تبلیغات
              کلوپ پایتخت دوستان - مطالب بابا پنج علی

بیشعور ها منتقد میشوند!

یکشنبه 29 مهر 1397 04:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?

فصل پنجم سریال پایتخت با انتقادهای جدید روبرو شد!

سریال پایتخت ، فصل پنجم سریال پایتخت
پخش فصل پنجم سریال پایتخت و مطرح شدن ماجراهای جدیدی در آن باعث شد تا این فصل از سریال نوروزی شبکه یک سیما با انتقادهای جدیدی مواجه شود.

انتقادهایی که به سریال پایتخت وارد شد

در حالی که فصل پنجم سریال پایتخت با استقبال زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبرو شد اما منتقدان ایراداتی به این فصل پایتخت مطرح کردند و این انتقادها را اینگونه شرح دادند.سریال پایتخت

سریال پایتخت

انتقادهایی که درباره داستان سریال پایتخت مطرح شد

یک منتقد تلویزیون با اشاره به مساله طرح ازدواج دو دختربچه سریال «پایتخت» بیان کرد که این برداشت اشتباه است که عوامل در پی ترویج ازدواج در سن پایین بوده اند.

رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون درباره سریال «پایتخت 5» ساخته سیروس مقدم که این شب ها از شبکه یک سیما روی آنتن می رود گفت:تجربه سریال های چند فصلی نشان داده است که وقتی مخاطبان کاری را دوست داشته اند و بعد فصل های بعدی آن در تلویزیون و یا حتی شبکه نمایش خانگی ساخته شده به میزان فصل اول موفق نبوده است اما فصل پنجم پایتخت اثر باکیفیتی شده است.

وی ادامه داد:«پایتخت 5» حتی نسبت به فصل چهارم خیلی موفق تر است و شاید یک دلیل این است که وقتی سریالی فرصت کافی برای نگارش، ساخت و پرداخت داشته باشد اشکالات کمتری دارد. این موفقیت درحالیست که کار عوامل سریال در این فصل بسیار سخت تر است چون توقع مردم بالا رفته و شخصیت ها شناخته شده هستند.

این روزنامه نگار همچنین با اشاره به سرمایه گذار فصل پنجم این سریال عنوان کرد:خیلی ها به دلیل اینکه موسسه اوج پشت این سریال است کمی دچار بدبینی شدند و حتی با اینکه سریال را دوست دارند اما ناراحتند که چرا با موسسه اوج همکاری شده است ولی مساله این است که ما نمی توانیم کیفیت و یا بی کیفیتی یک اثر را متاثر از سرمایه گذار و موسسه ای که پشت آن است بدانیم.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و احمد مهران فر در فصل پنجم سریال پایتخت

این منتقد با اشاره به ویژگی های سریال «پایتخت» عنوان کرد:من تضادی را در سریال احساس می کنم که البته نگاه قطعی نسبت به آن ندارم. «پایتخت 5» در عین اینکه طنز است و موقعیت های فانتزی و اغراق آمیز دارد از فضایی رئال هم برخوردار است و روابط آدم ها در خانواده و اجتماع برای مخاطب باورپذیر است.

«پایتخت» از معدود سریال هایی است که در عین اینکه بومی و محلی است اما محبوبیت ملی داردوی با اشاره به پرداخت سریال به فرهنگ بومی اظهار کرد:شاید «پایتخت» از معدود سریال های تلویزیونی باشد که در عین اینکه بومی و محلی است و بافت جغرافیایی آن خارج از تهران است اما محبوبیت ملی دارد و شاید اگر جای دیگری بود اینقدر محبوبیت نداشت و بخشی از دلیل این محبوبیت آشنایی با خرده فرهنگ شمال است.

صائمی در واکنش به مطرح شدن ازدواج سارا و نیکا دو دختربچه دوقلوی این سریال بیان کرد:اکنون سن ازدواج در شمال کشور هم انقدر پایین نیست و به نظر من نقی و هما در این سریال قصد شوهر دادن بچه هایشان را ندارند. حتی آنها قبل از اینکه به ترکیه بروند فکر می کنند مدیری که برای خواستگاری فهیمه آمده برای دخترانشان آمده و نقی به همین دلیل یک درگیری ایجاد می کند.

اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شدوی اضافه کرد:اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شد. با نگاهی دیگر ممکن است نگاه رحمت باشد که در رویاهای خودش فکر می کند این دوقلوها برای برادرانش مناسب هستند و سریال قصد نداشته که ازدواج در سن پایین را ترویج کند. به صرف اینکه مساله ای طرح می شود به معنای ترویج و تایید آن نیست و چون طنز است باید از این زاویه هم به موقعیت نگاه کنیم.

این منتقد همچنین به ازدواج فهیمه که همسرش فوت کرده است اشاره و بیان کرد:چرا ازدواج فهیمه در سریال مورد توجه قرار نمی گیرد؟ او زن جوانی است که همسرش فوت کرده است و خواستگار هم دارد و اتفاقا هنوز این مساله در جامعه ما قبح دارد که در سریال این قبح شکسته می شود. همه ما چنین زنانی را در اطراف خود می بینیم و چرا باید اینها یک عمر تنها باشند. این نکته مثبتی است که سریال به آن توجه کرده است و حتی ما می بینیم که فهیمه به رحمت علاقه دارد.

وی از برخی از دیالوگ های سریال یاد کرد و گفت:بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال است و نباید کل کل کردن را با تو سر هم زدن اشتباه بگیریم.

بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال استاین منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به صحنه ای از سریال توضیح داد:در یکی از قسمت ها برخورد نقی را در حضور جمع با بهتاش دیدیم که روی دستش خالکوبی کرده بود و بعد درباره این حرکت صحبت می شود که چرا نقی در جمع اینگونه برخورد کرد؟ این یک ویژگی خوب سریال است که ما با نقد اجتماعی خیلی خوبی نسبت به رفتارها و کنش ها مواجه هستیم که البته از چنین صحنه هایی بیشتر جنبه طنز آن مورد توجه قرار می گیرد.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و هومن حاجی عبداللهی در فصل پنجم سریال پایتخت

صائمی درباره شخصیت پردازی در سریال نیز بیان کرد:مردم شخصیت های «پایتخت» را می شناسند و حتی می توانند پیش بینی کنند که هما و یا نقی چه واکنش هایی نسبت به یک رفتار می توانند داشته باشند. من کمتر سریالی دیدم که مخاطب اینقدر از شخصیت ها توقع داشته باشد و نشان می دهد که چقدر این شخصیت ها تاثیرگذارند که مخاطب آنها را واقعی می پندارد و از حالت دراماتیک خارج می شود.

این روزنامه نگار عنوان کرد:«پایتخت» پیچیدگی روابط فردی و اجتماعی را هم نشان می دهد و گاهی فکر می کنیم شخصیت ها دچار تناقض هستند اما مساله این است که ما در این سریال با قهرمان ها مواجه نیستیم بلکه همه خاکستری هستند و نقاط قوت و ضعف دارند. نقی در عین حسادت به پسرخاله اش باز هم حامی اوست و یا در عین کل کل با هما، روابط زناشویی خوبی با هم دارند.

وی اضافه کرد:بهترین اتفاق در این سریال برای بهرام افشاری رخ داده است او با اینکه اخیرا در چند فیلم سینمایی بازی های خوبی داشته است اینجا بسیار خوب دیده می شود و قابلیت های خود را به اثبات می رساند.

مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرداین منتقد به طولانی شدن بعضی از صحنه ها اشاره و عنوان کرد:مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرد حتی بعضی سکانس ها مثل حضور در فضای بسته ماشین به درازا می کشید. البته با نگاهی دیگر می توان گفت که در «پایتخت5» توجه بیشتری به جزییات شکل گرفته است و گاهی هم داستانک هایی اضافه می شود که به دلیل موقعیت های طنزی است که در آنها وجود دارد.

