدید روبرو شد!

سریال پایتخت ، فصل پنجم سریال پایتخت
پخش فصل پنجم سریال پایتخت و مطرح شدن ماجراهای جدیدی در آن باعث شد تا این فصل از سریال نوروزی شبکه یک سیما با انتقادهای جدیدی مواجه شود.

انتقادهایی که به سریال پایتخت وارد شد

در حالی که فصل پنجم سریال پایتخت با استقبال زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبرو شد اما منتقدان ایراداتی به این فصل پایتخت مطرح کردند و این انتقادها را اینگونه شرح دادند.سریال پایتخت

سریال پایتخت

انتقادهایی که درباره داستان سریال پایتخت مطرح شد

یک منتقد تلویزیون با اشاره به مساله طرح ازدواج دو دختربچه سریال «پایتخت» بیان کرد که این برداشت اشتباه است که عوامل در پی ترویج ازدواج در سن پایین بوده اند.

رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون درباره سریال «پایتخت 5» ساخته سیروس مقدم که این شب ها از شبکه یک سیما روی آنتن می رود گفت:تجربه سریال های چند فصلی نشان داده است که وقتی مخاطبان کاری را دوست داشته اند و بعد فصل های بعدی آن در تلویزیون و یا حتی شبکه نمایش خانگی ساخته شده به میزان فصل اول موفق نبوده است اما فصل پنجم پایتخت اثر باکیفیتی شده است.

وی ادامه داد:«پایتخت 5» حتی نسبت به فصل چهارم خیلی موفق تر است و شاید یک دلیل این است که وقتی سریالی فرصت کافی برای نگارش، ساخت و پرداخت داشته باشد اشکالات کمتری دارد. این موفقیت درحالیست که کار عوامل سریال در این فصل بسیار سخت تر است چون توقع مردم بالا رفته و شخصیت ها شناخته شده هستند.

این روزنامه نگار همچنین با اشاره به سرمایه گذار فصل پنجم این سریال عنوان کرد:خیلی ها به دلیل اینکه موسسه اوج پشت این سریال است کمی دچار بدبینی شدند و حتی با اینکه سریال را دوست دارند اما ناراحتند که چرا با موسسه اوج همکاری شده است ولی مساله این است که ما نمی توانیم کیفیت و یا بی کیفیتی یک اثر را متاثر از سرمایه گذار و موسسه ای که پشت آن است بدانیم.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و احمد مهران فر در فصل پنجم سریال پایتخت

این منتقد با اشاره به ویژگی های سریال «پایتخت» عنوان کرد:من تضادی را در سریال احساس می کنم که البته نگاه قطعی نسبت به آن ندارم. «پایتخت 5» در عین اینکه طنز است و موقعیت های فانتزی و اغراق آمیز دارد از فضایی رئال هم برخوردار است و روابط آدم ها در خانواده و اجتماع برای مخاطب باورپذیر است.

«پایتخت» از معدود سریال هایی است که در عین اینکه بومی و محلی است اما محبوبیت ملی داردوی با اشاره به پرداخت سریال به فرهنگ بومی اظهار کرد:شاید «پایتخت» از معدود سریال های تلویزیونی باشد که در عین اینکه بومی و محلی است و بافت جغرافیایی آن خارج از تهران است اما محبوبیت ملی دارد و شاید اگر جای دیگری بود اینقدر محبوبیت نداشت و بخشی از دلیل این محبوبیت آشنایی با خرده فرهنگ شمال است.

صائمی در واکنش به مطرح شدن ازدواج سارا و نیکا دو دختربچه دوقلوی این سریال بیان کرد:اکنون سن ازدواج در شمال کشور هم انقدر پایین نیست و به نظر من نقی و هما در این سریال قصد شوهر دادن بچه هایشان را ندارند. حتی آنها قبل از اینکه به ترکیه بروند فکر می کنند مدیری که برای خواستگاری فهیمه آمده برای دخترانشان آمده و نقی به همین دلیل یک درگیری ایجاد می کند.

اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شدوی اضافه کرد:اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شد. با نگاهی دیگر ممکن است نگاه رحمت باشد که در رویاهای خودش فکر می کند این دوقلوها برای برادرانش مناسب هستند و سریال قصد نداشته که ازدواج در سن پایین را ترویج کند. به صرف اینکه مساله ای طرح می شود به معنای ترویج و تایید آن نیست و چون طنز است باید از این زاویه هم به موقعیت نگاه کنیم.

این منتقد همچنین به ازدواج فهیمه که همسرش فوت کرده است اشاره و بیان کرد:چرا ازدواج فهیمه در سریال مورد توجه قرار نمی گیرد؟ او زن جوانی است که همسرش فوت کرده است و خواستگار هم دارد و اتفاقا هنوز این مساله در جامعه ما قبح دارد که در سریال این قبح شکسته می شود. همه ما چنین زنانی را در اطراف خود می بینیم و چرا باید اینها یک عمر تنها باشند. این نکته مثبتی است که سریال به آن توجه کرده است و حتی ما می بینیم که فهیمه به رحمت علاقه دارد.

وی از برخی از دیالوگ های سریال یاد کرد و گفت:بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال است و نباید کل کل کردن را با تو سر هم زدن اشتباه بگیریم.

بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال استاین منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به صحنه ای از سریال توضیح داد:در یکی از قسمت ها برخورد نقی را در حضور جمع با بهتاش دیدیم که روی دستش خالکوبی کرده بود و بعد درباره این حرکت صحبت می شود که چرا نقی در جمع اینگونه برخورد کرد؟ این یک ویژگی خوب سریال است که ما با نقد اجتماعی خیلی خوبی نسبت به رفتارها و کنش ها مواجه هستیم که البته از چنین صحنه هایی بیشتر جنبه طنز آن مورد توجه قرار می گیرد.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و هومن حاجی عبداللهی در فصل پنجم سریال پایتخت

صائمی درباره شخصیت پردازی در سریال نیز بیان کرد:مردم شخصیت های «پایتخت» را می شناسند و حتی می توانند پیش بینی کنند که هما و یا نقی چه واکنش هایی نسبت به یک رفتار می توانند داشته باشند. من کمتر سریالی دیدم که مخاطب اینقدر از شخصیت ها توقع داشته باشد و نشان می دهد که چقدر این شخصیت ها تاثیرگذارند که مخاطب آنها را واقعی می پندارد و از حالت دراماتیک خارج می شود.

این روزنامه نگار عنوان کرد:«پایتخت» پیچیدگی روابط فردی و اجتماعی را هم نشان می دهد و گاهی فکر می کنیم شخصیت ها دچار تناقض هستند اما مساله این است که ما در این سریال با قهرمان ها مواجه نیستیم بلکه همه خاکستری هستند و نقاط قوت و ضعف دارند. نقی در عین حسادت به پسرخاله اش باز هم حامی اوست و یا در عین کل کل با هما، روابط زناشویی خوبی با هم دارند.

وی اضافه کرد:بهترین اتفاق در این سریال برای بهرام افشاری رخ داده است او با اینکه اخیرا در چند فیلم سینمایی بازی های خوبی داشته است اینجا بسیار خوب دیده می شود و قابلیت های خود را به اثبات می رساند.

مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرداین منتقد به طولانی شدن بعضی از صحنه ها اشاره و عنوان کرد:مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرد حتی بعضی سکانس ها مثل حضور در فضای بسته ماشین به درازا می کشید. البته با نگاهی دیگر می توان گفت که در «پایتخت5» توجه بیشتری به جزییات شکل گرفته است و گاهی هم داستانک هایی اضافه می شود که به دلیل موقعیت های طنزی است که در آنها وجود دارد.

وی در پایان بیان کرد:تنها نکته ای که باید نگران آن بود ورود قصه به داعش است و امیدوارم ورود به چنین فضایی، قصه را دچار سانتی مانتالیسم سیاسی نکند و در ذوق مخاطب نخورد.

