کلوپ پایتخت دوستان - مطالب نقی

بیشعور ها منتقد میشوند!

یکشنبه 29 مهر 1397 04:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?

فصل پنجم سریال پایتخت با انتقادهای جدید روبرو شد!

سریال پایتخت ، فصل پنجم سریال پایتخت
پخش فصل پنجم سریال پایتخت و مطرح شدن ماجراهای جدیدی در آن باعث شد تا این فصل از سریال نوروزی شبکه یک سیما با انتقادهای جدیدی مواجه شود.

انتقادهایی که به سریال پایتخت وارد شد

در حالی که فصل پنجم سریال پایتخت با استقبال زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبرو شد اما منتقدان ایراداتی به این فصل پایتخت مطرح کردند و این انتقادها را اینگونه شرح دادند.سریال پایتخت

سریال پایتخت

انتقادهایی که درباره داستان سریال پایتخت مطرح شد

یک منتقد تلویزیون با اشاره به مساله طرح ازدواج دو دختربچه سریال «پایتخت» بیان کرد که این برداشت اشتباه است که عوامل در پی ترویج ازدواج در سن پایین بوده اند.

رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون درباره سریال «پایتخت 5» ساخته سیروس مقدم که این شب ها از شبکه یک سیما روی آنتن می رود گفت:تجربه سریال های چند فصلی نشان داده است که وقتی مخاطبان کاری را دوست داشته اند و بعد فصل های بعدی آن در تلویزیون و یا حتی شبکه نمایش خانگی ساخته شده به میزان فصل اول موفق نبوده است اما فصل پنجم پایتخت اثر باکیفیتی شده است.

وی ادامه داد:«پایتخت 5» حتی نسبت به فصل چهارم خیلی موفق تر است و شاید یک دلیل این است که وقتی سریالی فرصت کافی برای نگارش، ساخت و پرداخت داشته باشد اشکالات کمتری دارد. این موفقیت درحالیست که کار عوامل سریال در این فصل بسیار سخت تر است چون توقع مردم بالا رفته و شخصیت ها شناخته شده هستند.

این روزنامه نگار همچنین با اشاره به سرمایه گذار فصل پنجم این سریال عنوان کرد:خیلی ها به دلیل اینکه موسسه اوج پشت این سریال است کمی دچار بدبینی شدند و حتی با اینکه سریال را دوست دارند اما ناراحتند که چرا با موسسه اوج همکاری شده است ولی مساله این است که ما نمی توانیم کیفیت و یا بی کیفیتی یک اثر را متاثر از سرمایه گذار و موسسه ای که پشت آن است بدانیم.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و احمد مهران فر در فصل پنجم سریال پایتخت

این منتقد با اشاره به ویژگی های سریال «پایتخت» عنوان کرد:من تضادی را در سریال احساس می کنم که البته نگاه قطعی نسبت به آن ندارم. «پایتخت 5» در عین اینکه طنز است و موقعیت های فانتزی و اغراق آمیز دارد از فضایی رئال هم برخوردار است و روابط آدم ها در خانواده و اجتماع برای مخاطب باورپذیر است.

«پایتخت» از معدود سریال هایی است که در عین اینکه بومی و محلی است اما محبوبیت ملی داردوی با اشاره به پرداخت سریال به فرهنگ بومی اظهار کرد:شاید «پایتخت» از معدود سریال های تلویزیونی باشد که در عین اینکه بومی و محلی است و بافت جغرافیایی آن خارج از تهران است اما محبوبیت ملی دارد و شاید اگر جای دیگری بود اینقدر محبوبیت نداشت و بخشی از دلیل این محبوبیت آشنایی با خرده فرهنگ شمال است.

صائمی در واکنش به مطرح شدن ازدواج سارا و نیکا دو دختربچه دوقلوی این سریال بیان کرد:اکنون سن ازدواج در شمال کشور هم انقدر پایین نیست و به نظر من نقی و هما در این سریال قصد شوهر دادن بچه هایشان را ندارند. حتی آنها قبل از اینکه به ترکیه بروند فکر می کنند مدیری که برای خواستگاری فهیمه آمده برای دخترانشان آمده و نقی به همین دلیل یک درگیری ایجاد می کند.

اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شدوی اضافه کرد:اینکه برخی فکر می کنند این بخش از داستان ترویج ازدواج در کودکی است برداشت اشتباهی است اما شاید بهتر بود که مطرح نمی شد. با نگاهی دیگر ممکن است نگاه رحمت باشد که در رویاهای خودش فکر می کند این دوقلوها برای برادرانش مناسب هستند و سریال قصد نداشته که ازدواج در سن پایین را ترویج کند. به صرف اینکه مساله ای طرح می شود به معنای ترویج و تایید آن نیست و چون طنز است باید از این زاویه هم به موقعیت نگاه کنیم.

این منتقد همچنین به ازدواج فهیمه که همسرش فوت کرده است اشاره و بیان کرد:چرا ازدواج فهیمه در سریال مورد توجه قرار نمی گیرد؟ او زن جوانی است که همسرش فوت کرده است و خواستگار هم دارد و اتفاقا هنوز این مساله در جامعه ما قبح دارد که در سریال این قبح شکسته می شود. همه ما چنین زنانی را در اطراف خود می بینیم و چرا باید اینها یک عمر تنها باشند. این نکته مثبتی است که سریال به آن توجه کرده است و حتی ما می بینیم که فهیمه به رحمت علاقه دارد.

وی از برخی از دیالوگ های سریال یاد کرد و گفت:بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال است و نباید کل کل کردن را با تو سر هم زدن اشتباه بگیریم.