وی در پایان بیان کرد:تنها نکته ای که باید نگران آن بود ورود قصه به داعش است و امیدوارم ورود به چنین فضایی، قصه را دچار سانتی مانتالیسم سیاسی نکند و در ذوق مخاطب نخورد.

فصل پنجم سریال پایتخت

درگیری با داعش در فصل پنجم سریال پایتخت

یکی از ویژگی های مهم پایتخت در تمام فصل هایی که تا به حال ساخته شده، این است که هیچ وقت مستقیم گویی نکرده و سراغ مسائل سیاسی هم نرفته است. اینبار هم چنین اتفاقی نیفتاده. خودتان اگر سریال را تماشا کنید متوجه اصل ماجرا می شوید.بستر قصه پایتخت 5 به گونه ای پیش رفته که توانسته این اجازه را به خود بدهد که با این مسائل هم شوخی کند؛ اما داستان اصلی پایتخت 5، هیچ ارتباطی به جنگ سوریه، داعش، ترکیه و ... ندارد. قصه چیز دیگری است اما در حین روایت آن، این حوادث هم پیش می آید.

تمام پایتخت ها تا به حال یک ویژگی مشترک داشتند آن هم محوریت خانواده است. درواقع برگ برنده ما همین مسئله است.آدم های این خانواده هیچ کدام شبیه به هم نیستد. هر کدام ساز خودشان را می زنند؛ اما وقتی کنار هم قرار می گیرند به یک تن واحد تبدیل می شوند.به محض آنکه به مشکل می خورند اختلاف ها را کنار می گذارند و همه تلاش می کنند از آن مشکل و بحران رد شوند. احترام هم را نگه می دارند. دعوا می کنند؛ اما توهین نمی کنند. همیشه برای بزرگتر ارزش قائل اند.

در این مجموعه زن و شوهر دعوا می کنند اما هیچوقت به قهر، طلاق و جدایی نمی رسند. چون در این خانواده امیدموج می زند. همچنان هم محور سریال پایتخت 5 خانواده است؛ منتها این بار در موقعیت ها، شرایط و شکل جدیدی مورد محک قرار می گیرند. اگر تا امروز این خانواده را درگیر مسائل داخلی می دیدیم، این بار خانوده پایتخت به دلایلی عازم خارج از وطن می شوند. آنها در کانون بحران هایی قرار می گیرند و تماشاچی را با خود درگیر می کند.تا جایی که همه منتظرند ببینند بالاخره آنها چطور می توانند از این بحران ها که خارج از کشورشان به آنها دچار شده اند رها شوند؟




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:11 ب.ظ

عروسی فهیمه خانوم و اقا رحمت

یکشنبه 29 مهر 1397 04:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: فهیم ? رحمت ? نقی ? هما ? ارسطو ? بهتاش ? بهبود ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ? بابا پنج علی ?
[https://www.aparat.com/v/DlNaG/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA_6]
خیلی باحاله نبینی خیلی بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بحثش جدا بهترین بازیگر مرد ایران

یکشنبه 29 مهر 1397 03:54 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: بابا پنج علی ?

ناگفته های علیرضا خمسه از بابا پنجعلی سریال پایتخت

علیرضا خمسه ، گفتگویی با علیرضا خمسه
علیرضا خمسه بازیگر نقش بابا پنجعلی در سریال پایتخت در یک گفتگو از سختی های بازی در این نقش گفت.
تاریخ انتشار : 13 فروردین 1397

گرفتاریهای بابا پنجعلی از زبان علیرضا خمسه

اگر مخاطبان تلویزیون و بینندگان سریال پایتخت باشید قطعا با شخصیت بابا پنجعلی در سریال پایتخت آشنا هستید. علیرضا خمسه بازیگر نقش بابا پنجعلی در سریال پایتخت است که در فصل پنجم این سریال نیز گروه را همراهی میکند. در ادامه گفتگویی با علیرضا خمسه را میخوانید.علیرضا خمسه

علیرضا خمسه

گفتگویی با علیرضا خمسه درباره بابا پنجعلی پایتخت

علیرضا خمسه بازیگر نقش بابا پنجعلی در یک گفتگو گفت:در این سالها که پایتخت ساخته شده هرسال سریال را در کنار مردم دیده ام و نظرات آنها در این زمینه خیلی برایم مهم است.