فصل پنجم سریال پایتخت

درگیری با داعش در فصل پنجم سریال پایتخت

یکی از ویژگی های مهم پایتخت در تمام فصل هایی که تا به حال ساخته شده، این است که هیچ وقت مستقیم گویی نکرده و سراغ مسائل سیاسی هم نرفته است. اینبار هم چنین اتفاقی نیفتاده. خودتان اگر سریال را تماشا کنید متوجه اصل ماجرا می شوید.بستر قصه پایتخت 5 به گونه ای پیش رفته که توانسته این اجازه را به خود بدهد که با این مسائل هم شوخی کند؛ اما داستان اصلی پایتخت 5، هیچ ارتباطی به جنگ سوریه، داعش، ترکیه و ... ندارد. قصه چیز دیگری است اما در حین روایت آن، این حوادث هم پیش می آید.

تمام پایتخت ها تا به حال یک ویژگی مشترک داشتند آن هم محوریت خانواده است. درواقع برگ برنده ما همین مسئله است.آدم های این خانواده هیچ کدام شبیه به هم نیستد. هر کدام ساز خودشان را می زنند؛ اما وقتی کنار هم قرار می گیرند به یک تن واحد تبدیل می شوند.به محض آنکه به مشکل می خورند اختلاف ها را کنار می گذارند و همه تلاش می کنند از آن مشکل و بحران رد شوند. احترام هم را نگه می دارند. دعوا می کنند؛ اما توهین نمی کنند. همیشه برای بزرگتر ارزش قائل اند.

در این مجموعه زن و شوهر دعوا می کنند اما هیچوقت به قهر، طلاق و جدایی نمی رسند. چون در این خانواده امیدموج می زند. همچنان هم محور سریال پایتخت 5 خانواده است؛ منتها این بار در موقعیت ها، شرایط و شکل جدیدی مورد محک قرار می گیرند. اگر تا امروز این خانواده را درگیر مسائل داخلی می دیدیم، این بار خانوده پایتخت به دلایلی عازم خارج از وطن می شوند. آنها در کانون بحران هایی قرار می گیرند و تماشاچی را با خود درگیر می کند.تا جایی که همه منتظرند ببینند بالاخره آنها چطور می توانند از این بحران ها که خارج از کشورشان به آنها دچار شده اند رها شوند؟




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:11 ب.ظ

عروسی فهیمه خانوم و اقا رحمت

یکشنبه 29 مهر 1397 04:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: فهیم ? رحمت ? نقی ? هما ? ارسطو ? بهتاش ? بهبود ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ? بابا پنج علی ?
[https://www.aparat.com/v/DlNaG/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA_6]
خیلی باحاله نبینی خیلی بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سارا نیکا

شنبه 28 مهر 1397 05:19 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: سارا نیکا ?
سارا و نیکا ، سارا و نیکای سریال پایتخت
جدیدترین تصاویر از سارا و نیکا فرقانی دوقلوهای سریال پایتخت را در دنیای فرهنگ و هنر نمناک مشاهده کنید.

عکسهای جدید سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا دوقلوهای نقی معمولی در سریال پایتخت 5 به کارگردانی سیروس مقدم هستند که از روزهای ابتدایی ساخت پایتخت با این سریال همراه شده اند. برخلاف شایعاتی که درباره جدایی سارا و نیکا از پایتخت 5 وجود داشت ، این دوقلوی سریال پایتخت ، در پایتخت 5 نیز با سیروس مقدم همکاری میکنند.سارا و نیکا

سارا و نیکا

نخستین سری سریال پایتخت، سال 90 از تلویزیون به نمایش درآمد و با چنان استقبالی روبه رو شد که سیروس مقدم تا امروز سری پنجم این سریال را جلوی دوربین برده است. یکی از بازیگران محبوب سریال پایتخت سارا و نیکا هستند که در ادامه عکسهایی از آنها را مشاهده میکنید.

جدیدترین تصاویر از سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا بازیگران دو قلویی که با سریال پایتخت بزرگ شدند با انتشار تصاویری جدید از سفره هفت سین و حضور در قبرس صفحه اینستاگرامشان را به روز کردند.

 سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

 سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

عکس های قدیمی سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت 5

سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

 سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت

 سارا و نیکای سریال پایتخت

سارا و نیکا فرقانی بازیگران سریال پایتخت




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دلتون بسوزه

شنبه 28 مهر 1397 05:12 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? پایتخت 5 ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
یوهو.........
دلتون بسوزه
چیه
رفتم والپیپرم رو پایتختی کردم
بیچاره بهتاش معلوم نیست ای کاش به جا
بهتاش اون ارسطوی احمق روانی دهن کج معلوم نمیشد
 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سلام

شنبه 28 مهر 1397 05:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? رحمان رحیم ?
بعد سال ها اومدم و با تعدادی عکس های ناب

منبع: فیلیمو
دیگه عکسای اون روانی بودن



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 مهر 1397 05:07 ب.ظ

زلزه 9 ریشتری در علی اباد:| = کامینگ سون

پنجشنبه 22 شهریور 1397 09:13 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? الیزابت ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
این داستان درباره اینه که بهروز دوست دختر پیدا میکنه و دوست دخترش با اون زلزه 9 و 9 دهم ریشتر میشن
+ بهنام بانی کنسرت میزاره و غوغا به پا میشه
- ارسطو اعتراف میکنه چوچانگ رو کشته
سوع پیشینه میگره
+اوس موسی برمیگرده
- گلرخ با بهتاش ازدواج میکنه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 01:45 ب.ظ

ایا تقلب کار خوبیست؟؟؟؟؟؟

جمعه 2 شهریور 1397 12:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? سارا نیکا ? هما ? نقی ?
روزی بود و روزگاری
دو دختر دوقلو به نام های سارا و نیکا بودند
they were lazy
و درس نخوانده بودند
انها مادری به نام هما داشتند
و پدر انها انان به را تشویق میکرد تلقب
وقتی مادرشون ناهار میپخت سارا و نیکا شروع کردند به نوشتن
و برگه به زمین افتاد
فهیمه عمه اشان
دید برگه ای روی زمین افتاده ان را برداشت و به هما نشان داد
هما اتیشی میشود
ای و وای که قرار بود کله اشان از سرشان جدا شود
هما سر ان ها داد
زد و نقی گفت : عه
--- فقط عه نقی
-------- هما بابا من هنوز خوابم ولکن اقا ولکن
خیلی نگران هستم که بچه هام  یه تقلب ساده هم نتونستند بکنند



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 2 شهریور 1397 12:52 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اخر (پایان داستان فصل 2)

سه شنبه 9 مرداد 1397 07:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: رحمان رحیم ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? خانوم فدوی ? الیزابت ? چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
 این اخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونههههههههه
این اخرین قسمته که میبینیم عاقل شو دیوووووونههههههههههه
در این قسمت

عروسی ارسطو و الیزابته دیگه



 نقی نگاهی به عکس خودشو ارسطو میندازه و میگه : هیییییی اه پسر خاله تو هم متاهل شدی
یادمه مخ خانوم فدوی .... چو چانگ بالا خره به این زن انگلیسی رسیدی
این زندگیمون یه فلسفه ی اجتماعیه
میدونستی
اوفففف الهی خوشبخت شی



بکن ولی دست از کله کچل ما ور دار
----------------------------------------------------------------------------------
---- اجی تو داری ازدواج میکنی هیچ خبری بهتر از این نیست
---- مرسی
 
 --- دایی میگم منم برم خواستگاری مبینا
--- چی میگی بهتاش
--- داییی
---- باشه
---- نقی زن ارسطو داداش پرستوعه
----- بله پدر جان

---- و بعد همه میرقصن ( رقص ارسطو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ)
چو چانگ مخفیانه میاد تو و بنزین میریزه دور تالار
و فندک روشن میکنه
و


 گرومپ بومب کل اونجا میره هوا و همه میمیرن
:( :( 
خدا رحمتشون کنه
پیش شیر راحت باشین الهی