بعضی از دیالوگ ها و حرف هایی که بازیگران سریال به هم بیان می کنند و یا فحاشی ها و تو سر هم زدن ها ویژگی های منفی سریال استاین منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به صحنه ای از سریال توضیح داد:در یکی از قسمت ها برخورد نقی را در حضور جمع با بهتاش دیدیم که روی دستش خالکوبی کرده بود و بعد درباره این حرکت صحبت می شود که چرا نقی در جمع اینگونه برخورد کرد؟ این یک ویژگی خوب سریال است که ما با نقد اجتماعی خیلی خوبی نسبت به رفتارها و کنش ها مواجه هستیم که البته از چنین صحنه هایی بیشتر جنبه طنز آن مورد توجه قرار می گیرد.

فصل پنجم سریال پایتخت

محسن تنابنده و هومن حاجی عبداللهی در فصل پنجم سریال پایتخت

صائمی درباره شخصیت پردازی در سریال نیز بیان کرد:مردم شخصیت های «پایتخت» را می شناسند و حتی می توانند پیش بینی کنند که هما و یا نقی چه واکنش هایی نسبت به یک رفتار می توانند داشته باشند. من کمتر سریالی دیدم که مخاطب اینقدر از شخصیت ها توقع داشته باشد و نشان می دهد که چقدر این شخصیت ها تاثیرگذارند که مخاطب آنها را واقعی می پندارد و از حالت دراماتیک خارج می شود.

این روزنامه نگار عنوان کرد:«پایتخت» پیچیدگی روابط فردی و اجتماعی را هم نشان می دهد و گاهی فکر می کنیم شخصیت ها دچار تناقض هستند اما مساله این است که ما در این سریال با قهرمان ها مواجه نیستیم بلکه همه خاکستری هستند و نقاط قوت و ضعف دارند. نقی در عین حسادت به پسرخاله اش باز هم حامی اوست و یا در عین کل کل با هما، روابط زناشویی خوبی با هم دارند.

وی اضافه کرد:بهترین اتفاق در این سریال برای بهرام افشاری رخ داده است او با اینکه اخیرا در چند فیلم سینمایی بازی های خوبی داشته است اینجا بسیار خوب دیده می شود و قابلیت های خود را به اثبات می رساند.

مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرداین منتقد به طولانی شدن بعضی از صحنه ها اشاره و عنوان کرد:مقدمه چینی برای ورود به داستان اصلی طولانی بود و ریتم کار را کند می کرد حتی بعضی سکانس ها مثل حضور در فضای بسته ماشین به درازا می کشید. البته با نگاهی دیگر می توان گفت که در «پایتخت5» توجه بیشتری به جزییات شکل گرفته است و گاهی هم داستانک هایی اضافه می شود که به دلیل موقعیت های طنزی است که در آنها وجود دارد.

وی در پایان بیان کرد:تنها نکته ای که باید نگران آن بود ورود قصه به داعش است و امیدوارم ورود به چنین فضایی، قصه را دچار سانتی مانتالیسم سیاسی نکند و در ذوق مخاطب نخورد.

فصل پنجم سریال پایتخت

درگیری با داعش در فصل پنجم سریال پایتخت

یکی از ویژگی های مهم پایتخت در تمام فصل هایی که تا به حال ساخته شده، این است که هیچ وقت مستقیم گویی نکرده و سراغ مسائل سیاسی هم نرفته است. اینبار هم چنین اتفاقی نیفتاده. خودتان اگر سریال را تماشا کنید متوجه اصل ماجرا می شوید.بستر قصه پایتخت 5 به گونه ای پیش رفته که توانسته این اجازه را به خود بدهد که با این مسائل هم شوخی کند؛ اما داستان اصلی پایتخت 5، هیچ ارتباطی به جنگ سوریه، داعش، ترکیه و ... ندارد. قصه چیز دیگری است اما در حین روایت آن، این حوادث هم پیش می آید.

تمام پایتخت ها تا به حال یک ویژگی مشترک داشتند آن هم محوریت خانواده است. درواقع برگ برنده ما همین مسئله است.آدم های این خانواده هیچ کدام شبیه به هم نیستد. هر کدام ساز خودشان را می زنند؛ اما وقتی کنار هم قرار می گیرند به یک تن واحد تبدیل می شوند.به محض آنکه به مشکل می خورند اختلاف ها را کنار می گذارند و همه تلاش می کنند از آن مشکل و بحران رد شوند. احترام هم را نگه می دارند. دعوا می کنند؛ اما توهین نمی کنند. همیشه برای بزرگتر ارزش قائل اند.

در این مجموعه زن و شوهر دعوا می کنند اما هیچوقت به قهر، طلاق و جدایی نمی رسند. چون در این خانواده امیدموج می زند. همچنان هم محور سریال پایتخت 5 خانواده است؛ منتها این بار در موقعیت ها، شرایط و شکل جدیدی مورد محک قرار می گیرند. اگر تا امروز این خانواده را درگیر مسائل داخلی می دیدیم، این بار خانوده پایتخت به دلایلی عازم خارج از وطن می شوند. آنها در کانون بحران هایی قرار می گیرند و تماشاچی را با خود درگیر می کند.تا جایی که همه منتظرند ببینند بالاخره آنها چطور می توانند از این بحران ها که خارج از کشورشان به آنها دچار شده اند رها شوند؟




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 04:11 ب.ظ

دیالوگ های ماندگار

یکشنبه 29 مهر 1397 04:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 3 ? پایتخت 2 ? نقی ? ارسطو ? خانوم فدوی ?