علیرضا خمسه

علیرضا خمسه در نقش بابا پنجعلی در سریال پایتخت

وی ادامه داد:فقط این را می توانم بگویم که هر سال برای شروع پخش این سریال لحظه شماری می کنم تا بتوانم آن را به همراه خانواده تماشا کنم و بعد از آن بین مردم می آیم و از نظرهایشان باخبر می شوم.

علیرضا خمسه

علیرضا خمسه در نقش بابا پنجعلی در سریال پایتخت

این بازیگر با اشاره به سختی هایی که تولید سری «پایتخت 5» داشت، بیان داشت:تولید این فصل بسیار سخت بود. تنها جمله ای که می توانم بگویم این است که تولید بسیار دشوار و سختی داشتیم.

 علیرضا خمسه

علیرضا خمسه در نقش بابا پنجعلی در سریال پایتخت

این بازیگر در پایان درباره شخصیت بابا پنجعلی در پایتخت 5 نیز گفت:در برخی سکانس ها که بابا پنجعلی در سکانس های جنگی قرار می گیرد،شرایط سخت و متفاوتی برایش رقم میخورد و در جاهایی حتی می ترسد.

علیرضا خمسه

علیرضا خمسه در نقش بابا پنجعلی در سریال پایتخت

سریال پایتخت 5 در ایام نوروز هر شب از شبکه یک سیما پخش می شود.

 علیرضا خمسه




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 03:51 ب.ظ

دلتون بسوزه

شنبه 28 مهر 1397 05:12 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? پایتخت 5 ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
یوهو.........
دلتون بسوزه
چیه
رفتم والپیپرم رو پایتختی کردم
بیچاره بهتاش معلوم نیست ای کاش به جا
بهتاش اون ارسطوی احمق روانی دهن کج معلوم نمیشد
 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سلام

شنبه 28 مهر 1397 05:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? رحمان رحیم ?
بعد سال ها اومدم و با تعدادی عکس های ناب

منبع: فیلیمو
دیگه عکسای اون روانی بودن



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 مهر 1397 05:07 ب.ظ

زلزه 9 ریشتری در علی اباد:| = کامینگ سون

پنجشنبه 22 شهریور 1397 09:13 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? الیزابت ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
این داستان درباره اینه که بهروز دوست دختر پیدا میکنه و دوست دخترش با اون زلزه 9 و 9 دهم ریشتر میشن
+ بهنام بانی کنسرت میزاره و غوغا به پا میشه
- ارسطو اعتراف میکنه چوچانگ رو کشته
سوع پیشینه میگره
+اوس موسی برمیگرده
- گلرخ با بهتاش ازدواج میکنه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 01:45 ب.ظ

#حال_ندارم_عنوان_بنویسم # وقتی_ارسطو_کیا_اپتیما_سوار_میشود #با_منبع وقتی اسمشو نبر لاکچری میشود

سه شنبه 6 شهریور 1397 02:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? ارسطو ? رحمت ? بابا پنج علی ?
وقتی که «ارسطو عامل» کیا اپتیما GT سوار می‌شود!!!