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت دوم ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 04:07 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ? الیزابت ? سارا نیکا ?
انچه در این قسمت خواهید دید
[

ارسطو و فهیمه و الی میرن علی اباد

نقی هی سوال نیکا رو میکنه

]


--- خب الی جان فارسی از کجا یاد گرفتی
---- یکی از دوستام یادم داد
---- الی ما پاسپورت نداریم
--- خب بریم باید بگیریم
---- همه پولدارن دیگه
----- نهههههههه
----- عب نداره
یک هفته بعد
خب بدویید بریم
داره هواپیما دیر میشه
---------------------------------------------
---- هنوز باورم نمیشه از مرگ برگشتین
--- الی جون حالا که فارسی بلدی میخوام بهت یه چیزی بگم
---- بفرما ارسطو
---- من .... من.... من................... دوست دارم
---- چی..... خب ..... خب .... منم دوست دارم
----- اههههه چی


5 ساعت بعد
بیاین بریم
و بعد رحمت اونا رو میبینه
---- فهیمه... ارسطو .... الیزابت
--- بله رحمت جان
--- اوم ببببههههههههه علیییییییی اباددددددددد شیررررر گاهههه خوش امدید
-----مرسی
---- خب نمیخوای مارو ببری خونه نقی
---- چچچچچرا
----رحمت چی شده نکلت زبون گرفتی ر
ارسطو فهیم الیزابت
---- دارم خواب میبینم
نیکا نیکا تو کجاییی
--- داداش نیکا  با ما نیومد
---------- چیییییییییییییی
---- ولی اگه بخوای به شیر میگم بیارتش اینجا
----- فهیم بگو
و بعد ابر میان و نیکا رو میارن


بابا بابا بابا
نیکا خوبی
--- اره بابا سارا کوش
---- تو خونه
---- بیاین تو دم در بده


---- ارسطو چی میگی میخوای بریم خواستگاری الیزابت
--- بله هما خانوم


انچه در قسمت بعد میبینید

میرن خواستگاری الیزابت





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 04:24 ب.ظ

خوندید

دوشنبه 8 مرداد 1397 04:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ?
این داستان فلسفه ی پایتخته
فصل دومش فردا میاد اگه لذت بردین در نظرات بگین




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 04:29 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اخر (پایان فصل یک)

دوشنبه 8 مرداد 1397 04:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ? چو چانگ ? سارا نیکا ?
در این قسمت خواهید دید....

نقی از کما در میاد

ارسطو با خانوم فدوی ازدواج میکنه

فهیمه زنده میشه



11 و نیم ماه بلاخره نقی از کما درمیاد
---- ای ارسطو پسر خاله ی کله شقه من
چرا مردی با چه حقی
چو چانگ اومد و سارا رو دزدید
ای کاش میدیدی
حیف که مردی
--- نقی داداش بیا بریم
-- بریم رحمت جان


--- ارسطو... ببین من دلم برای زمین تنگ شده ببین میتونی
تو هم از خر شیطان بیا پایین و با خانوم فدوی ازدواج کن
--- باشه
-- من میرم با خانوم فدوی حرف بزنم


شعله خانوم  بیا از خر شیطان بیا پایین
با ارسطو ازدواج کن
--- وا فهیمه خانوم مگه تو دنیای مرده ها هم میشه ازدواج کرد
--- بله که میشه
--- اوم.... پس... باشه


و زمینی شدن فهیمه
و ازدواج شعله و ارسطو


ادامه دارد

فصل دو بزودی

ارسطو تا بخواد ازدواج کنه میره دنیای انسان ها...

در فصل بعد






دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 04:23 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت چهارم

دوشنبه 8 مرداد 1397 03:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: سارا نیکا ? خانوم فدوی ? چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
انچه در این قمست اشکارا ست .....


به دنیای مردگان میرویم

ارسطو خانوم فدوی رو میبینه

و فهیمه بهروز و نیکا

نقی به کما میره


یک ادم درازی به نام ( شیر) داداش بهبود : ا... ارسطو تو هم باش بیا به اینجا

زن داداش و بهروز و نیکا هم اونجان

ارسطو میاد ....