جالب ترین دیالوگ های سریال پایتخت 3 + تصاویر

پایتخت 3 ، پایتخت 2
جالب ترین و جذاب ترین دیالوگ های سریال پایتخت از شخصیت های نقی معمولی ، ارسطو عامل ، هما ، بابا پنجعلی و اوس موسی و ... را در سایت نمناک می خوانید.

سری سوم سریال پایتخت به کارگردانی سیروس مقدم و بازی قابل قبول محسن تنابنده و احمد مهران فر به از شبکه اول سیما در تعطیلات نوروز پخش گردید و فرصتی مناسب برای مرور دیالوگ ها و صحنه هایی از این فیلم را فراهم کرد.

چند دیالوگ ابتدایی مربوط به سری جدید پایتخت هستند و دیالوگ های بعدی به پایتخت یک و دو تعلق دارند. عکس ها همگی مربوط به سری سوم سریال پایتخت می باشند.

نقی معمولی و ارسطو عامل در سریال پایتخت3


نقی:من در منزل داماد من سکونت دارم؛ هیچ داغی بزرگ تر از این نیست! دارم به قهقرا می رم من؛ فقط بذارید «برم» من!

بازیگران سریال پایتخت 3

***
نقی:ﻣﻦ ﻣﯿ ﺨﻮﺍﻡ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﯿﻠﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﻋﺎﻟﯽ، ﺁﯾﺎ ﺿﺎﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺩﺳﺘِﺘﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺭﻭ ﻣﺎﺷﻪﺗِﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭ

***

نقی:ببین من یه تار گندیده زنم به سر تاپای تو می ارزه! هما من قاطی کنم مردو زن حالیم نمیشه هااااآ

***

پیراهن تیم ملی در سریال پایتخت 3

نقی:مامان خوب هستی؟ رو براهی؟ جات خوبه؟ مامان بهت گفتم من کشتی رو باختم. من همه چی رو باختم مامان...

قبلا بودی، یه دستی سر من می کشیدی، یه مهربانی با من می کردی الان که...

مامان جان یه دعا کن یه فرجی بشه، شبه عیدی من و زن و بچه من، من شرمنده نشن مادر جان....

مادر اگر زحمتی نبود یه شب یه تک پا هم بیا به خواب بابا یه صحبتی باهاش بکنین عشق تو دیوانه کرده

مادر جان من پیش پیش عید تو هم تبریک می گم، من معذرت می خوام من دیر به دیر میام مادر جان.

***

سریال پایتخت 3

باریکلا شعبون کد خدا باریکلا...

***

ارسطو عامل و نقی معمولی

بابا پنجعلی:عباس معصومیه؟

***
 

بازیگر نقش اوس موسی در پایتخت 3
اوس موسی:چار ساعته موخام بُرُم مُستراح روم نِمِشه یکی ر بیدار کُنم بُکُم مو رِ ببر.. مو تا حالا سر بار کسی نبودُم، مگه مستراح درد کمیه؟

نقی:یه زحمتی بکش نیاز به دستشویی پیدا کردی اسم ای دستشویی ر جلوی کسی نبر. بده دیگه، هی می گی نقی، نقی.

اوس موسی:یعنی چی بُگُم دستشویی ندارُم؟ ماخای بُگُم سرویس دارُم؟

نقی:نه، مثلا بگو خسته نباشید.

اوس موسی:ها، نقی جان! خسته نباشید.

***
سکانسی از سریال پایتخت 3


هما:آقا! ببخشید گنجیشک 3 کودومه؟

عابر:I can not speak persian!

نقی:گنجِشک! گنجشک!

عابر:no understand!

هما:بیرد تیری!

نقی:بِرد بِرد بِرد بِرد!

هما:نمی فهمه بابا! از یکی دیگه بپرسیم!

پنجعلی:اجنویه؟

ارسطو:آره پنجعلی جان فکر کنم زیاد اومدیم بالا مرز رو رد کردیم!

***

تندیس پلنگ در سریال پایتخت 3

ارسطو:خانوم فدوی یه سوال دارم! خانوم فدوی!

آیا
ازدواج به خاطر املاک دنیا کار خوبیست؟!

آیا
ازدواج با یک مرد عنکبوتی که کارش اینه این ور و اون ور بپره کار خوبیست؟!

آیا ازدواج با یک بچه ننه! با یک مردی که عروسک بازه جلفه! کار خوبیست؟!

فحوای کلام من اینه!

خلایق هر چه لایق!

الو خانوم فدوی!

من می خواستم بگم من چی کمتر از اون آقا دارم که شما به اون متمایل شدین؟!

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟!

من دسشویی هستم! من دسشویی هستم!

آخ آخ آخ! ضبط شد!

***

سریال پایتخت 3

ارسطو:الان من اگه کلیه بخوام شما به من نمیدی

نقی:خیر اصلا نمیدم اصلا و ابداا

ارسطو:عاقا مسخره بازی در نیار به من که دیگه نگووو، عاقا من که تو رو می شناسم، عاقا معلومه که کلیه می دی، خون می خواستم تو ندادی؟ کلیه ام بخوام میدی دیگه.

نقی:عاقا جان خون فرق داره تو الان به من بگو خون - خون بخواه من 51 لیتر 61 لیتر 71لیتر من در خدمتت می ذارم ولی کلیه فرق داره مگر این که من 3 تا کلیه داشته باشم.

***
 

هومن حاج عبداللهی در سریال پایتخت 3
نقی:من میگم ور داریم رییس جمهور رو با اسم کوچیک صدا بزنیم! این جوری احساس صمیمیت می کنه!!