رحمت: نقی داداش میگم بیا آقایی کن از سر تقصیر این ارسطو بگذر. این بنده خدا منظوری نداشت که فقط می‌خواست تو رِه وعده بگیره واسه خونه جدیدش که جناب عالی زدی تو پرش…
نقی: رحمت جان، برادر من، میری به اون کسی که شما رِه واسطه کرده میگی که من، یعنی نقی معمولی، قهرمان جهان و المپیک، داور درجه یک بین المللی کشتی، دیگه یک چنین شخصیتی به نام ارسطو عامل رِه نمی‌شناسم… تمام…
رحمت: به جان رحمان رحیم من خودم اومدم، کسی منه نفرستاده داداش! والا به عنوان هد فامیل زشته که با کسی قهر باشی. از تو انتظارات زیاده داداش!
[رحمت نیم خیز شده و دهانش را به گوش نقی نزدیک می‌کند و می‌گوید]: داداش بیا مردی کن از تقصیر این بشر بگذر؛ راه دوری نمیره، منم شما رِه وعده می‌گیرم چلو کبابی اصغربرّه. بیارم ناپلئونی ره؟
نقی: البته که من میدونم اون شخصیت شما ره فرستاده و میخواد منت کشی کنه. شما میری بهش میگی که منت کشی هم آدابی داره، رسومی داره، سنتی داره، رسمی داره، روشی داره، راهی…[رحمت با نگاه کلافه]: داداش تا صبح میخوای واسه من چی داره چی نداره بگی!
نقی: نه رحمت جان! خلاصه کلام من اینه که طرف خودش پاشه بیاد اینجا، منزل نقی معمولی، قهرمان جهان، داور بین المللی کشتی، رو در رو از من معذرت بخواد، اونوقت شاید من به عنوان هد فامیل گذشت کردم.
باباپنجعلی: هد فامیلِ… بخوابونم دهنش؟
نقی: نه باباجان، رحمته، فامیل ماست. بچه خوبیه.
رحمت: پس داداش من میرم اونور رِه ردیف کنم. ایشالا امشب وعده به خرج ارسطو میریم رستوران کیاسری اینا. رحمان رحیمم میسپارم برن پیش حسن قصاب یک گوسفند زنده بهش بگن ورداره بیاره بزنیم زمین ایشالا به خوبی و خوشی.
نقی:آخ گفتی رحمت جان فقط این دل و جگرشه واسه باباپنجعلی نیگه دار؛ این سر مَعدش سوز میزنه دکتر گفته که دل و جیگر گوسفندی واسش خوبه. اینه رِه زحمتش رِه بکش واسه بابا.
[رحمت چپ چپ به سمت نقی نگاه می‌کند]: واسه بابا! که سر مَعدش سوز میزنه… اونم به چشم، یک دست دل و جیگر ویژه عموپنجعلی. امر دیگه نیس ما مرخص بشیم؟
نقی: نه، قربون دستت رحمت جان، فقط رحمان رحیم ره از طرف من ببوس.
رحمت: خدافظ داداش، خدافظ…
رحمت از منزل نقی که خارج می‌شود، به سرعت گوشی موبایل خود را از جیبش بیرون آورده و شماره ارسطو عامل را می‌گیرد.
رحمت: ارسطو دایی کجایی؟ با نقی صحبت کردم، یه خرده نرم شده، امشب بریم ایشالا واسه آشتی‌کنون.
ارسطو: اوه… یس! من الان دم درِ نمایندگی شرکت کیاموتورز هستم و یک دستگاه خودروی اپتیما 2018 نسخه GT همین الان به من تحویل دادن،اونوقت شما میگی من با این دَبدبه ککبکه و این خودروی لاکچری، پاشم بیام منت کشی از جناب «فخرالدوله نقی معمولی»؟!
رحمت: کبکبه داداش. مبارک باشه دایی، خب پس شیرینی ماشین رِه با آشتی‌کنون یکی می‌کنیم، یه وعده شام اینا ره می‌گیریم، تموم میشه میره پی کارش.
ارسطو: آقا…آقا… چی رو واسه خودت میبُرّی میدوزی؟ من میگم اصلا نقی معمولی در حد من نیس، شما میگی بیا منت کشی؟!
رحمت: زشته ارسطو، این حرف رِه نزنی جایی. شما پسرخاله هم هستین مثل برادر هم میمونین. به خاطر هما خانوم و سارا نیکا، از خر شیطون بیا پایین. اصلا بیا دنبال من با هم صحبت کنیم. من که میدونم ته دلت میخوای آشتی کنی. پاشو بیا درِ آرایشگاه، اونجا می‌بینمت.
ارسطو: باشه آقا، یه ربع دیگه میام. اول باید ماشین ره ترخیص کنم. بای.