--- ا پسر خاله تو هم رفتنی شدی

بهروز: عمو ارسطو خوش اومدی

--- نیکا : عمو ارسطو واسه چی اومدین اینجا

--- اوف انقد سوال پیچم نکنید ا یه دیقه بزارین استراحت کنم

راستی راحل کو ؟؟؟

--- پسر خاله راحل زنده است

------ چی؟

-- اره ما کل اینجا رو گشتیم ولی راحل نبود در عزاش خانوم شعله رو دیدیم

اونجاست

---- ا... اقا ارسطو ... ا... شما اینجا چه میکنید

---- خانوم فدوی من از شما سوال دارم

شما اینجا چه میکنید

--- والا اقا ارسطو دیالیز تو خانواده ی ما مسریه

-- منم خودکشی کردم

---- واس چی

--- از همه چی راحت شدم

--- شنیدم زنتون زنده است

--- میدونم ولی اون همه رو دست انداخته



نقی : اقای اقای دکتر اقای دکتر حال پسر خاله ام چطوره

---- متاستفم ...

رحمت نقی و بهبود : شما چی میگین اقای دکتر پسرخاله امون هم رفتنی شد

ای وای ای وای

( و نقی عین اون موقع مثه دریل میشه)

و غش

--- نقی نقی نقی نقی.... داییی.................. بابا بابا.....

---- ینی چی نقی تو کما ی طولانی مدت رفته این حرفه

---- هما خانوم ولی کار خداست

------------ کار خداست پس ای خدا ( بهتاش)



انچه  در قمست بعد میبینید


فهیمه با ارسطو صحبت میکنه

ارسطو مجبوره با خانوم فدوی ازدواج کنه

پس از 11 ماه و نیم نقی از کما در میاد








دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 03:50 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت سوم

دوشنبه 8 مرداد 1397 12:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? سارا نیکا ?
در این قسمت خواهید دید.... که ...

فهیمه سکته میکنه

بهتاش افسرده میشه

ارسطو خودکشی میکنه

و نقی همه رو دلداری میده

رحمت و بهبودم باهم میجنگن


بهبود: فهیم جان خوبی
رحمت : اره عالیه بعد ظاهر وحشتناک تو مگه میشه خوب باشه
ینی محشره
بهبود خوب حالا : تا کار از کار نگذشته بریم هاسپیتال بیاریم


 در بیمارستان
خانوم دکتر : ببخشید متاستافه فهیمه خانوم سکته قلبی رو زده و دیر اومدید و... فهیمه خانوم مرده

بهبود و رحمت : چیییییییییی چیییی چیییی
رحمت : نقی داداش خواهرت به رحمت خدا رفته
--- رحمت چی میگی چی شده
حالا بهبود میاد وسط و میگه ---- نقی فهیمه سکته کرده
نقی تیک میگیره حالا هما میاد : بله رحمت چی شده
--- هما فهیمه سکته کرده
--- چیییییییییییییی


 1 سال بعد از مرگ فهیم
بهتاش : ای مادر جان در ان دنیا خوب باشی
و شروع به گریه میکنه
نقی و تقی میگن : دایی جان گریه نکن نمک رو زخممون نپاش

ارسطو به نقی میگه : نقی ... قرصا کوش
--- رو اپنه ر
وقتی نقی میره ارسطو توی برگه مینویسه

نقی عزیز

ببخشید که خودکشی کردم

ولی دیگه نمیتونم منم یه حدی دارم

نمیتونم دووم بیارم

اول راحل بعد بهروز و بعد هم نیکا

 الانم فهیمه

دیگه بسه من خودکشی میکنم

امیدوارم در زندگی موفق باشی

پسر خاله ی عزیزم

از طرف : ارسطو عامل

و بعد میره کل قرصا رو میخوره و....
انچه در قسمت بعد میبینید

نقی از گریه صداش میگیره و میره تو کما .

وعض بده و ارسطو عامل میمیره








دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 12:26 ب.ظ