هما:آخه آدم تو نامه اداری رییس جمهور رو با اسم کوچیک می نویسه؟!

ارسطو:رییس جمهور خاکیه! خاکی! خاکی! قلب شما چی می گه؟

خانوم فدوی:این حرفا رو ول کنین برین سر اصل مطلب!

ارسطو:آره اصل مطلب! اصل مطلب:مشکلات ما چیست؟!

نقی:اجازه بده! مشکلات! بنویس کلا به ما رسیدگی شود!

***
 

آندرانیک تیموریان در سریال پایتخت 3
زن پولدار:من الان شما رو از کجا آوردم؟

نقی:از کنار خیابوون!

زن پولدار:بله شما چقدر باید کنار خیابوون باستید، تا یکی شما رو ببره سر کار؟

نقی:متوجه نمی شم من!؟

زن پولدار:می بینی؟ می بینی آقا سروش! شما اگه درس نخونی آیندت میشه یکی مثله این آقا!

که باید صبح تا شب وایسه کنار خیابون که شاید یکی ببرتش سره کار!

بازیگر نقش بهبود فریبا در سریال پایتخت 3




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عروسی فهیمه خانوم و اقا رحمت

یکشنبه 29 مهر 1397 04:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: فهیم ? رحمت ? نقی ? هما ? ارسطو ? بهتاش ? بهبود ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ? بابا پنج علی ?
[https://www.aparat.com/v/DlNaG/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA_6]
خیلی باحاله نبینی خیلی بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عکس بازیگران پایتخت کنار همسراشون

یکشنبه 29 مهر 1397 03:51 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ?
بازیگران پایتخت ، فضای مجازی
در این مطلب میخواهیم شما را با عکس هایی جذاب از “بازیگران پایتخت” و همسرانشان از احمد مهرانفر تازه داماد سریال پایتخت تا محسن تنابنده و همسرش غافلگیر کنیم.

بازیگران پایتخت را در کنار همسرانشان ببینید

دو روز پیش بود که خبری به سرعت در فضای مجازی منتشر شد و حکایت از ازدواج احمد مهرانفر ارسطوی سریال پایتخت داشت. احمد مهرانفر با انتشار عکسی خبر از ازدواجش داد و بالاخره ارسطوی ازدواجی سریال پایتخت داماد شد. این خبر به سرعت در فضای مجازی انتشار یافت و عکس مونا فائض پور همسر احمد مهرانفر در فضای مجازی بسیار مورد بازدید قرار گرفت.بازیگران پایتخت

بازیگران پایتخت

انتشار این خبر بهانه ای شد تا در قالب یک گزارش بازیگران پایتخت را در کنار همسرانشان بنشانیم و عکس هایی از آنها را منتشر کنیم. در ادامه شما را با تصاویری از بازیگران پایتخت و همسرانشان آشنا خواهیم کرد.

بازیگران پایتخت و همسرانشان در یک قاب

علیرضا خمسه و همسرش

علیرضا خمسه از پیشکسوتان سریال پایتخت است که از اولین فصل این سریال در نقش بابا پنجعلی تیم پایتخت را همراهی میکند. علیرضا خمسه یکبار در سال 62 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسری به نام احمدرضا بود که این ازدواج به جدایی انجامید .

علیرضا خمسه و همسرش

علیرضا خمسه باباپنجعلی پایتخت و همسرش

این بازیگر پیشکسوت یکبار دیگر در سال 72 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج موفق دو دختر به نام درسا و گلسا است.


محسن تنابنده و همسرش

محسن تنابنده بازیگر نقش نقی معمولی در سریال پایتخت یکی از ارکان اصلی پایتخت است و در واقع پایتخت بدون او معنایی ندارد.

محسن تنابنده و همسرش

محسن تنابنده و همسرش روشنک گلپا

روشنک گلپا همسر محسن تنابنده است که این هنرمند در بهمن ماه سال 94 با انتشار تصاویری از مراسم عقدش خبر ازدواج ش را به صورت رسمی اعلام کرد و اولین عکس از محسن تنابنده و همسرش روشنک گلپا توسط محسن تنابنده در تاریخ 23 بهمن ماه سال 94 در صفحه شخصی اش منتشر شد . محسن تنابنده بهمن ماه سال 96 صاحب پسری به نام نامی شد.


احمد مهرانفر و همسرش

احمد مهرانفر ارسوط ازدواجی سریال پایتخت بالاخره در دنیای واقعی و خارج از سریال پایتخت داماد شد.

احمد مهرانفر و همسرش

احمد مهرانفر و همسرش مونا فائض پور

25 فروردین 1397 بود که صفحه اینستاگرام احمد مهرانفر با انتشار خبر ازدواجش به روز شد و مونا فائض پور هنرجوی بازیگری به عنوان همسر احمد مهرانفر معرفی شد.


هومن حاجی عبداللهی و همسرش

هومن حاجی عبداللهی بازیگر نقش رحمت در سریال پایتخت بعد از سابقه خوبی که در اجرا داشت به سمت بازیگری سوق پیدا کرد و با بازی در سریال پایتخت بیشتر به محبوبیت رسید.

هومن حاجی عبداللهی و همسرش

هومن حاجی عبداللهی و همسرش سلیمه قطبی

سلیمه قطبی بازیگر و گوینده رادیو همسر هومن حاجی عبداللهی است و این زوج هنرمند سال 81 با هم عقد کردند و سال 82 با یک مراسم چند نفره زندگی مشترکشان را آغاز کردند و حاصل این ازدواج یک پسر به نام جانان است.