نیم ساعت بعد ارسطو با کیا اپتیما 2018 از راه میرسه و دم درِ آرایشگاه رحمت ماشین رو پارک می‌کنه. ارسطو از ماشین پیاده شده و به سمت مغازه
رحمت می‌آید.
ارسطو: درود بر افسانه سه برادر: رحمت، رحمان و رحیم. فقط سائوسائو رو کم دارین. هِه…هه…هه
رحمت: پسر نگفته بودی همچین ماشینی ثبت نام کردی!!! عجب رنگی! عجب در و پیکری!!
ارسطو: کیا…
رحمت: دم شما گرم! فک کردی ما از پشت کوه اومدیم؟! میدونم کیاست، ناسلامتی خودم شاسی سوار بودم یه دوره‌ای.
ارسطو: فهوای کلام من رو نگرفتی شما. میگم کیا رو وعده گرفتی واسه آشتی‌کنون؟ همه فک و فامیل ره نگی بیان!
رحمت: آها از اون نظر. نه داداش مجلس خودمونیه. فعلا نقی و مجلس و اینا ره وِله که داداش، ماشین چجوریاس؟ خوبه؟ بده؟ چند اسبه؟
ارسطو: آقای رحمت خان! این ماشین که می‌بینی اپتیما GT 2018 هستش. سه برادر، رحمت وردیِِ عزیز ره عرض کنم که ندومبه موتور این ماشین از نوع چهار سیلندر توربوشارژ به حجم 2 لیتر هست و قدرتش هم برابر 241 اسب بخار و گشتاورش هم سیصد و پِنجا نیوتن متره. گشتاور که میدونین چیه؟
رحمت: آره دایی تو سایت پدال از این چیزا زیاده، یه چیزایی اونجا خوندم. میگم داداش امکانات، آپشنجات چی چی داره؟
ارسطو: به سوال خوبی اشاره کردی رحمت جان. این خودرو که نیروی موتورش به وسیله یک گیربکس شش سرعته اتوماتیک به چرخ‌های جلو منتقل میشه، دارای امکانات و تجهیزات مختلفی هست، از جمله: رینگ‌های 18 اینچی آلیاژی، سقف بزرگ شیشه‌ای، چراغ‌های LED، اگزوز کرومی، صندلی‌های جلو مجهز به گرمکن و خنک‌کننده، غربیلک فرمان کف-تخت مجهز به گرمکن، شارژر بیسیم تلفن همراه، تهویه مطبوع با تنظیمات دوگانه، صفحه نمایشگر لمسی هشت اینچی، سیستم صوتی harman/kardon با ده اسپیکر و یک نمایشگر TFT در داشبورد، مجموعه‌ای از تجهیزات کیا اپتیما GT محسوب می‌شن.
همچنین از نظر ایمنی، تجهیزاتی مثل: دوربین پارک به همراه حسگرهای جلو و عقب، هشدار انحراف از مسیر، ترمز خودکار اضطراری، مانیتورینگ نقاط کور، هشدار ترافیک پشت سر، شش عدد کیسه هوا، نوربالای خودکار و تغییر زاویه چراغ‌های جلو در سر پیچ، روی این ماشین عرضه شده.
رحمت:ای‌ولله داداش، فول امکاناته! پس داداش امشب ساعت هفت دسته گل و ناپلئونی بگیر بریم خونه نقی شون.
رحمت: چشم. میریم خونه نقی‌شون.
[ساعت 8 شب، منزل نقی معمولی]
نقی: هما، بابا زنگ میزنن. اون درِ رِه یکی باز کُنه. ای بابا خوبه آیفون تصویری داریم هیچکی نمیره در ره باز کنه، اگه نداشتیم چی می‌شد؟ پاشم برم ببینم کیه. این که رحمت خودمونه، بعله جناب منت‌کش هم تشریف آوردن. صبر کن ببینم ماشین چی میگه؟ ماشین به این خوشگلی دست ارسطو چه میکنه؟
رحمت: نقی جان داداش باز کن، ماییم.
نقی: بفرما تو داداش.
رحمت به همراه ارسطو وارد خانه می‌شوند.
رحمت: نقی جان داداش دیگه بحث محث نکن، پاشین بیاین قال قضیه ره بکَنین آشتی کنین بره پیِ کارش.