ریما رامین فر و همسرش

ریما رامین فر همای سعادت سریال پایتخت ، سرشناس ترین همسر بازیگر را دارد. امیر جعفری همسر ریما رامین فر بازیگر سریال پایتخت است .

ریما رامین فر و همسرش

ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

زندگی عاشقانه ریما رامین فر و امیر جعفری بیش از یک دهه است که ادامه دارد و حاصل این عشق پسری به نام آئین است.


نسرین نصرتی و همسرش

نسرین نصرتی و همسرش

نسرین نصرتی فهیمه پایتخت و همسرش




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 03:49 ب.ظ

دلتون بسوزه

شنبه 28 مهر 1397 05:12 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? پایتخت 5 ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? الیزابت ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
یوهو.........
دلتون بسوزه
چیه
رفتم والپیپرم رو پایتختی کردم
بیچاره بهتاش معلوم نیست ای کاش به جا
بهتاش اون ارسطوی احمق روانی دهن کج معلوم نمیشد
 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سلام

شنبه 28 مهر 1397 05:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? رحمان رحیم ?
بعد سال ها اومدم و با تعدادی عکس های ناب

منبع: فیلیمو
دیگه عکسای اون روانی بودن



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 مهر 1397 05:07 ب.ظ

فرق میزارن

دوشنبه 26 شهریور 1397 01:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ?
سلام داشتم تو نت میگشتم یهو ایننو دیدم

Image associée
کی استیج رو یادشه
Image associée
 نقی زن میشود
Image associée





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 01:42 ب.ظ

زلزه 9 ریشتری در علی اباد:| = کامینگ سون

پنجشنبه 22 شهریور 1397 09:13 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? الیزابت ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ? رحمان رحیم ?
این داستان درباره اینه که بهروز دوست دختر پیدا میکنه و دوست دخترش با اون زلزه 9 و 9 دهم ریشتر میشن
+ بهنام بانی کنسرت میزاره و غوغا به پا میشه
- ارسطو اعتراف میکنه چوچانگ رو کشته
سوع پیشینه میگره
+اوس موسی برمیگرده
- گلرخ با بهتاش ازدواج میکنه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 01:45 ب.ظ

#سانسور_شده_پایتخت_5 |:

پنجشنبه 15 شهریور 1397 10:05 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ?
[https://www.aparat.com/v/yn9h6]



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

#حال_ندارم_عنوان_بنویسم # وقتی_ارسطو_کیا_اپتیما_سوار_میشود #با_منبع وقتی اسمشو نبر لاکچری میشود

سه شنبه 6 شهریور 1397 02:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? نقی ? ارسطو ? رحمت ? بابا پنج علی ?
وقتی که «ارسطو عامل» کیا اپتیما GT سوار می‌شود!!!

رحمت: نقی داداش میگم بیا آقایی کن از سر تقصیر این ارسطو بگذر. این بنده خدا منظوری نداشت که فقط می‌خواست تو رِه وعده بگیره واسه خونه جدیدش که جناب عالی زدی تو پرش…
نقی: رحمت جان، برادر من، میری به اون کسی که شما رِه واسطه کرده میگی که من، یعنی نقی معمولی، قهرمان جهان و المپیک، داور درجه یک بین المللی کشتی، دیگه یک چنین شخصیتی به نام ارسطو عامل رِه نمی‌شناسم… تمام…
رحمت: به جان رحمان رحیم من خودم اومدم، کسی منه نفرستاده داداش! والا به عنوان هد فامیل زشته که با کسی قهر باشی. از تو انتظارات زیاده داداش!
[رحمت نیم خیز شده و دهانش را به گوش نقی نزدیک می‌کند و می‌گوید]: داداش بیا مردی کن از تقصیر این بشر بگذر؛ راه دوری نمیره، منم شما رِه وعده می‌گیرم چلو کبابی اصغربرّه. بیارم ناپلئونی ره؟
نقی: البته که من میدونم اون شخصیت شما ره فرستاده و میخواد منت کشی کنه. شما میری بهش میگی که منت کشی هم آدابی داره، رسومی داره، سنتی داره، رسمی داره، روشی داره، راهی…[رحمت با نگاه کلافه]: داداش تا صبح میخوای واسه من چی داره چی نداره بگی!
نقی: نه رحمت جان! خلاصه کلام من اینه که طرف خودش پاشه بیاد اینجا، منزل نقی معمولی، قهرمان جهان، داور بین المللی کشتی، رو در رو از من معذرت بخواد، اونوقت شاید من به عنوان هد فامیل گذشت کردم.
باباپنجعلی: هد فامیلِ… بخوابونم دهنش؟
نقی: نه باباجان، رحمته، فامیل ماست. بچه خوبیه.
رحمت: پس داداش من میرم اونور رِه ردیف کنم. ایشالا امشب وعده به خرج ارسطو میریم رستوران کیاسری اینا. رحمان رحیمم میسپارم برن پیش حسن قصاب یک گوسفند زنده بهش بگن ورداره بیاره بزنیم زمین ایشالا به خوبی و خوشی.
نقی:آخ گفتی رحمت جان فقط این دل و جگرشه واسه باباپنجعلی نیگه دار؛ این سر مَعدش سوز میزنه دکتر گفته که دل و جیگر گوسفندی واسش خوبه. اینه رِه زحمتش رِه بکش واسه بابا.
[رحمت چپ چپ به سمت نقی نگاه می‌کند]: واسه بابا! که سر مَعدش سوز میزنه… اونم به چشم، یک دست دل و جیگر ویژه عموپنجعلی. امر دیگه نیس ما مرخص بشیم؟
نقی: نه، قربون دستت رحمت جان، فقط رحمان رحیم ره از طرف من ببوس.
رحمت: خدافظ داداش، خدافظ…
رحمت از منزل نقی که خارج می‌شود، به سرعت گوشی موبایل خود را از جیبش بیرون آورده و شماره ارسطو عامل را می‌گیرد.
رحمت: ارسطو دایی کجایی؟ با نقی صحبت کردم، یه خرده نرم شده، امشب بریم ایشالا واسه آشتی‌کنون.
ارسطو: اوه… یس! من الان دم درِ نمایندگی شرکت کیاموتورز هستم و یک دستگاه خودروی اپتیما 2018 نسخه GT همین الان به من تحویل دادن،اونوقت شما میگی من با این دَبدبه ککبکه و این خودروی لاکچری، پاشم بیام منت کشی از جناب «فخرالدوله نقی معمولی»؟!
رحمت: کبکبه داداش. مبارک باشه دایی، خب پس شیرینی ماشین رِه با آشتی‌کنون یکی می‌کنیم، یه وعده شام اینا ره می‌گیریم، تموم میشه میره پی کارش.
ارسطو: آقا…آقا… چی رو واسه خودت میبُرّی میدوزی؟ من میگم اصلا نقی معمولی در حد من نیس، شما میگی بیا منت کشی؟!
رحمت: زشته ارسطو، این حرف رِه نزنی جایی. شما پسرخاله هم هستین مثل برادر هم میمونین. به خاطر هما خانوم و سارا نیکا، از خر شیطون بیا پایین. اصلا بیا دنبال من با هم صحبت کنیم. من که میدونم ته دلت میخوای آشتی کنی. پاشو بیا درِ آرایشگاه، اونجا می‌بینمت.
ارسطو: باشه آقا، یه ربع دیگه میام. اول باید ماشین ره ترخیص کنم. بای.


نیم ساعت بعد ارسطو با کیا اپتیما 2018 از راه میرسه و دم درِ آرایشگاه رحمت ماشین رو پارک می‌کنه. ارسطو از ماشین پیاده شده و به سمت مغازه
رحمت می‌آید.
ارسطو: درود بر افسانه سه برادر: رحمت، رحمان و رحیم. فقط سائوسائو رو کم دارین. هِه…هه…هه
رحمت: پسر نگفته بودی همچین ماشینی ثبت نام کردی!!! عجب رنگی! عجب در و پیکری!!
ارسطو: کیا…
رحمت: دم شما گرم! فک کردی ما از پشت کوه اومدیم؟! میدونم کیاست، ناسلامتی خودم شاسی سوار بودم یه دوره‌ای.
ارسطو: فهوای کلام من رو نگرفتی شما. میگم کیا رو وعده گرفتی واسه آشتی‌کنون؟ همه فک و فامیل ره نگی بیان!
رحمت: آها از اون نظر. نه داداش مجلس خودمونیه. فعلا نقی و مجلس و اینا ره وِله که داداش، ماشین چجوریاس؟ خوبه؟ بده؟ چند اسبه؟
ارسطو: آقای رحمت خان! این ماشین که می‌بینی اپتیما GT 2018 هستش. سه برادر، رحمت وردیِِ عزیز ره عرض کنم که ندومبه موتور این ماشین از نوع چهار سیلندر توربوشارژ به حجم 2 لیتر هست و قدرتش هم برابر 241 اسب بخار و گشتاورش هم سیصد و پِنجا نیوتن متره. گشتاور که میدونین چیه؟
رحمت: آره دایی تو سایت پدال از این چیزا زیاده، یه چیزایی اونجا خوندم. میگم داداش امکانات، آپشنجات چی چی داره؟
ارسطو: به سوال خوبی اشاره کردی رحمت جان. این خودرو که نیروی موتورش به وسیله یک گیربکس شش سرعته اتوماتیک به چرخ‌های جلو منتقل میشه، دارای امکانات و تجهیزات مختلفی هست، از جمله: رینگ‌های 18 اینچی آلیاژی، سقف بزرگ شیشه‌ای، چراغ‌های LED، اگزوز کرومی، صندلی‌های جلو مجهز به گرمکن و خنک‌کننده، غربیلک فرمان کف-تخت مجهز به گرمکن، شارژر بیسیم تلفن همراه، تهویه مطبوع با تنظیمات دوگانه، صفحه نمایشگر لمسی هشت اینچی، سیستم صوتی harman/kardon با ده اسپیکر و یک نمایشگر TFT در داشبورد، مجموعه‌ای از تجهیزات کیا اپتیما GT محسوب می‌شن.
همچنین از نظر ایمنی، تجهیزاتی مثل: دوربین پارک به همراه حسگرهای جلو و عقب، هشدار انحراف از مسیر، ترمز خودکار اضطراری، مانیتورینگ نقاط کور، هشدار ترافیک پشت سر، شش عدد کیسه هوا، نوربالای خودکار و تغییر زاویه چراغ‌های جلو در سر پیچ، روی این ماشین عرضه شده.
رحمت:ای‌ولله داداش، فول امکاناته! پس داداش امشب ساعت هفت دسته گل و ناپلئونی بگیر بریم خونه نقی شون.
رحمت: چشم. میریم خونه نقی‌شون.
[ساعت 8 شب، منزل نقی معمولی]
نقی: هما، بابا زنگ میزنن. اون درِ رِه یکی باز کُنه. ای بابا خوبه آیفون تصویری داریم هیچکی نمیره در ره باز کنه، اگه نداشتیم چی می‌شد؟ پاشم برم ببینم کیه. این که رحمت خودمونه، بعله جناب منت‌کش هم تشریف آوردن. صبر کن ببینم ماشین چی میگه؟ ماشین به این خوشگلی دست ارسطو چه میکنه؟
رحمت: نقی جان داداش باز کن، ماییم.
نقی: بفرما تو داداش.
رحمت به همراه ارسطو وارد خانه می‌شوند.
رحمت: نقی جان داداش دیگه بحث محث نکن، پاشین بیاین قال قضیه ره بکَنین آشتی کنین بره پیِ کارش.