نقی: رحمت جان مگه ما بچه‌ایم که قهر باشیم، فقط سرِ اون مَسْله بنده احساس میکنم که به شعور من توهین شده.
ارسطو: آقا! من جلوی جمع از شما آقای نقی معمولی، قهرمان جهان، معذرت میخواهم. ایشالا میخوام شما و خانواده محترم ره ببرم مسافرت، اونم با یک ماشین لاکچری که دم خونه همین الان پارک شده.
نقی: ماشین مال کیه؟ از کجا آوردی؟
ارسطو: آقا نقی قابل شما رو نداره. مال بندس، الانم شما میتونی با من بیای بریم یه چن پُرس چلوکباب بگیریم واسه آشتی کنون، هم یه دوری با ماشین بزنیم. میدونم که خیلی دوس داری پشت فرمونش بشینی.
نقی: البته که بنده ماشین ندیده نیستم، ولی اصرار میکنی بریم آقا. رحمت تو هم میای؟
رحمت: بله داداش بریم که تست درایو بعد آشتی کنون خیلی میچسبه.
نقی، ارسطو و رحمت وارد ماشین می‌شوند.
ارسطو: داداش این صندلی‌های چرمی عجب خوش ساخت و با کیفیته! اکثر متریال کابینم از جنس مرغوبه!
رحمت: البته از اونجا که بنده یک دوره طولانی شاسی سوار بودم، کیفیت اون درب داشبورد و یکی دو جای دیگه، یه خرده چیپ به نظر میرسه. در ضمن به خاطر سقف شیبدار، فضای سر صندلی‌های عقب تاحدی محدود هستش. البته فضای پای سرنشینان عقب عالیه داداش.
نقی با حالت تمسخر: مرسی که هستین جناب رحمت تست درایو…هه،هه،هه…
ارسطو: آقا نقی این ماشین 510 لیتر فضا داره توی صندوق عقب که یعنی می‌تونیم وسایل سفر رو به راحتی در صندوق جا بدیم. به هما خانوم بگو وسایل رو آماده کنه که همین فردا میریم مشهد.
نقی: آخ گفتی، چشم پسرخاله جان گلم، حالا راه بیُفت به سمت رستوران حسن کبابی، ما یه شام واسه خاطر ماشین از تو بگیریم.
به سمت رستوران به راه افتادند.
ارسطو: آقا نقی سکوت کابین رو چی گفتی؟ دست انداز جاده رو اصلا حس میکنی تو؟ فقط یه خرده گاز که میدی صدای موتور میاد تو کابین که اصلا مهم نیس. موتور گیربکس ماشین هم خیلی خوب با هم هماهنگ شدن.
نقی: البته یک مقدار تاخیر توربو تو این ماشین احساس میشه، اما در کل وظیفش ره توربوشارژ درست انجام میده.
رحمت: مرسی از جناب معمولی موتورترِند…هه،هه،هه
نقی: نه رحمت جان، بنده هر ازگاهی همین وبسایت پدال خودمون رِه پیگیری می‌کنم، همینه که یه چیزایی حالیم میشه.
ارسطو:آقایون در کل به نظر من این ماشین دارای نکات مثبت زیادی مانند: صندلی‌ها نرم و راحت، سواری آرامش بخش، کابین ساکت و قوای محرکه کافی هست. اما در طرف دیگه ماجرا، فقدان اپل کارپلی، سیستم صوتی کم کیفیت و عدم تناسب کافی بین کارکرد سیستم فرمان و قوای محرکه، جزو نقاط ضعف محسوب میشن. اما در کل من راضیم از ماشین.
نقی: پس ایشالا فردا پیش به سوی مشهد.
رحمت: به قول عموپنجعلی، بوریم مَ…شَ…د .هه،هه
نقی: مرگ، بی تربیت! خودته مسخره کن
رحمت: ببخشید نقی جان، شرمنده قصد جسارت نداشتم.ببخشید
نقی: هه،هه،هه شوخی کردم دایی. اینم حسن کبابی، بریم یه شامی بگیریم که خیلی گشنمه
ارسطو: ندومبه پیش به سوی حسن کبابی…رستوران کیاسری و اصغربره هم فعلا وِلَکنْ…

منبع :https://www.pedal.ir/%da%a9%db%8c%d8%a7/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%b7%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%be%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%a7-gt-2018/




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 شهریور 1397 02:57 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اخر (پایان داستان فصل 2)

سه شنبه 9 مرداد 1397 07:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: رحمان رحیم ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? خانوم فدوی ? الیزابت ? چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
 این اخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونههههههههه
این اخرین قسمته که میبینیم عاقل شو دیوووووونههههههههههه
در این قسمت

عروسی ارسطو و الیزابته دیگه



 نقی نگاهی به عکس خودشو ارسطو میندازه و میگه : هیییییی اه پسر خاله تو هم متاهل شدی
یادمه مخ خانوم فدوی .... چو چانگ بالا خره به این زن انگلیسی رسیدی
این زندگیمون یه فلسفه ی اجتماعیه
میدونستی
اوفففف الهی خوشبخت شی



بکن ولی دست از کله کچل ما ور دار
----------------------------------------------------------------------------------
---- اجی تو داری ازدواج میکنی هیچ خبری بهتر از این نیست
---- مرسی
 
 --- دایی میگم منم برم خواستگاری مبینا
--- چی میگی بهتاش
--- داییی
---- باشه
---- نقی زن ارسطو داداش پرستوعه
----- بله پدر جان

---- و بعد همه میرقصن ( رقص ارسطو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ)
چو چانگ مخفیانه میاد تو و بنزین میریزه دور تالار
و فندک روشن میکنه
و


 گرومپ بومب کل اونجا میره هوا و همه میمیرن
:( :( 
خدا رحمتشون کنه
پیش شیر راحت باشین الهی




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خوندید

دوشنبه 8 مرداد 1397 04:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ?
این داستان فلسفه ی پایتخته
فصل دومش فردا میاد اگه لذت بردین در نظرات بگین




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 04:29 ب.ظ

:|

سه شنبه 2 مرداد 1397 04:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: بابا پنج علی ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
See the source image
نقی : ارسطو . پسر خاله بدو بیا شماره ی مبین رو بده
ارسطو : بله پسر خاله . شما خجالت نمیکشین ایا؟
نقی : نه چرا فردا میخوام از هما طلاق بگیرم
(حالا هما یهو میاد) هما : ااااااااااا...... نقی .... خجالت نمیکشی تو از من طلاق میگیری
حالا بهتاش نمیدونه
پسرم چیو نمیدونه........ چرا حرف میپرونین ( فهیمه با لحن تلخ)
بهتاش : فهیم چی میگی تو
هما میگه: نقی جان میخوان با مبینا ازدواج کنند
همون مبینه ؟
نه بهتاش مبینا ی دیگه باهوش باش دیگه
بابا پنج علی : همه حرف نزنن
هما من همین فردا از نقی خان طلاق میگیرم جناب با هرکه بخوان ازدواج کنن ولی عمرا نمیزارم سارا نیکا مال تو بشن
نقی میگه هما بابا من غلط کردم من فقط میخواستم به بهتاش کمک کنم
هما خر میشه
ارسطو از نقی میپرسه : پسر خاله. بنظرت مو های فر به من میاد ؟
نقی با طعنه: ارسطو جان فیلسوف جان بزرگ به نظر خودت نمیاد
_ نقی جان من دارم از تو میپرسم
_ خب منم میگم باهوش دهن کج شما خودتون موهای فر دارین واس چی مو فر کنی نکنه میخوای موهات وز بشه
ارسطو و نقی دعوا میکنند




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 6 مرداد 1397 04:24 ب.ظ