نقی: رحمت جان مگه ما بچه‌ایم که قهر باشیم، فقط سرِ اون مَسْله بنده احساس میکنم که به شعور من توهین شده.
ارسطو: آقا! من جلوی جمع از شما آقای نقی معمولی، قهرمان جهان، معذرت میخواهم. ایشالا میخوام شما و خانواده محترم ره ببرم مسافرت، اونم با یک ماشین لاکچری که دم خونه همین الان پارک شده.
نقی: ماشین مال کیه؟ از کجا آوردی؟
ارسطو: آقا نقی قابل شما رو نداره. مال بندس، الانم شما میتونی با من بیای بریم یه چن پُرس چلوکباب بگیریم واسه آشتی کنون، هم یه دوری با ماشین بزنیم. میدونم که خیلی دوس داری پشت فرمونش بشینی.
نقی: البته که بنده ماشین ندیده نیستم، ولی اصرار میکنی بریم آقا. رحمت تو هم میای؟
رحمت: بله داداش بریم که تست درایو بعد آشتی کنون خیلی میچسبه.
نقی، ارسطو و رحمت وارد ماشین می‌شوند.
ارسطو: داداش این صندلی‌های چرمی عجب خوش ساخت و با کیفیته! اکثر متریال کابینم از جنس مرغوبه!
رحمت: البته از اونجا که بنده یک دوره طولانی شاسی سوار بودم، کیفیت اون درب داشبورد و یکی دو جای دیگه، یه خرده چیپ به نظر میرسه. در ضمن به خاطر سقف شیبدار، فضای سر صندلی‌های عقب تاحدی محدود هستش. البته فضای پای سرنشینان عقب عالیه داداش.
نقی با حالت تمسخر: مرسی که هستین جناب رحمت تست درایو…هه،هه،هه…
ارسطو: آقا نقی این ماشین 510 لیتر فضا داره توی صندوق عقب که یعنی می‌تونیم وسایل سفر رو به راحتی در صندوق جا بدیم. به هما خانوم بگو وسایل رو آماده کنه که همین فردا میریم مشهد.
نقی: آخ گفتی، چشم پسرخاله جان گلم، حالا راه بیُفت به سمت رستوران حسن کبابی، ما یه شام واسه خاطر ماشین از تو بگیریم.
به سمت رستوران به راه افتادند.
ارسطو: آقا نقی سکوت کابین رو چی گفتی؟ دست انداز جاده رو اصلا حس میکنی تو؟ فقط یه خرده گاز که میدی صدای موتور میاد تو کابین که اصلا مهم نیس. موتور گیربکس ماشین هم خیلی خوب با هم هماهنگ شدن.
نقی: البته یک مقدار تاخیر توربو تو این ماشین احساس میشه، اما در کل وظیفش ره توربوشارژ درست انجام میده.
رحمت: مرسی از جناب معمولی موتورترِند…هه،هه،هه
نقی: نه رحمت جان، بنده هر ازگاهی همین وبسایت پدال خودمون رِه پیگیری می‌کنم، همینه که یه چیزایی حالیم میشه.
ارسطو:آقایون در کل به نظر من این ماشین دارای نکات مثبت زیادی مانند: صندلی‌ها نرم و راحت، سواری آرامش بخش، کابین ساکت و قوای محرکه کافی هست. اما در طرف دیگه ماجرا، فقدان اپل کارپلی، سیستم صوتی کم کیفیت و عدم تناسب کافی بین کارکرد سیستم فرمان و قوای محرکه، جزو نقاط ضعف محسوب میشن. اما در کل من راضیم از ماشین.
نقی: پس ایشالا فردا پیش به سوی مشهد.
رحمت: به قول عموپنجعلی، بوریم مَ…شَ…د .هه،هه
نقی: مرگ، بی تربیت! خودته مسخره کن
رحمت: ببخشید نقی جان، شرمنده قصد جسارت نداشتم.ببخشید
نقی: هه،هه،هه شوخی کردم دایی. اینم حسن کبابی، بریم یه شامی بگیریم که خیلی گشنمه
ارسطو: ندومبه پیش به سوی حسن کبابی…رستوران کیاسری و اصغربره هم فعلا وِلَکنْ…

منبع :https://www.pedal.ir/%da%a9%db%8c%d8%a7/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%b7%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%be%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%a7-gt-2018/




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 شهریور 1397 02:57 ب.ظ

ایا تقلب کار خوبیست؟؟؟؟؟؟

جمعه 2 شهریور 1397 12:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: پایتخت 5 ? سارا نیکا ? هما ? نقی ?
روزی بود و روزگاری
دو دختر دوقلو به نام های سارا و نیکا بودند
they were lazy
و درس نخوانده بودند
انها مادری به نام هما داشتند
و پدر انها انان به را تشویق میکرد تلقب
وقتی مادرشون ناهار میپخت سارا و نیکا شروع کردند به نوشتن
و برگه به زمین افتاد
فهیمه عمه اشان
دید برگه ای روی زمین افتاده ان را برداشت و به هما نشان داد
هما اتیشی میشود
ای و وای که قرار بود کله اشان از سرشان جدا شود
هما سر ان ها داد
زد و نقی گفت : عه
--- فقط عه نقی
-------- هما بابا من هنوز خوابم ولکن اقا ولکن
خیلی نگران هستم که بچه هام  یه تقلب ساده هم نتونستند بکنند



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 2 شهریور 1397 12:52 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت اخر (پایان داستان فصل 2)

سه شنبه 9 مرداد 1397 07:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: رحمان رحیم ? سارا نیکا ? بابا پنج علی ? خانوم فدوی ? الیزابت ? چو چانگ ? بهبود ? رحمت ? بهتاش ? فهیم ? ارسطو ? هما ? نقی ?
 این اخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونههههههههه
این اخرین قسمته که میبینیم عاقل شو دیوووووونههههههههههه
در این قسمت

عروسی ارسطو و الیزابته دیگه



 نقی نگاهی به عکس خودشو ارسطو میندازه و میگه : هیییییی اه پسر خاله تو هم متاهل شدی
یادمه مخ خانوم فدوی .... چو چانگ بالا خره به این زن انگلیسی رسیدی
این زندگیمون یه فلسفه ی اجتماعیه
میدونستی
اوفففف الهی خوشبخت شی



بکن ولی دست از کله کچل ما ور دار
----------------------------------------------------------------------------------
---- اجی تو داری ازدواج میکنی هیچ خبری بهتر از این نیست
---- مرسی
 
 --- دایی میگم منم برم خواستگاری مبینا
--- چی میگی بهتاش
--- داییی
---- باشه
---- نقی زن ارسطو داداش پرستوعه
----- بله پدر جان

---- و بعد همه میرقصن ( رقص ارسطو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ)
چو چانگ مخفیانه میاد تو و بنزین میریزه دور تالار
و فندک روشن میکنه
و


 گرومپ بومب کل اونجا میره هوا و همه میمیرن
:( :( 
خدا رحمتشون کنه
پیش شیر راحت باشین الهی




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت سوم ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 06:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? الیزابت ?
انچه در این قسمت خواهید دید .....

ارسطو میره خواستگاری و ازدواج میکنه وبعد باهمون رقص مسخره اش میرقصه




ارسطو : نقی زود باش بریم
نقی : خاله با پرستو رو میاری
---- نه نقی میارم
----- همه گی حاضر شین
---- هما این چیه
---- نقی این گل سره
--- برای چی میزنی
---- نقی یه روز بزار بزنم
---- عب نداره
----- ولکن اقا ولکن خوشحال بریم


---- خاله اروم باش دیگه
--- الی جون نمیتونم
--- النور حاضری
---- بله خاله
--- خب همه چی درسته
----  بله
و چند دقیقه بعد نقی اینا میان
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
بعد از چند ساعت خوش  و بش
بالاخره ....
النور ( خواهر الی) : خب اصن شما برای خواستگاری نیامدین
خب ماهم میگیم بله

 در قسمت بعدی
[

عروسی میکنن

]







دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 06:59 ب.ظ

داستان فلسفه ی پایتخت قسمت دوم ( فصل دو)

سه شنبه 9 مرداد 1397 04:07 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? رحمت ? الیزابت ? سارا نیکا ?
انچه در این قسمت خواهید دید
[

ارسطو و فهیمه و الی میرن علی اباد

نقی هی سوال نیکا رو میکنه

]


--- خب الی جان فارسی از کجا یاد گرفتی
---- یکی از دوستام یادم داد
---- الی ما پاسپورت نداریم
--- خب بریم باید بگیریم
---- همه پولدارن دیگه
----- نهههههههه
----- عب نداره
یک هفته بعد
خب بدویید بریم
داره هواپیما دیر میشه
---------------------------------------------
---- هنوز باورم نمیشه از مرگ برگشتین
--- الی جون حالا که فارسی بلدی میخوام بهت یه چیزی بگم
---- بفرما ارسطو
---- من .... من.... من................... دوست دارم
---- چی..... خب ..... خب .... منم دوست دارم
----- اههههه چی


5 ساعت بعد
بیاین بریم
و بعد رحمت اونا رو میبینه
---- فهیمه... ارسطو .... الیزابت
--- بله رحمت جان
--- اوم ببببههههههههه علیییییییی اباددددددددد شیررررر گاهههه خوش امدید
-----مرسی
---- خب نمیخوای مارو ببری خونه نقی
---- چچچچچرا
----رحمت چی شده نکلت زبون گرفتی ر
ارسطو فهیم الیزابت
---- دارم خواب میبینم
نیکا نیکا تو کجاییی
--- داداش نیکا  با ما نیومد
---------- چیییییییییییییی
---- ولی اگه بخوای به شیر میگم بیارتش اینجا
----- فهیم بگو
و بعد ابر میان و نیکا رو میارن


بابا بابا بابا
نیکا خوبی
--- اره بابا سارا کوش
---- تو خونه
---- بیاین تو دم در بده


---- ارسطو چی میگی میخوای بریم خواستگاری الیزابت
--- بله هما خانوم


انچه در قسمت بعد میبینید

میرن خواستگاری الیزابت





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397 04:24 ب.ظ

خوندید

دوشنبه 8 مرداد 1397 04:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ترنم
موضوع: نقی ? هما ? ارسطو ? فهیم ? بهتاش ? رحمت ? بهبود ? چو چانگ ? خانوم فدوی ? بابا پنج علی ? سارا نیکا ?
این داستان فلسفه ی پایتخته
فصل دومش فردا میاد اگه لذت بردین در نظرات بگین




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 مرداد 1397 04:29 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 2 1 2